روزنامه سازندگی

سیاست احزاب و شخصیت‌ها

منتشر شده در تاریخ دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت 2:14

چرا یاران هاشمی؟ / پاسخی به دکتر صادق زیباکلام و منتقدان لیست یاران هاشمی

.

انتشار لیست «یاران هاشمی» با واکنش‏‌های مختلفی روبه‏رو شد. برخی از افراد خرده گرفتند که مگر آیت‌الله هاشمی زنده است که لیست بدهد و از کسی حمایت کند؟ برخی همچون دکتر صادق زیبا‌کلام نیز بر این خرده‌گیری افزودند که «هزینه کردن اعتبار آیت‌الله هاشمی در شرایطی است که کارگزاران می‌‏دانند بخشی قابل توجه از طرفداران اصلاحات که چهار سال قبل یک و نیم میلیون از آنها به فردی همچون محمدرضا عارف به‌عنوان سرلیست اصلاح‏‌طلبان رای دادند، اکنون در صورت نامزد شدن مجدد او، ۱۰۰ هزار رای هم کسب نمی‏‌کند. کارگزاران و روزنامه سازندگی واقعا مشخص نیست از کجا این یقین را دارند که اگر ایشان زنده می‏‌بودند و با توجه به وضعیتی که صندوق رای در کشور پیدا کرده، از این لیست و افراد حمایت می‏‌کرد. با توجه به عملکردی که جریان‏‌های تندرو طی چند سال گذشته و علی‏‌الخصوص بعد از ۲۹ اردیبهشت که حسن روحانی رئیس‏‌جمهور شد و ما شاهد بودیم به صورت مرتب طرفداران و بدنه اجتماعی جریان اصلاح‌‏طلب در حال ریزش است، واقعا مساله این است که همچنان آیت‏‌الله هاشمی رفسنجانی مردم را به حضور فراگیر ترغیب می‏‌کردند یا خیر؟ من در باب این موضوع مطمئن نیستم که از این لیست حمایت می‏‌کردند.»

از دیگر سو عده‏‌ای نیز واکنش حمایتی داشتند و یادآور شدند که نبود هاشمی در این شرایط چقدر به چشم می‏‌آید که اگر او بود، قطعا فضا به گونه‌ی دیگری مدیریت می‏‌شد.

سخن این یادداشت با منتقدان عنوان لیست «یاران هاشمی» است؛

بدیهی‌ترین پاسخی که می‏‌توان به این دوستان داد، این است که اعضای این لیست، دوستداران و هواداران هاشمی هستند. کسانی که در طول سال‌های گذشته کم و بیش در کنار سردار سازندگی بوده و از اندیشه‏‌ها و برنامه‏های او حمایت کرده‏اند. پس در وهله اول باید یادآور شد که کسی که دستش از این دنیا بریده شده، بی‌‏شک نمی‌‏تواند برنامه‏‌ای هم برای زنده‏‌ها داشته باشد یا آنها را تشویق یا تحریم به امری کند، اما زندگان می‏‌توانند یاد او را زنده کنند و برنامه‏‌های او را پیش ببرند. از همین منظر، لیست یاران هاشمی، حاوی نام کسانی است که متعهد به هاشمی و اندیشه‏‌های او هستند. حامیان او هستند. یاوران او در سال‌های گذشته بوده و هستند. آیا این محل اشکال است؟ آیا افرادی که یار و حامی کسی بودند و هستند، نمی‌‏توانند ذیل یک لیست جمع شوند و برنامه‏‌ا‌ی برای مجلس یا هر انتخابات دیگری ارائه کنند؟ 

دیگر آنکه از برخی از عزیزان و اساتید ما البته بعید است که قیف را وارونه در دست گرفته‏‌اند. برخی از همین دوستان سال‌ها کتاب‌ها یا مقالات مختلفی درباره‌ی مرحوم هاشمی منتشر کردند و از پرستیژ آن نیز بهره بردند. بر مبنای اشکالی که خود این حضرات گرفته‏اند، آیا می‏توان سؤال کرد که شما چرا از نام آیت‌الله هاشمی در مقالات یا کتاب‏های خود بهره برده‌اید؟ آیا برای هر مقاله و سخنرانی و یادداشت و کتابی از ایشان کسب رضایت کرده بودید؟ آیا ایشان راضی بود؟ طبیعی است که چنین سؤالاتی، سؤالات بیهوده است. قرار نیست که وقتی کسی حامی و یار یک شخصیت سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی و اقتصادی است، از او بابت هر سخنرانی و مقاله‏ای که می‏خواهد در وصف و توصیفش بنویسد، اجازه بگیرد. دیگر اینکه ما دوستانی داریم که طرفدار اندیشه و باورهای دکتر محمد مصدق هستند. در طول سال‌های مختلف، خصوصا سال‌های پس از درگذشت دکتر مصدق، لیست‏های انتخاباتی با عنوان یاران مصدق منتشر شد که نام افراد شریفی در آنها دیده می‏شد که همان اندیشه‏ها و باورها را دنبال می‏کردند. آیا ما می‏توانیم خرده بگیریم که دکتر مصدق که در قید حیات نیست تا از لیست و افراد حمایت کند، چرا لیست را به نام او منتشر می‏کنید؟ مهم این است که ما می‏دانیم مثلا زنده‌یادهایی مانند بازرگان و یزدی و ... همان اندیشه را دنبال می‏کرده و می‏کنند. از این دست مثال‌ها می‏توان به‌وفور زد. درباره‌ی حضرت امام، سال‌های سال است که گروه‏های سیاسی از نام ایشان برای برنامه‏های خود بهره می‏برند. آنها معتقدند که «یار امام و رهبری» هستند. معتقدند که برنامه‏ها و جهت‌گیری‌هایشان در سمت و سوی اندیشه‌ی آن بزرگ است. پس آیا ما می‏توانیم مثلا فلان گروه سیاسی را زیر سؤال ببریم که چرا از نام امام یا رهبری بهره می‏برید؟

دیگر اینکه برخی از جوانان منتقد به علت کم بودن سن ممکن است وقایع و شعارهای دوم خرداد سال ۷۶ را فراموش کرده باشند؛ اما دکتر زیباکلام آن پوستر معروف آقای خاتمی را احیانا باید به یاد داشته باشد. پوستری که میان متدینین پخش شد و شعارش این بود: «سلام بر سه سید‌فاطمی، خمینی و خامنه‏ای و خاتمی». این شعار توسط دوستان اصلاح‌طلب آن زمان طراحی شده بود. اما آیا آقای زیباکلام در همان ایام پرسید که چرا این چپ‏های جوان از اسم امام در پوستر خود بهره می‏برند؟ و مثلا نپرسید از کجا مشخص است که حضرت فاطمه‌(س) از آقای خاتمی حمایت می‏کند؟ دوستان ما یا مساله را متوجه نشده‏اند یا خود را به تغافل می‏زنند. مهم این است که ما باور داریم. این باورها از بزرگان دین و اندیشه و فرهنگ نشأت گرفته است. اگر کسی به آن بزرگان تمسک می‏جوید و متوسل می‏شود، بدین معنا نیست که آن بزرگ رای به حمایت از او داده؛ برعکس به این معنا است که این فرد یا افراد به آن بزرگ، ارادت دارند و خود را کسانی می‌‏دانند که آن اندیشه‏ها و باورها را دنبال می‏‌کنند. تمسک جستن به بزرگان ایراد نیست. از اندیشه‏‌های آنها بهره بردن محل اشکال نیست، از نام آنها برای آبادانی کشور و حتی ترغیب مردم برای شرکت در انتخابات استفاده کردن، سوءاستفاده نیست. ما باید بدانیم اگر خرده می‏‌گیریم از چه چیزی خرده می‏‌گیریم. یک جوان ممکن است تحت تاثیر فضاهای مجازی و شبکه‏‌های اجتماعی سخنی بگوید و حرفی بزند و رد شود. اما از یک استاد دانشگاه که باید به جوانان بسیاری درس درست اندیشیدن را بیاموزد و آنها را تحویل جامعه بدهد، پذیرفته نیست سخنی بگوید که حاوی اندیشه باطلی است.

دوستان و آقای زیباکلام به‌خوبی می‏‌دانند که آیت‌الله هاشمی حاوی اندیشه‏‌های والا و بسیاری برای آبادانی ایران و رفاه کشور بود. برخی از آن برنامه‏‌ها اجرا شد و بسیاری از آنها اجرا نشد؛ به دلایل مختلف. حزب کارگزاران سازندگی نیز از بدو تاسیس تاکنون خود را وامدار اندیشه‏‌های آن بزرگمرد می‏‌داند. پس اگر این حزب و اعضای آن نتوانند برنامه‏‌ها و اندیشه‏‌های آن مرحوم را دنبال کنند، چه کسی باید دنبال کند؟ اگر این حزب نتواند افرادی را ذیل نام مرحوم هاشمی جمع و به مردم معرفی کند چه کسی باید این کار را بکند؟

گاه در بزنگاه‏ های مختلف سیاسی، وقتی رقیب شما، زمان تبلیغات را با استفاده از ردصلاحیت‏‌ها از شما می‏‌گیرد، چه تبلیغاتی مؤثرتر از مطرح کردن افراد ذیل نام یک بزرگ‌مرد سیاسی؟ نام هاشمی با توسعه در ایران گره خورده است و لیست یاران هاشمی، در کوتاه‌ترین زمان ممکن، به شما یادآور می‏‌شود افراد آن مقید به توسعه و پیشبرد آن در وجوه مختلف هستند. پس بهتر است در روزهای باقی‌مانده تا انتخابات، به جای نفرت‌پراکنی و خرده‌گیری، دیگران را نیز تشویق به رای دادن کنیم تا از این برزخ ناامیدی و سرخوردگی عبور کنیم. فردا که رقبای تند و تیز ما وارد مجلس شدند و برنامه‏‌های خود را اجرا کردند، دیگر دیر است و قطعا کسانی که این روزها تحت تاثیر هیجانات تحریم‌محور هستند، این پرسش را پیش خواهند کشید که چرا کسی به ما هشدار نداده بود که چه در انتظار کشور و مردم است. آن زمان زیباکلام‏‌ها چه پاسخی خواهند داشت؟