روزنامه سازندگی

باشگاه نویسندگان علی هاشمی

منتشر شده در تاریخ یکشنبه 2 دی 1397 ساعت 13:55

آمریکا به ایران حمله نظامی نمی‌کند

علی هاشمی، عضو شورای سیاستگذاری روزنامه سازندگی

استراتژی جدید آمریکا برای مقابله با ایران در خاورمیانه از سوی مایک پمپئو اعلام شد. آمریکا در نظر دارد با اعمال فشار حرف خود را به کرسی بنشاند. البته این فشارها پس از خروج ترامپ از برجام قابل پیش‌بینی بود. حتی خطر درگیری نظامی هم محتمل بود و اکنون هم پیش‌بینی می‌شود این‌گونه جهت‌گیری‌های تهدیدآمیز ادامه‌دار باشد.
 لذا از سه ماه گذشته تاکنون که ترامپ اولین سخنرانی خود را در جهت مخالفت با برجام انجام داد، بخشی از زیرمجموعه خود که مخالف خروج ترامپ از برجام بودند مانند تیلرسون، وزیر امور خارجه و مشاور امنیتی‌اش را به‌تدریج کنار گذاشت و افرادی را سر کار آورد که همسو با او در مساله برجام حرکت می‌کنند. در حقیقت زیردستان ترامپ مانند پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا و دیگران در حال تکرار ایده‌ای که رئیس‌جمهور آمریکا سه ماه پیش مطرح کرد، هستند و به آن عمل می‌کنند.

 تهدیدها و شروطی که ازسوی آمریکا مطرح می‌شود، به طور مشخص متضمن این ایده است که ترامپ می‌خواهد موضوع وحدت جهانی و مذاکره را که رئیس‌جمهور پیشین آمریکا پیشنهاد داده بود، زیر سوال ببرد، لذا معتقد است آن ایده کارساز نیست.
ترامپ سعی دارد در درجه اول با نظریه همانندسازی کره شمالی مبنی بر وارد آوردن فشار به متحدین به مقابله با ایران بپردازد و این مسیر را کارآمد تلقی می‌کند و در درجه دوم می‌خواهد جمهوری اسلامی را از لحاظ اقتصادی در تنگنا قرار دهد که در قدم اول در مذاکرات این روند را نتیجه‌بخش‌تر می‌داند و همچنین می‌خواهد trump administration را به منصه ظهور برساند در نتیجه این اظهارات و اقدامات ادامه‌دار خواهد بود.

نقش اروپا در این بحران به وجود آمده بسیار تعیین‌کننده است. با توجه به اینکه اروپا از لحاظ جهانی جایگاه ویژه‌تری نسبت به گذشته دارد، لذا از لحاظ اقتصادی قوی‌تر شده و توانسته  20 درصد از اقتصاد جهانی را از آن خود کند و به وحدت کلی دست یابد. این وحدت در صورتی است که در جنگ‌های 1990و 2003  بخشی از اروپا مانند بلژیک و هلند در ائتلاف آمریکا شرکت کردند. اما این انسجام در حال حاضر بهتر از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد به گونه‌ای که برای رد تحریم‌های آمریکا هر 24 عضو آرای مشترک دادند.  اما سوال اینجاست که برای برخورد با هژمونی آمریکا وحدت اروپا کافی است؟ پاسخ این است که موفقیت اروپا در مقابله با آمریکا در بحث برجام به حد مشخصی از بهره‌گیری آنها از قدرت و اقتصاد بازمی‌گردد. 
 

پیش‌بینی می‌شود شرکت‌های بزرگ اروپایی به دلیل منافع و سرمایه‌گذاری‌های عمده‌ای که در آمریکا دارند، از اتحادیه اروپا تبعیت نکنند. تنها شرکت‌های متوسط و کوچک می‌توانند در این عرصه حرکت‌هایی را انجام داده و کمک کنند.
 با این همه در حال حاضر به نظر می‌رسد تهدیدهای آمریکا در حد حرف است و تا 80 روز دیگر اقدامی اساسی صورت نخواهد گرفت؛ اما بعد از این مهلت تعیین‌شده احتمال تحریم خرید نفت ایران وجود دارد. به نحوی که میزان صادرات نفت ایران به 1 میلیون بشکه و به قبل از رفع تحریم‌ها بازگردد.  اکنون ایران با دومسئله روبه‌روست: نخست اینکه کل موضوع برجام مربوط به شورای عالی امنیت سازمان ملل است و دوم اینکه با 5 قدرت جهانی به علاوه 1 مذاکراتی انجام داده که یکی از این کشورها ازآن خارج شده است. مسئولان ایران به دنبال این هستند که آیا 1+4 می‌توانند تضمین‌کننده این مسئله باشند که فروش نفت ایران کاسته نشده و همچنین مسائل اقتصادی ایران حل شود؟  

تلاش‌های 5 عضو باقی‌مانده در برجام تعیین‌کننده است و تا زمانی که وضعیت آنها مشخص نشود، نمی‌توانیم بگوییم به کدام جهت می‌رویم. ولی آنهایی که بدبینانه به موضوع برجام می‌نگرند، معتقدند ایران طی یک ماه آینده از برجام خارج می‌شود. اما درمقابل عده‌ای با  نگاهی خوش‌بینانه امیدوارند که اروپا بتواند بخشی از این تحریم‌ها را کنترل کند ‌و با توجه به اینکه روسیه و چین هم حامی هستند، از دست بالا برخوردار باشد. در واقع اگر 1+4 خود را متعهد در برجام بدانند، تصور می‌رود که ایران در برجام باقی بماند.
ابزارهای بازدارنده‌ای برای عدم برهم خوردن برجام وجود دارد که ما را امیدوار می‌کند حداقل 5 کشور باقی مانده به روند عادی خود ادامه خواهند داد. البته شرایط باقی ماندن نباید اینگونه باشد که شرکت‌های بزرگ اروپا، چین و روسیه عملا خارج شوند و تنها چند شرکت کوچک و غیر‌قابل اعتماد برای مقابله با تحریم‌های آمریکا باقی بماند.برای این موضوع هم ضروری است اروپایی‌ها تضمین‌هایی را به شرکت‌های خود بدهند تا این روند ادامه پیدا کند و با تحریم آمریکا مقابله شود. 

اما تنها ابزار بازدارنده برای جلوگیری از تصمیم ترامپ در داخل آمریکا انتخابات کنگره است که تقریبا همزمان با انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار می‌شود. اگر دموکرات‌ها در این انتخابات  پیروز شوند،  با توجه به مخالفتی که با ترامپ دارند موضع آنها از هم‌اکنون مشخص است و اگر به هر دلیلی درصدد استیضاح ترامپ برآیند، در مذاکرات و مدیریت این بحران موثر خواهد بود. البته این موضع غیر‌قابل پیش‌بینی است و نمی‌توان به آن استناد کرد. اما انتخابات کنگره بیشترین اثرگذاری را در درون آمریکا دارد.
 گمانه‌زنی‌هایی درباره اقدام نظامی آمریکا علیه ایران وجود دارد؛ اما به نظر نمی‌آید آمریکا وارد اقدام نظامی مستقیم با ایران شود. در واقع نه توانایی آن را دارد و نه آن را انجام خواهد داد. این را از صحبت‌های مقامات امنیتی و نظامی می‌توان برداشت کرد. اما اینکه درگیری‌های غیر‌مستقیمی را در منطقه شروع کند محتمل است و اکنون درگیری‌های اسرائیل به عنوان متحد آمریکا در سوریه از این دست است. 

 بحرانی که در اثر خروج ترامپ از برجام به وجود آمده است، یکی از حساس‌ترین موقعیت‌هایی است که ایران از اول انقلاب تاکنون در آن قرار داشته است. به همین دلیل باید از تصمیمات احساساتی پرهیز کرد و یک تصمیم درست و صحیح و به‌موقع (مانند آنچه در قطعنامه 598  رخ داد) و به دور از احساسات و عواطف گرفته شود. 
آمریکایی‌ها از ابزار فشار روانی اقتصادی و حتی فشار نظامی استفاده می‌کنند تا بتوانند در برابر ایران بایستند و ایران را پای میز مذاکره بکشانند و به جهت‌هایی که پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرده است برسند. وقتی به این تهدیدها و جهت‌ها نگاه می‌کنیم می‌بینیم مواردی نیست که بتوان به آن پرداخت، کما اینکه برخی از آنها ممکن است واقعی هم نباشد. در این شرایط حساس باید به‌موقع و درست تصمیمی اساسی گرفته شود و سعی شود متحدان ایران هم در جریان امور  قرار گیرند.

همچنین باید از این جو جهانی که تاکید دارد ایران مطابق مقررات عمل کرده است اما یک کشور با قدرت درصدد برهم‌زدن آن است استفاده شود. بنابراین ضرورت دارد با اتکا به توان دیپلماسی موجود و دیپلمات‌های توانمندی که در این راستا تربیت شده‌اند، از این محور فتنه عبور کنیم.