روزنامه سازندگی

نمایش سینما

منتشر شده در تاریخ جمعه 25 بهمن 1398 ساعت 18:41

تقسیم غنایم / یک گزارش انتقادی از جشنواره‏ی فیلم فجر

داوری‏ها نشان داد که چه تعداد این هیات ۷ نفر باشد چه ۹ و چه احتمالا 15 همان انتخاب‌‏های ناشی از مصلحت و نه قابلیت و حقانیت وجود خواهد داشت. انتخاب داوران نشان می‏‌داد که انگار هیچ اجماعی بر انتخاب برنده‏‌ها وجود ندارد و هر داوری بنا بر سلیقه به سهم خود یک سیمرغ را به کسی که اصلح می‏‏‌دانسته، اهدا کرد.

گلاویژ نادری: با اینکه سه چهار ماه قبل از برگزاری جشنواره این تصور وجود داشت که با فستیوالی مهم با حضور بزرگان و رقابت سرسخت آنها طرف هستیم اما در نهایت سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر تبدیل به یکی از معمولی‏ترین و پرحاشیه‏ترین دوره خود حداقل در ده سال اخیر شد. حاشیه‏هایی که تنها هیاهو و جاروجنجال بی‏‏دلیل به پا کرد، حاشیه‏هایی که برگزارکنندگان جشنواره یکی از عوامل اصلی ایجاد آن بودند. از همان آغاز با معرفی هیات انتخاب این دوره و حضور تنها دو سینماگر با سابقه در این هیات هفت نفره و فیلمساز تازه‏کاری که تعداد فیلم‏هایش حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‏رسید، معلوم بود که ابراهیم داروغه‏زاده که برای سومین سال متوالی دبیری جشنواره را برعهده گرفته، گزینه‏ی زیادی در چنته خود نداشته است. داروغه‏زاده در این دوره فارغ از هر جسارتی عمل می‏کرد، انگار بازی را از پیش باخته است و دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. او در یکی از مصاحبه‏هایش اعلام کرد که دبیری دوره بعد را نخواهد پذیرفت و از همان ابتدا آنقدر بی‏انگیزه به انتخاب‏ها و تصمیمات‏اش عمل می‏کرد و هیچ توجهی به پیشنهادات و انتقادات نداشت که به‏نظر می‏رسید از همان روز اول برای تمام شدن این دوره و خلاص شدن خود از زیر بار مسئولیت در حال لحظه‏شماری است. از ابتدا معلوم بود که این دوره فشارها و حواشی بیشتری نسبت به دوره‏های قبلی برای دبیر به همراه دارد و به اندازه‏ همان‏ها هم تدبیر و درایت بیشتری هم طلب می‏کند و داروغه‌زاده نشان داد که مرد این میدان نیست. فیلم‏هایی که به جشنواره راه پیدا کرده و نکردند،‏ نشان می‏داد که دبیر خود را از هیات انتخاب جدا کرده و همه کارها را به آنها سپرده تا مبادا ناچار به پاسخگویی شود. نتیجه آن هم حضور تعداد زیادی فیلم‏های متوسط و ضعیف بود که داروغه‏زاده همه را جزو برگزیدگان هیات انتخاب دانست و خود را مبرا از هرنوع انتقادی در این زمینه معرفی کرد. 

نشست‏های پرسش و پاسخ محلی برای به راه‏انداختن جنجال زیاد برای جشنواره پرحاشیه شد و دبیر از پس کنترل هیچیک از این نشست‏ها برنیامد. نه او و نه دیگر همکارانش نمی‏توانستند حاشیه‏های این نشست‏ها را بکاهند و آنقدر مجریان ضعیف و ناکاربلدی هم برای آن تعریف کرده بودند که همه آنها به جز یکی، عامل به‌وجود آمدن دعوا و هیاهوی بیشتر می‏شدند. دبیر جشنواره برای به اصطلاح سینمایی‏تر شدن و تخصصی‏تر شدن این نشست‏ها منتقدی را هم به آن افزوده بود که تنها حضورش به گفتن چند جمله محدود و بی‏اثر ختم می‏شد و نه تنها مشکلی را حل نمی‏کرد،‏ بلکه باعث لوث‏ شدن نقد و حضور منتقد در این نشست‏ها ‏شد. تشکیل جلسه برای فیلمی که اصلا در جشنواره حضور نداشت و تحریک فیلمسازان و اهالی سینما برای رودررویی با هم از دیگر تدابیر دبیر بود که تبدیل به گل به خودی شد و نتیجه عکس را برای جشنواره و هنرمندان به همراه داشت.همه اینها در کنار برگزاری اختتامیه‏ای مغشوش، بی‏نظم و پرحرف و حدیث پازل برگزاری یک جشنواره پرهیاهو و معیوب را کامل کرد. با اینکه امسال کارت‏های جشنواره دارای شماره و کدهایی بود. که معلوم نیست به چه دلیل روی کارت درج شده بود. حتی کارت اهل رسانه هم نشان‏دار بود اما ورود و حضور افراد به سالن از تمام دو دوره قبلی جشنواره بی‏نظم‏تر و بی‏قاعده‏تر بود. انگار اگر سی و هشت دوره دیگر هم اختتامیه در برج میلاد برگزار شود، باز هم دست‏اندرکاران آن تصور می‏کنند برای اولین بار است که چنین سالنی را در اختیار دارند. با اینکه این سالن درهای ورودی متعددی دارد اما تا به امروز هیچیک از مدیران روابط عمومی نتوانسته ورودی‌ای را به اهالی رسانه اختصاص دهد که حداقل از فشار جمعیت حریص برای ورود به سالن در امان مانند و ادوات و تجهیزات آنها سالم به داخل سالن برسد. با اینکه امسال مسئولان روابط عمومی کارت‏ها را نشان‏دار کرده بودند اما معلوم نبود این دایره‏های رنگی به چه کار خواهد آمد. با باز شدن درهای سالن در موعد مقرر، افرادی که موفق به ورود به سالن شدند با تعجب شاهد سالنی نیمه‌پر بودند که معلوم نبود افراد حاضر در آن از چه راه و به چه دلیلی وارد شده و روی صندلی‏ها نشستند. تنها چهار پنچ ردیف انتهایی خالی بود که آن هم به سرعت پر شد و حدود دو سوم جمعیت پشت درهای بسته ماندند و راهنماها به همکاران خود اعلام کردند که درها را ببندند. اما آنقدر جمعیت متراکم بیرون از سالن برای آمدن به مراسم هیجان‏ داشتند که صدای جیغ و هوار آنها به هوا بلند بود و آنقدر فشار آوردند که درها گشوده شده و افرادی که از فشار و هل‏دادن‏های مکرر عصبی و خشمگین بودند با القابی زشت مدیران جشنواره را خطاب قرار داده و با تندخویی چنان وارد سالن شدند که صندلی‏های آن را با استادیوم اشتباه گرفته و با پرش از روی صندلی‏ها خود را به جاهای خالی رساندند. همه اینها در حالی بود که وزیر و رئیس سازمان سینمایی در سالن بودند و این سروصدا‏ها و فحش‏ها به گوش آنها رسید. اهالی رسانه‏ها وقتی به جایگاه خود رسیدند که دیگر جایی برای نشستن باقی نمانده بود و به بالکن راهنمایی شدند. 

مجری مراسم که انگار چند ساعت قبل از اختتامیه برای این کار انتخاب شده بود با اینکه تجربه اجرای این مراسم را دارد حتی از تعداد جایزه‏ها و مجزا بودن جایزه صدابردار و صداگذار هم خبر نداشت. بگذریم از اشتباهات لپی و غیر لپی او که فریدون جیرانی را جوزانی خطاب کرد و نمی‏دانست «تومان» ساخته چندم کارگردانش است که البته این یکی را احتمالا نباید هم بداند. او آنقدر بی‏شور و هیجان این مراسم را اجرا کرد که تازه بعد از دو ساعت از شروع برنامه،‏ نوبت به اعلام جوایز اصلی رسید. هرچقدر هم که قرار بود،‏ مراسم رنگ و بوی جشن را به خود نداشته باشد اما کندی، بی‏اطلاعی و صحبت‏های بی‏دلیل و مطول و بدون دانش مجری نفس تماشاگر را گرفت و دیگر رمقی برای تشویق‏ آنها در بخش‏های اصلی باقی نگذاشت.

داوری‏ها هم نشان داد که چه تعداد این هیات هفت نفر باشد چه نُه و چه احتمالا 15 همان انتخاب‏های ناشی از مصلحت و نه قابلیت و حقانیت وجود خواهد داشت. انگار رای بر این است که همه دست پر از این مراسم بیرون بروند. انتخاب داوران نشان می‏داد که انگار هیچ اجماعی بر انتخاب برنده‏ها وجود ندارد و هر داوری بنا بر سلیقه به سهم خود یک سیمرغ را به کسی که اصلح می‏‏دانسته، اهدا کرد. اگر بازی امیر آقایی، طناز طباطبایی و پیمان معادی در نقش‏هایی اگزوتیک مورد نظر داوران بوده به یک‏باره نازنین احمدی در فیلمی از سینمای هنری چطور آنها را وادار به جایزه دادن به او کرده است؟ فیلمبرداری مرتضی نجفی در «تومان» بیش از هرچیز به سلیقه تورج اصلانی نزدیک است تا فریدون جیرانی یا نرگس آبیار یا حتی محمدمهدی عسگرپور. این عزم بر تقسیم جوایز در جشنواره درست مانند تقسیم غنایمی است که در جنگ صورت می‏گیرد و شاید چندان بی‏راه نیست اگر جشنواره امسال را هم مانند میدان جنگی ببینیم که طرف‏های درگیر در آن نمی‏دانستند علت دشمنی‏شان با هم چیست و دشمن واقعی کیست. شاید اگر درایت و تدبیری وجود داشت، این دشمنی‏ها فرصت آشتی پیدا می‏کردند افسوس که نه مدبری بود و نه تدبیری. 

 

برگزیدگان جشنواره فیلم فجر

بهترین فیلم از نگاه تماشاگران: شنای پروانه
(رسول صدرعاملی)

بهترین فیلم: خورشید (امیربنان و مجید مجیدی)

بهترین کارگردان: محمد حسین مهدویان (درخت گردو)

جایزه ویژه هیات داوران: سعید ملکان (روز صفر)

بهترین فیلمنامه: نیما جاویدی، مجید مجیدی (خورشید)

نقش اصلی مرد: پیمان معادی (درخت گردو)

نقش اصلی زن: نازنین احمدی (ابر بارانش گرفته)

نقش مکمل مرد: امیر آقایی (شنای پروانه)

نقش مکمل زن: طناز طباطبایی (شنای پروانه)

فیلمبرداری: مرتضی نجفی(تومان)

تدوین: اسماعیل علیزاده (شنای پروانه)

موسیقی: بامداد افشار(پوست)

طراحی صحنه: کیوان مقدم(خورشید)

صدا: آرش قاسمی و مهدی صالح‏کرمانی(شنای پروانه)

طراحی لباس: امیر ملک‏پور(روز صفر)

چهره پردازی: مهرداد میرکیانی(خروج)

جلوه‏های ویژه میدانی: محسن روزبهانی(روز صفر)

جلوه‏های ویژه بصری: محمد برادران (خروج)

سیمرغ بهترین فیلم هنر و تجربه: برادران ارک «پوست»

جایزه ویژه سردار سلیمانی: آبادان یازده شصت

سیمرغ ملی: روز صفر (سعید ملکان)

سیمرغ بهترین فیلم نگاه نو: روزصفر

بهترین فیلم مستند: جایی برای فرشته‏ها نیست

بهترین فیلم کوتاه: دابر(سعید نجاتی)