روزنامه سازندگی

جامعه رسانه

منتشر شده در تاریخ یکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت 15:50

خبرنگار یا دلال؟ / گفت‌وگو با محمد خدّادی، معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره روزنامه‌نگاری امروز ایران

معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی :به‏ جای خبرنگار، دلال تربیت کردیم تا مطالب دیگران را بگیرد و به نام خودش منتشر کند نه نگران باشد نه ناراحت بشود و نه خجالت بکشد

امید کریمی: وضعیت رسانه‏‌ها در ایران چگونه است؟ شاید باور‌پذیر نباشد که بدانیم هنوز هم که هنوز است بالای ۶۰ درصد مردم ایران خبرهای مهم روزانه‏شان را از بخش خبری ۲۰:۳۰ تلویزیون ایران دریافت می‏کنند. بماند که حدود ۵۰ میلیون ایرانی هنوز هم به تلگرام به عنوان منبع اصلی خبرهای روزانه و مهم نگاه می‏کنند. هنوز هم روزنامه‏ها و خبرگزاری‏های داخلی منبع اصلی خبررسانی هستند و حتی به‌شدت مورد ارجاع از سوی رسانه‏های فارسی‏زبان خارج از کشور و حتی رسانه‏های غیرفارسی هستند، اما وقتی اتفاقات مهمی مثل آنچه‌ در آبان ۹۸، ماجرای سقوط هواپیما، دی ۹۶ و اعتراضات همه دو دهه گذشته رخ می‌دهد، رسانه‏های داخلی از هر نوع و مدل، آچمز می‏شوند. پای حرف‏های روزنامه‏نگاران بنشینید، می‏گویند دستشان بسته‏ است و البته بسیاری هم معتقدند مردم حق دارند در بحران‏های سیاسی-اجتماعی از آنها گله داشته باشند و مقصر را بندهای امنیتی نانوشته و نوشته برای اطلاع‏رسانی می‏دانند. مانند همان نامه معروف در اوج اعتراضات آبان و حتی در زمان سقوط هواپیمای اوکراینی. اما محمد خدادی، معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی چنین نظری ندارد. با معاون وزیر فرهنگ درباره همین ماجرا گفت‏وگو کردیم؛ چرا مردم به رسانه‏های داخلی در بحران‏ها بی‏اعتماد می‌‏شوند؟

 

 

در اعتراضات ایران در آبان ۹۸ و چند روز پس از ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی و همچنین اعتراضات سال‏های گذشته مطبوعات و رسانه‏های ایران خود دچار بحران شدند و عملا سوالات بسیاری برای ایجاد محدودیت یا ناتوانی رسانه‏ها در ایران مطرح شد. به نظر شما راهکاری وجود دارد که در چنین زمان‏هایی رسانه‏ها و روزنامه‏ها آزادی عمل بیشتری داشته باشند؟

 البته این موضوع یک بحث مفصل است سعی می‏کنم کوتاه به آن بپردازم؛ ما همزمان با چند موضوع روبه‏رو هستیم یکی موضوع سانسور، محدودیت، کنترل و نظارت است دیگری مهارت و خواست و توان رسانه در تولید محتوی است. موضوع سوم و چهارم؛ مقوله امنیت ملی، بعد فضای حاکم بر رسانه هاست که درمورد این هم نکاتی عرض می‏کنم. درمورد اول، ما هیچ قانونی برای نظارت بر رسانه‏ها قبل از انتشار مطلب نداریم و کسی نمی‏تواند هیچ‌گونه کنترلی بر محتوی رسانه قبل از انتشار داشته باشد الان در عمل هم این موضوع میسر نیست حتی اگر قانونی باشد که نیست. پس هر گونه اقدامی می‏تواند صرفا توصیه باشد و رسانه‌ می‏تواند به توصیه عمل نکند و در برابر قانون بعد از انتشار پاسخگو باشد و با آماده کردن مستندات پاسخگوی نهادهای نظارتی باشد و ریسک‌پذیر شود و هزینه و فایده کند سپس در تولید و نشر اقدام کند.  اما درمورد دوم؛ در بعد مهارت تولید محتوی، متاسفانه بیشتر رسانه‏های ما کارکرد پوششی پیدا کرده‏اند نه سوژه‏ای – وقتی تولید دیدگاه را می‏توان با مصاحبه تلفنی از پشت میز انجام داد چرا باید زحمت حضور در صحنه و قبول مخاطراتش برای تولید یک خبر را بر عهده بگیریم کدام راحت‌تر است؟!  

واقعا چقدر علاقه، ظرفیت و مهارت تولید اطلاعات در صحنه را به‌عنوان یک خبرنگار داریم و حاضریم هزینه سیاسی و نظارتی و... آن را هم با تهیه مستندات قابل اثبات تهیه کنیم و ریسک‌پذیر شویم. چند درصد موضوعات ما سیاسی است و در سایر موضوعات که اصولا مدعی هم ندارد چند خبرنگار برای تولید اطلاعات براساس مشاهده و تهیه مستندات داریم – الان بیشتر نظر افراد و برداشت از موضوع را خبر می‏کنیم تا اطلاعات متفاوت و مستند از یک موضوع.

نکته سوم، امنیت امروز موضوع اول کشور ماست‌؛ از رئیس‏جمهور و وزیر خارجه و... در امریکا گرفته تا تیم‏های مستقر در آلبانی – جده – تل آویو –لندن – پاریس و... که هزاران نفر دست‌اندرکار برنامه‌ریزی تولید محتوی و انتشار آن به‌صورت مستقیم و غیر‌مستقیم رسانه‏ای به زبان فارسی علیه مردم ایران هستند – رسما هم 12 بند نوشتند و ا‌علام کردند که چه باید بشود – در چنین فضایی با توجه به وجود 12 هزار رسانه دارای مجوز و دهها هزار رسانه بدون مجوز در داخل کشور آیا امنیت ملی امروز در محتوای رسانه رسمی و غیر رسمی- شبه رسانه و.... می‏تواند مورد توجه قرارنگیرد – مثال لازم نیست همه می‏دانند هر روز یک شایعه حتی در‌مورد آب و هوا و.... تولید و منتشر می‏شود دراین فضا هم خبر بد خبر خوب است و نتیجه آن ایجاد شک و تردید، بی‏اعتمادی، بی‏ثباتی و تضعیف ارکان کشور و خود مردم و نهایتا تحقیر و ناامیدی و در آخر تجزیه کشور می‏شود. این هدف قطعی و مشخص است. واقعا رسانه‏ای در ایران بیاید و بگوید در ماجرای بنزین تا الان کدام دستگاه ابلاغی به رسانه‏ها داشته تا محدود شوند – اما حتما توصیه می‏کنیم چون خواست رسانه‏ها‌ست- عقل هم این را می‏گوید اگر اطلاعاتی از موضوعی داری چرا نگویی که بعدا رسانه‏ها متوجه شوند مانند توصیه وزارت بهداشت و درمان – پلیس راهور و... یعنی شما بشنو اما اگر خواستی عمل کن و...  اما نکته آخر، فضای جاری رسانه‏ای ما که از نظر کمی خیلی پیشرفت داشته اما از نظر کیفی و کارکردی بسیار ضعیف شده است - متاسفانه مانند اقتصاد تولید‌کننده بسیار محدود داریم؛ دلال تربیت کردیم تا مطالب دیگران را بگیرد و به نام خودش منتشر کند نه نگران باشد نه ناراحت و نه خجالت بکشد و بیشتر متخصص نشر مطلب با هر محتوایی حتی بدون منبع است تا تولید‌کننده. در این شرایط اقتصاد رسانه هم دچار بحران شد به دلیل اینکه بجای فروش و تکیه بر فروش روزنامه و اطلاعات و... و تاکید بر افزایش مخاطب دنبال آگهی و یارانه و.. رفتیم درحالی‌که فلسفه پرداخت درآمد بابت آگهی داشتن مخاطب است نه بالعکس – به‌صورت طبیعی اقتصاد رسانه ضعیف شد نتیجه آن چون مطلب خوب نداریم کسی رسانه را نمی‏خرد چون درآمد نداریم پول خوب به خبرنگار نمی‏دهیم چون پول خوب نمی‏دهیم مطلب خوب تولید نمی‏کنیم و این شد دور باطل. در کارکرد تولید محتوی هم یک خبرنگار عملا در چندین رسانه همزمان کار می‌کند و.... خوب در این محیط نباید انتظار تولید محتوی متناسب با نیاز جامعه – دانش و مهارت و تلاش منجر به ریسک تولید محتوی را داشت – الان حتی اگر هم هیچ محدودیتی نباشد علاقه‏ای هم نیست که کسی زحمت سفر به یک منطقه – یا یک موضوع پر خطر را به خودش بدهد.  و آخر کلام؛ در موضوع رسانه امروز ما به هیچ دورانی شباهت نداریم؛ باید نگاه دیگری به موضوع رسانه داشته باشیم هم حاکمیت و هم همکاران من در رسانه‏ها.

مسئله تولید محتوا و پوشش رسانه‏ای را در زمان‏های اعتراض و بحران چگونه ارزیابی می‏کنید؟ 

تکلیف خبرنگار در پوشش رسانه‏ای که موضوع معلوم باشد، مشخص است اما در یک بحران اجتماعی، اغتشاش و یک موضوع نامعلوم حساسیت چند برابر می‏شود قطعا نیازمند مهارت – تجربه – برنامه و استراتژی است که رسانه اصولا باید زیرساخت تولید محتوی در شرایط بحران را داشته باشد یعنی از یک کلاه و جلیقه گرفته تا نحوه حضور و ارتباط و سیاست خبری نحوه پوشش را مشخص کند. اولویت‌ها را از قبل مشخص کند و حتی شیوه نامه داشته باشد و در این شیوه‌نامه خبرنگار با تکلیف معلوم از سوی رسانه وارد حادثه شود - حالا اگر درون این بحران، خشونت، برخورد و سرنوشت تعدادی از مردم هم وجود داشته، باشد مساله پیچیده‌تر می‏شود. مقصر این وضع هم ما هستیم زیرا باید در آموزش و تقویت مهارت در کنار توسعه زیرساخت برنامه‌ریزی و اقدام می‏کردیم مثلا هم اکنون کارت خبرنگاری که مشترک بین پلیس، نیروهای امنیتی و خبرنگار باشد، نداریم. هر کس که دوربین در دست گرفت که خبرنگار نیست. در نتیجه مکانیزمی وجود ندارد که در زمان اغتشاش خبرنگار از غیر تفکیک شود. انتظار هم نباید داشت که یک مامور امنیتی و انتظامی وظیفه خود را انجام ندهد. در ثانی اصولا رسانه‏های ما دنبال پوشش بحران نیستند؛ سوال این است چه تعداد از رسانه‏های ما به سوریه خبرنگار اعزام کرده‌اند؟ در تحولات عراق چند خبرنگار تقاضا کرده‏اند که به عراق بروند؟ معنی‏اش این است که باید از فضای کمی محتوی بیرون بیاییم و به کیفیت محتوی متناسب با نیاز خواننده اولویت دهیم و ساختار حاکمیت و رسانه هم دراین موضوع تغییرات جدی را در دستور کار خود قرار د‌هند. 

طبیعی است؛ من به عنوان روزنامه‏نگاری که از بطن همین جامعه بیرون آمده، می‏گویم برای من جنگ اولویت ندارد. چون ۳۰ سال از جنگ گذشته و به هر دلیلی سایه جنگ را حس نکردم،‏ اولویت برای من زندگی است و همه حواشی مربوط به آن. 

خاستگاه رسانه انسان است و تقویت مناسبات انسانی و حمایت از انسانیت در جامعه و ترویج فرهنگ حمایت از انسان -و کمک به انسان‏ها برای داشتن زندگی مسالمت‌آمیز در کنار هم و... فارغ از هرگونه تعلقی، ادعای دولت‏ها‌ی اصلی مولد جنگ‏ها از‌جمله امریکا و اسرائیل و.... برای ایجاد جنگ هم حمایت از انسان است و مدعی‌اند انسان را بخاطر حمایت و حفاظت از سایر انسان‏ها می‏کشند، حتی تروریست‏ها هم همین را می‏گویند.

رسانه اینجا صدای واقعیت و حقیقت است و دنبال عدالت و انصاف؛ پناه مظلومانی است که صدایشان نمی‏رسد نه دلال و کارگزار و حقوق‌بگیر قدرت‌ها. متاسفانه امروز صدای ظلم از رسانه‏های بزرگ جهان تطهیر و تزئین می‏شود و عملا قدرت‏های بزرگ ارتش‏های بزرگ رسانه‏ای را قبل، حین و بعد از کشتن انسان‏های بی‏گناه در عراق و افغانستان و... در عروسی، مسجد و مدرسه و بازار و... تجهیز و مسلط بر جهان کرده‏اند که قرائت آنها از جنگ و کشتار قرائت کثیف قتل و جنایت نشود و در جهان به اسم دموکراسی تلقی شود اما حقیقت کسب منابع بیشتر مادی تلقی شود و با پوشش شیک و مردم‌پسند - جای مظلوم و ظالم عوض گردد و در این راه مهارت و تجربه و توانایی بسیار اندو‌خته‏اند که خودش یک ظرفیت برای حاکمیت جهانی سلطه ایجاد کرده است.  از نگاه ما معلوم است ما جنگ و کشتار و خون نمی‏خواهیم - هیچ انسانی نمی‏خواهد ولی محکوم و مجبوریم از خود دفاع کنیم و اگر نکنیم باید کشته و قربانی در راه کسب منافع اقتصادی آنها شویم که شدیم. چه کسی جنگ عراق را به ما تحمیل کرد و چه درباره‏اش نوشت – چه کسی کشتار حلبچه را موجب شد و چگونه منعکس کرد و... پس رسانه باید مقابل جنگ – مانع از جنگ و.. شود اما راه آن باز گذاشتن میدان برای سلطه‌گران نیست. تاریخ نشان داده اگر بازدارندگی ایجاد نکنی قربانی سلطه می‏شود آن هم به بدترین شکل ممکن.

مثال نقضی دراین‏باره وجود دارد؛ در دو دهه گذشته نمونه‏هایی وجود دارد که رسانه، مخاطب‌محور شده اما بعد از مدتی شکست خورده است. دلیل هم شناخته شدن به‌عنوان مجله یا روزنامه زرد و بی‏محتوا‌ست. درحالی‌که مدیران همان رسانه براساس ذائقه مخاطب، تولید محتوا داشته‏اند.

موضوع مخاطب امروز دغدغه اصلی رسانه‏ها باید باشد یعنی توجه به تقاضا و بعد عرضه – حال ببینیم الان انتخاب مردم موجب تولید مطلب می‏شود یا برداشت و انتخاب ما بر نیاز مردم اولویت دارد. ساده است. مردم از آب لوله‌کشی می‏توانند با هزینه اندک استفاده کنند اما چند صد برابر آن هزینه آب معدنی می‌د‌‌هند چرا پول برای خرید رسانه نمی‏دهند حتما یک نقصی هست به نظرم این نقص از رسانه است که متناسب با نیاز مردم محتوی تولید نمی‏کند چون مردم هزینه همه نیازهایشان از جمله آب و غذا و درمان و استراحت و اوقات فراغت و.... را می‏دهند حتما پول استفاده از اطلاعات مورد‌نیازشان را هم می‏دهند. مخلص کلام باید رسانه به درون زندگی مردم برود و در پاسخ به نیاز آنها تولید محتوا کند؛ آن وقت اقتصادش هم رونق می‏گیرد و سرپا می‏شود حتی در بدترین شرایط اقتصادی.

برگردیم به بحث اصلی چقدر ساختار موجود چه در حوزه وزارت فرهنگ و چه در حوزه‏های مربوط به نهادهای امنیتی به خبرنگار اجازه داده تا میدانی کار کند؟ 

به هر صورت زمانی که قرار است شما در یک نظام عرضه و تقاضا قرار بگیرید اگر مختصات خود را منطبق با واقعیت‏ها تنظیم نکنید، تهدید و مخاطره خواهید داشت. ساده‌ترین راه این است که بگوییم، نمی‏گذارند، نمی‏شود و ما محدود هستیم. مشکل ما این است که می‏خواهیم نسخه دیروز را برای امروز استفاده کنیم خوب این نمی‏شود. جای خبر در رسانه کجا است؟ من می‏گویم خبر دیگر نسبتی با رسانه ندارد و جای خود را در شبکه‏های اجتماعی پیدا کرده است و دیگر آنکه روابط عمومی‏ها جای رسانه‏ها نشسته‏اند. نکته دیگر این است که درحال‏حاضر ما بیشتر دیدگاه افراد را منتشر می‏کنیم و خام فروش هستیم و اطلاعات خام را به مردم می‏دهیم. در‏حالی‏که رسانه باید به «بعد از خبر» ورود کند چرایی و چگونگی و ابعاد خبر را باز و تحلیل و... کند. رسانه باید زاویه‏های پنهان را پیدا کند و از فضای تبلیغی به تبیینی روی آورد و دنبال فرآورده‏سازی اطلاعات باشد نه خام فروشی اطلاعات – از فضای پوششی خارج و به فضای سوژه‏ای وارد شود و انتخاب مردم را بر انتخاب خودش و منافع مردم را بر منافع خودش و... ترجیح دهد. درمورد سانسور و ممیزی و... کاملا من توضیح دادم اما باز اینکه بگویم می‏خواهیم کار کنیم مشکل ما نهاد‏های امنیتی هستند یک حرف کلی است باید وارد مصادیق شد و شما بگویید چه فردی خواسته چه خبری را منتشر کند و چه کسی نگذاشته است آنوقت می‏توانیم راحت بررسی کنیم که ببینیم اولا مانع دستگاه امنیتی بوده یا دستگاه دیگری است و نهایتا آن دستگاه اشتباه می‏کند یا خبرنگار – که ممکن است مصادیق در هر دو مورد داشته باشیم – اما من سوال می‌کنم حوزه‏هایی که امنیتی نیست آیا وجود ندارد و در آن حوزه‏ها ما کار حرفه‏ای خبری می‏کنیم واقعا این‌گونه نیست- در نود درصد موضوعات جامعه ما موضوعی به نام امنیت نداریم یا مهارت لازم را نداریم که بتوانیم به آن ورود کنیم که بعضا به آن ا‌همیت نمی‏دهیم یا امکانش را نداریم یا نمی‏خواهیم یا نمی‏توانیم – به‌هر صورت اگر مشکلی است باید رفع کنیم. اگر مانعی است باید برداریم اما واقع‌بین باشیم و دنبال راه برون‌رفت از فضای جاری را که منجر به ضعف رسانه‏ها شده است، پیدا کنیم و به آن عمل نماییم. بنده آماده‌ام هر کاری که بتوانم انجام دهم. 

اشاره‏ای کردید به ناتوانی رسانه‏ها و روزنامه‏نگارها در پوشش وقایع، من فکر می‏کنم رسانه‏ها ذهنیتی از خودسانسوری دارند که به دلیل تجربه‏های گذشته است. یادمان نرفته که در شرایط اینچنینی، صفحه برخی روزنامه‏ها در چاپخانه سفید می‏شد، تیترها عوض می‏شد، برخی گزارش‏ها لاک گرفته می‏شد. همین‏ها موجب خودسانسوری ذهنی روزنامه‏نگار و خبرنگار می‏شود. چیزی که شاید شما بگویید کلا رسمی نیست. 

در مورد ممیزی باید بگویم که تا پیش از چاپ یک روزنامه کسی حق ممیزی در رسانه ندارد. نهایتا می‏توانیم در این مورد توصیه کنیم که این هم موضوع بدی نیست. اما شیوه راهنمایی کردن ما بعضا غلط است که آن را هم باید اصلاح کنیم. موضوع این است که محل مراجعه رسانه، معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ است هم باید وظایف خود را در حمایت و حفاظت رسانه‏ها کامل انجام دهیم هم سایر دستگاهها باید مرجعیت معاونت را به رسمیت بشناسند و هر موضوع و دغدغه‏ای درمورد رسانه‏ها دارند ابتدا با این معاونت مطرح کنند و محوریت به دست کارشناس با کار کارشناسی باشد نه برداشت دستگاه‌های مختلف با نگاه‌ها و سیاست‏های مختلف- البته من شهادت می‏دهم در 10 ماه حضو‌ر من در این معاونت مرجعیت معاونت مطبوعاتی در حال تقویت است و ناهماهنگی بین دستگاهی به نظرم به مرور در حال اصلاح است که به خاطر فضای همدلی و همکاری موجود میان رسانه‏ها و مسئولان است که اغلب این موضوع را بیان کرده‏اند. اگر ما دغدغه جدی داشته باشیم، راه آن را پیدا می‏کنیم؛ اما درحال‏حاضر به دلیل عوامل مختلف بعضا بدسلیقگی برخی افراد، کم‌تحملی برخی دستگاه‌ها، انتخاب دیدگاه به جای اطلاعات در رسانه، بنگاه‌داری به جای رسانه‌داری و... محتوای ما متناسب با نیاز ما نیست. قبل از هرچیز دنبال یک بهانه به نام محدودیت می‏رویم. با این حال ما یک ماهیت خودسانسوری پیدا کرده‌ایم. بخشی از آن به نحوه روبه‏رو شدن با موضوع مربوط می‏شود زیرا ما سیستم تولید میدانی نداریم. رسانه‏های ما بیش از آنکه دغدغه تولید محتوا داشته باشند، به فکر حفظ بنگاه خود هستند. نگهداری بنگاه از این نشات گرفته که نظام عرضه و تقاضا وجود ندارد و اقتصاد رسانه به شدت ضعیف است. سوال اینجا‌ست که ممیزی برخی رسانه‏ها برای اینکه از میان اخبارشان دروغی منتشر نشود، چند درصد است؟ مثلا در ماجرای حمله داعش به حرم امام خمینی (ره) چه آماری منتشر شد؟ تا 15 کشته هم منتشر شد، در‌واقع سه نفر را در رسانه‏ها به 15 نفر تبدیل کردند.  در‌مورد ماجرای بنزین ما مانع تولید اطلاعات توسط هیچ رسانه‏ای نشدیم. گواه آن هم خود مدیران رسانه‏ها هستند. توصیه ما هم تاکید بر مهارت رسانه‏ای بود. اینکه توصیه کنیم دقت را برای صحت سپس سرعت را انتخاب کنید بد است – یا اینکه عدم توجه به دیدگاه مسئولانی که مسئولیت و اطلاعی از ماجرای بنزین ندارند را توصیه می‏کنیم؛ چون ممکن است اطلاعات اشتباه بدهند و جامعه را نگران کنند.  این موضوع دو لبه دارد یک طرف مردم و یک طرف رسانه - خوب رسانه باید صدای اعتراض را برساند اصلا برای همین متولد شده است. اما صدای اعتراض در حدی که اعتراض شده، با مستندات نه برداشت از موضوعی را که خودم ندیده‌ام به‌عنوان خبر منتشر شود بعد هم معلوم می‌شود دروغ است – موضوع اساسا چیز دیگری بوده است. کار رسیده به آنجا که فردی زنده است خبر مرگش را می‏دهند نه یک بار بلکه چندین نوبت بعد معلوم می‏شود خبر اشتباه بوده. در‌مورد اعتراضات هم ما وظیفه داریم صدای اعتراض به افزایش قیمت را منتشر کنیم اما مراقب باشیم منجر به تقویت اغتشاش و مخدوش کردن امنیت همه مردم کشور نشود. 

اغتشاش ظلم به اعتراض است چون امنیت را هدف می‏گیرد و ناخود‌آگاه معترض به حاشیه می‏رود و صدایش خاموش می‏شود.   متاسفانه خبر بد تبدیل به خبر خوب شده است– و معروفیت با خبر بد که نشر گسترده دارد جایگزین شده است. باید چند‌بعدی به موضوع نگاه کنیم هر حادثه‏ای باید درعین اطلاع‌رسانی موجب تحمیل افزایش خسارت نشود اینکه بد نیست در همه دنیا هم ا‌ین گونه است یعنی تعادل در رفتار و گفتار و نشر داشته باشیم.  ما حتما همراه همه رسانه‏ها برای انعکاس صدای اعتراض هر بخشی از جامعه هستیم و خواهیم بود اما سایر بخش‏های جامعه هم باید مصون بمانند. ما اعتصاب کامیون‌داران – نیشکر هفت تپه – هپکو –موسسات مالی اعتباری و.... را همراه با کارکرد رسانه داشتیم و واقعا مشکل و مانعی روبه‏روی رسانه قرار نگرفت.

 چند وقت پیش ماجرای تعدد مجوز برای یک فرد و یارانه‏ای که برای کاغذ می‏گرفت، جنجالی شد. این ‏درحالی است که خیلی از مدیران رسانه معتقدند رسانه ‏چاپی، سودی ندارد. همچنان قرار است بر همان منوال قبل، به رسانه‏ها یارانه کاغذ داده شود؟

دراین موضوع اصولا جنجال معنی ندارد ساختاری مشخص در معاونت مطبوعاتی برای رسیدگی به ادعا‏ها و اعتراضات وجود دارد و نیازی نیست که دوستان به جای مراجعه به مرجع رسیدگی، در رسانه مطرح کنند. ادعاهایی را که مطرح شد، هم در رسانه‏ها یافتیم و مورد به مورد لیست شد و رسیدگی کردیم و درارتباط‌با هر مورد‌ی که صحیح بود اقدام گردید. ما گوش شنوا برای همه ادعا‏ها و اعتراضات و توصیه‏ها هستیم و این لطف به ماست و ما وظیفه داریم تلاش کنیم که مدعیان ترویج عدالت و انصاف خود شامل بی‏انصافی نشوند. لذا شیوه‌نامه اصلاح شد و بازهم در‌صدد بررسی و اعتقاد به استمرار اصلاح داریم و این را نقطه قوت می‌دانیم.  در شیوه‌نامه جدید گفته شد که روزنامه‏ای تا 100 درصد منتشر نشود، نمی‏تواند یارانه بگیرد. در آیین نامه سابق هر روزنامه اگر از 365 روز سال 70 روز منتشر می‏شد، مشمول یارانه می‏شد. در شیوه‌نامه جدید ضریب محتوا از اهمیت بالایی قرار دارد و هر روزنامه باید بین 40 تا 60 درصد مطالبش تولیدی باشد در غیر این صورت یارانه به آن تعلق نمی‏گیرد و سایر جزییاتی که قبلا اعلام شده و خوشبختانه تشکل‏های صنفی نیز آن را تایید کردند.

ماجرای کاغذ به رسانه‏های چاپی ایران ضربه فراوانی زد. این بحران چگونه به وجود آمد؟ 

دونالد ترامپ یک تئوری چید بر این اساس که در ایران اختلال ایجاد کند که منجر به اغتشاش شود و بعد هم فروپاشی رخ دهد. برای این کار جلوی واردات و صادرات را در کشور با همه توان گرفت. البته تلاشش بی‏فایده بود چون عزم ما استقلال و عزت و تلاش حداکثری برای حل مشکلات کشور است که به لطف الهی میسر شد. در این میان فقط کاغذ به اختلال نیفتاد و دیگر اقلام مصرفی و ضروری هم دچار مشکل شدند. زمانی که من به عنوان معاون مطبوعاتی انتخاب شدم، 5 ماه بود که واردات کاغذ نداشتیم و در اوج بحران کاغذ بودیم به دلیل اینکه واردات نبود و تصمیمی هم د‌رمورد قیمت کاغذ گرفته نشده بود. اختلالی که در کاغذ به وجود آمد، بیشتر به دلیل توقف واردات کاغذ بود. در آن زمان قیمت کاغذ آزاد 18 تا 20 هزار تومان بود اما درحال‏حاضر کمتر از 8 هزار تومان است. قیمت دولتی کاغذ هم کمتراز 6 هزار تومان است. اکنون به میزان کافی کاغذ تامین شده و مسیر آن هم کاملا مشخص شده و انشالله مشکلی در آینده نخواهیم داشت.