روزنامه سازندگی

جامعه رسانه

منتشر شده در تاریخ دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت 23:40

برادر بزرگتر مطبوعات اصلاح‌طلب/ نکاتی درباره «نام» روزنامه جامعه و یادی از مرحوم احمد بورقانی

حمیدرضا جلایی‌پور، جامعه‌شناس و مدیرمسئول روزنامه جامعه

یادم هست در مورد شأن نزول «نام» روزنامه جامعه از من بسیار می‌پرسیدند. انصافا «نام جامعه» و «مراحل تقاضای روزنامه جامعه» از وزارت ارشاد از سال ۷۵ و تاسیس آن در اول دوره اصلاحات ناگهان از توی لپ لپ بیرون نیامده بود. اگر به اولین یادداشت اینجانب به‌عنوان مدیرمسئول روزنامۀ «جامعه» مراجعه کنید متوجه می‌شوید روزنامه‌ای در آستانۀ تأسیس بود که می‌خواست برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی به جای کاربرد واژۀ «نظام» برای توصیف و تحلیل زندگی ایرانیان از واژۀ تأسیسی و مدنی «جامعه» (society و نه community) در برابر واژه‌های «نظام»، «امت همیشه در صحنه» و «مردم» (در معنای پوپولیستی آن) استفاده کند. در واقع در آن یادداشت (و بعد در یادداشت‌های من در دورۀ انتشار شش روزنامۀ جامعه، توس، نشاط، عصر آزادگان، گوناگون و نوسازی که مجموع این یادداشت‌ها در دو کتاب «پس از دوم خرداد» و «دولت پنهان» چاپ شده است و مفاد همه آن یادداشت‌ها دفاع از جامعه بر اساس «دولت-ملت» شهروندی بود) توضیح داده شده است که چرا روزنامۀ جامعه می‌خواهد به جای روزنامۀ «حکومت» یا «نظام»، روزنامۀ «جامعۀ مدنی» در ایران باشد.  نام «جامعه» محصول پنج سال تحقیق من دربارۀ جامعه ایران بود. در آن تحقیق من نشان داده بودم که جامعۀ ایران «خیلی حکومتی» شده است و به حوزۀ جامعۀ مدنی دمادم فشار می‌آید. چه بسا بدون چنین زیرساخت تئوریکی از یک طرف نمی‌شد زیر فشارهای متوالی از سوی «قاضی مرتضوی» دوام آورد و از طرفی نمی‌شد انگیزه و امید داشت که با بستن هر روزنامه، دوباره روزنامۀ دیگری را باز کرد که بعداً مخالفان اصلاحات و روزنامۀ «کیهان» به این روزنامه‌های مدنی،  لقب روزنامه‌های زنجیره‌ای دادند.

‌ و اما بورقانی عزیز

من در سال ۱۳۷۵ از وزارت ارشاد تقاضای اخذ مجوز روزنامه‌ای به نام «جامعه» را کرده بودم و با این‌که با مسئولان وزارت ارشاد آشنا بودم، آن‌ها مجوز روزنامه به من ندادند و دلسوزانه به من گفتند انتشار روزنامه کار سنگینی است و از توان فرد یک‌لاقبایی مثل «تو» بر نمی‌آید. تا این‌که دوم خرداد  ۱۳۷۶ شد، خاتمی پیروز شد و مهاجرانی وزیر ارشادش شد و مرحوم احمد بورقانی معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد شد. اقدام نهایی را بورقانی عزیز کرد و با صلابت مجوز روزنامۀ «جامعه» را زیر فشار شدید تندروها به من داد. و جالب این بود در دورۀ او، هرکسی که مجوز روزنامه و نشریه می‌خواست به او می‌داد و انصافاً تا جایی که در توان داشت پارتی‌بازی نمی‌کرد و برابر برخورد می‌کرد. لذا وقتی مرتضوی روزنامۀ جامعه را بست بورقانی ده‌ها مجوز روزنامه داده بود و ما وقتی یک روزنامه را می‌بستند یک روزنامۀ دیگر منتشر می‌کردیم.  در ضمن وقتی روزنامه جامعه و به اصطلاح روزنامه‌های زنجیره‌ای یکی پس از دیگری توسط بخش خصوصی منتشر می‌شد، از آن پس تکنولوژی تولید روزنامه خیلی خیلی راحت و مردمی شد و نیروهای جامعۀ مدنی با اتکا به نفس خیلی راحت دست به تولید روزنامه می زدند.  تا جائی‌که حتی در دوره اصلاحات روزنامه بخش خصوصی «بازار» پیدا کرد و اقتصادی شد و لذا انبوه فشارها و بگیر و ببندهای مرتضوی نتوانست  چراغ روزنامه‌های جامعۀ مدنی را خاموش کند.  در اواخر دورۀ دوم خاتمی هم با ظهور «فضای آن‌لاین» دیگر سانسور خبری جامعه ایران به امر محالی تبدیل شد. از این رو به نظر من یکی از دستاوردهای دورۀ هشت سالۀ اصلاحات و خاتمی  تعمیق و گسترش روزنامه‌نگاری غیردولتی یا روزنامه‌نگاری جامعۀ مدنی بود. در این فرایند نقش احمد بورقانی بی‌همتا بود. خدا رحمتش کند. یادش و اثرش در تاریخ مطبوعات ایران ماندگار است.

 

‌ اما امروز:

کاری که اصلاح‌طلبان در عرصۀ مطبوعات در دورۀ اصلاحات با استواری کردند الان در جامعۀ موبایلی شایسته است در عرصۀ «فضای آن‌لاین» و «شبکه‌های اجتماعی» انجام بدهند. بدین معنا که «پست‌های تلگرامی»، کانال‌ها و سایت‌های خبری اصلاح‌‌طلبان باید در فضای آن‌لاین «تعادل‌بخش» و روشنگر باشد. یعنی حامل اخبار دروغ نباشد و حامل تحلیل‌های واقع‌نگرانه از مسائل جامعه باشد. تقویت و گسترش چنین «مراجع تعادل‌بخشی» در فضای آن‌لاین عین اصلاح‌‌جویی است. ضعف اصلاح‌طلبان از جایی آغاز می‌شود که در فضای ‌مجازی با موج سیاه‌نمایی همراه شوند و از تقویت خبررسانی حرفه‌ای و مبادلۀ تحلیل‌های واقع‌نگرانه غفلت کنند.