روزنامه سازندگی

باشگاه نویسندگان کریم نیکونظر

منتشر شده در تاریخ شنبه 28 دی 1398 ساعت 23:59

صدای مردم/ چرا بهتر است جشنواره‌ها را تحریم نکنیم

کریم نیکونظر/ دبیر گروه تماشا

بایید صادق باشیم؛ این حجم اتفاقِ ناگوار كه از فروردین تا دی‌‌ماه گریبان ما را گرفته، تلخ و سخت است و بی‌تفاوتی به آن ممكن نیست. می‌توانیم خودمان را به آن راه بزنیم و فكر كنیم كه همه‌چیز امن‌و‌امان است و این تلخی‌ها بخشی از زندگی است و زندگی بدون غم ممكن نیست. اما حقیقت این است كه تلخی همیشه و همه‌جا آزاردهنده است و روح را خراش می‌دهد و درمان‌ جراحتِ روحِ آدم كار ساده‌ای نیست. ما روزگار ساده‌ای را نگذرانده‌ایم؛ سیل خوزستان و لرستان را حل و هضم نكرده بودیم كه درگیری‌های آبان‌ماه‌ و آسیب‌دیدگان‌ و مردگان‌اش، چه كم چه زیاد، چشم‌های‌مان را خیره كرد و تا به خودمان بجنبیم وجودمان را به‌هم ریخت؛ اتفاقی را كه می‌شد از وقوع‌اش جلوگیری كرد با بی‌تدبیری مسئولان به یك زخم ناسور در جامعه بدل شد. هنوز آن را باور نكرده بودیم كه ترور سردار سلیمانی در عراق روح‌مان را دگرگون كرد. این ترور ناجوانمردانه مایه‌ی اندوه بود و این اندوه روح جامعه را آزرد. درست است كه این شهادت به اذن خدا باعث اتحاد شد اما اصابت موشك به هواپیمای بوئینگ غم را بیشتر كرد و این غم كه مثل بهمن بزرگ شده بود سرریز كرد، بدون این‌كه كسی به مهارش فكر كند. راستش ده‌ها راه وجود داشت تا مردم حس كنند همه با هم درد را حس می‌كنند. می‌شد با سوگواری ملی، با همدردی مسئولان و مردم عادی درد را كم كرد. نشد، كسی نجنبید. نه تلویزیون پیشگام شد نه مسئولان و این شك به‌وجود آمد كه شاید این غم‌ها آن‌قدر كه مردم را آزار می‌دهد برای بعضی‌ها مهم نیست. نتیجه؟ واكنش‌هایی به وجود آمد تا معلوم شود كه غم، بزرگ‌تر از آن است كه نادیده گرفته شود. انصراف از جشنواره، انتخابی بود برای همدردی و انتقال یك پیام؛ این غم را، این تلخی را، این سوگواری را جدی بگیرید و فارغ از جناح‌بندی به آن نگاه كنید.

انتخاب‌های شخصی

به‌نظرم انصراف از جشنواره یك تصمیم و یك حق است و باید از آن دفاع كرد. من معتقد به تحریم و انصراف از جشنواره و مراسم و ...نیستم و دلایلم را خواهم نوشت اما فكر می‌كنم هر آدمی حق دارد بدون هیچ اجباری درباره‌ی حضورش در یك جشن، نمایشگاه، مهمانی، مراسم و ... تصمیم بگیرد و هیچ‌ نهاد،  دستگاه و فرد یا گروهی حق ندارد نیت‌خوانی كند و او را زیر سئوال ببرد. این حق فردی و انسانی آدم‌هاست كه درباره‌ی كارشان تصمیم بگیرند و فكر كنند كه بودن یا نبودن‌شان در یك مراسم رسمی مهم است یا نه. هیچ‌كس به كاسب‌كاران توجه نمی‌كند و مشت آن‌ها زودتر از بقیه باز می‌شود اما آن گروه‌های شهرستانی كه برای همدردی با مردم دست به این كار زدند نه‌تنها از یك فرصت استثنایی برای «دیده شدن» عبور كردند كه حتی به درآمد و وجه مالی اجراها هم فكر نكردند. بعضی از این‌ گروه‌ها یك سال تمام به سختی و با بی‌پولی كار كردند تا برای اجراهای جشنواره آماده شوند. اما چند روز مانده به شروع جشنواره تصمیم گرفتند تا از این فرصت چشم بپوشند. این انتخاب، نه دشمنی با مردم، كه برای هم‌گرایی بود. من در مقام دفاع از اقدام آن‌ها نیستم، اگر من جای آن‌ها بودم حتما تصمیم متفاوتی می‌گرفتم اما می‌توانم درك كنم كه چه تصمیم سختی را گرفته‌اند و چون این را درك می‌كنم فكر می‌كنم اگر كسی برای همراهی با مردم، با عامه‌ی مردم، نه با گروه سیاسی خاصی، دست به این كنش می‌زند نباید تحت فشار قرار بگیرد. 

چه باید كرد

اما بیایید واقعیات را هم نادیده نگیریم؛ جشنواره‌ها در سال‌های اخیر بیشتر از این‌كه جشن به معنای واقعی باشند نمایشگاه‌اند و این نمایشگاه‌ها با وجود همه‌ی سانسور و ممیزی و فشارهای رسمی و غیررسمی، محلی‌اند برای دیده شدن. آن‌ها كه مشهورند حتما كمتر نیازمند شهرت‌اند اما آن‌هایی كه می‌خواهند استعدادشان به چشم بیاید فرصت كوتاهی دارند تا  نه فقط داورها، كه مخاطبان حرفه‌ای آن‌ها را ببینند و نسبت به‌شان كنجكاو شوند. این‌جا جایی است كه گروه‌های نمایشی شهرستانی فرصت پیدا می‌كنند خودی نشان بدهند، كه استعدادشان را به رخ آدم‌های پایتخت‌نشین بكشانند و نشان بدهند كه نمی‌شود نادیده‌شان گرفت. بخشی از انصراف‌دهندگان جشنواره‌ی تئاتر امسال، تا یك ماه دیگر اجرای عمومی دارند، یا اجراهای عمومی‌شان را پشت سر گذاشتته‌اند. بنابراین اجرای جشنواره‌ای مزیتی برای‌شان نیست و ای‌بسا كنار رفتن از جشنواره با پُز همدردی به رونق اجراهای عمومی‌شان در سالن‌های خصوصی هم كمك كند. اما برای جوان‌ها، جشنواره یك فرصت است و سوختن هر فرصت در جامعه‌ای كه روند تحولاتش، نه روزانه كه لحظه‌ای است اتفاق ناگواری است. این فرض فقط درباره‌ی گروه‌های تئاتری صادق نیست. در جشنواره‌ی فیلم فجر، كنار كلی فیلم كه با بودجه‌های رسمی و دولتی و نهادهای حكومتی تولید شده‌اند فیلم‌هایی هستند كه با بودجه‌های كم، با سرسختی فیلمسازها و با دشواری و همدلی همه‌ی عوامل ساخته ‌شده‌اند. جریان اصلی سینمای ما، آن جریانی كه این روزها فیلم‌ها را روی پرده‌ی سینماها می‌برد با همكاری نهاد ممیزی معمولا سر این فیلم‌ها را می‌بُرَد و امكان اكران خوب و مناسب را از آن‌ها می‌گیرد. حذف این فیلم‌ها از جشنواره نه فقط شانس دیده‌شدن‌شان را از بین می‌برد كه ممكن است سرنوشت تولیدكنندگان‌اش را هم تغییر دهد. نوشتن منتقدان درباره‌ی این فیلم‌ها كمك می‌كند به ایجاد كنجكاوی، كه فیلم بیشتر سر زبان‌ها بیفتد و دست كم نهادهای سانسور در كشور نتوانند به راحتی آن‌ها را حذف كنند. رودربایستی كه نداریم؛ آن كسی كه جشنواره را برگزار می‌كند با حذف چند فیلم یا چند نفر از عوامل فیلم و نمایش، عقب نمی‌نشیند و جشنواره را تعطیل نمی‌كند. اما همان‌طور كه یك روزنامه‌ی صبحِ تندرو خواسته، ممكن است این جای خالی را فرصتی برای تسویه حساب فرض كنند و فقط یك فكر را ترویج و تثبیت كنند. اما این سینما برای همه‌ی ماست و ما، باید تلاش كنیم آن بخش از سینما را كه مدام نادیده گرفته می‌شود «دیده» شوند. درد و غم فعلی ما «نادیده گرفتن حس عمومی» است، خودمان پیشگام این نادیده گرفتن نشویم.

یك پیشنهاد

به‌نظرم جشنواره‌ها، چه تئاتر، چه تجسمی، چه موسیقی و چه فیلم بهترین فرصت برای ایجاد همدلی است؛ ما دردهای مشترك داریم، از خسارت‌دیدگان در سیل خوزستان و لرستان و سیستان و بلوچستان تا خانواده‌های آسیب‌دیده‌ی آبان‌ و دی‌ماه. ما همه بابت ترور خشمگین‌ایم. پس شاید بشود این جشنواره را به فرصتی برای اشتراك این حس‌ها بدل كرد؛ هم ناراحتی‌ها هم خشم‌ها. جشنواره می‌تواند محلی شود برای ابراز همدردی، برای گفت‌وگو درباره‌‌ی خودمان، برای انتقال صدای آن‌هایی كه نادیده گرفته شده‌اند و شاید كسی به‌شان توجه نمی‌كند. این همه روزنامه و خبرگزاری و مجله آماده‌اند تا این حس را منتقل كنند و می‌شود از این جشنواره برای همگرایی، برای همدردی كمك گرفت. این فرصتی است برای ایجاد همدلی؛ برای حرف زدن از همه‌ی مردم، هم آن‌هایی كه از شهادت غمگین‌اند، هم از سقوط هواپیما، هم از حوادث آبان‌ماه، هم از تعلل و دستپاچگی دولت در كمك‌رسانی به سیل‌زده‌ها و هزار اتفاق ریزودرشت دیگر. حتی اگر برگزاركنندگان مانع شوند این رسانه‌ها هستند كه این حرف‌ها را منتقل می‌كنند، تصویرها و صداها و حرف‌ها هیچ‌وقت دفن نمی‌شوند و باقی می‌مانند. پس نباید نگران بود. این كشور با همه‌ی خوبی و بدی‌اش مال ماست و همه حق داریم درباره‌اش حرف بزنیم. جشنواره‌هایی كه به مناسبت انقلاب و شكل‌گیری جمهوری اسلامی برگزار می‌شود بهترین وقت است برای یادآوری همه‌ی ارزش‌ها، ارزش تک‌تک آدم‌ها، و همه‌ی کسانی كه نباید نادیده گرفته شوند و در سراسر این مملكت زندگی می‌كنند. این در را نبندیم و با سرسختی صدای همه‌ی مردم باشیم.