روزنامه سازندگی

جامعه آسیب‌ها

منتشر شده در تاریخ پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت 2:27

شوخی کثیف/ گزارش سازندگی از آزار تاسف‌بار کودک‌کار در استان البرز که از دو روز پیش در شبکه‌های اجتماعی و فضای واقعی، بسیار جنجالی شد

این اولین بار نیست که روزگار کودکان کار، گره می‌خورد به نامهربانی زمانه. کودکانی که گرچه آمار دقیقی از آنها در ایران وجود ندارد اما نمی‌شود به‌سادگی از کنار طیف گسترده‌ی آنها گذشت. کودکانی که خیلی از آنها تبعه‌ی کشور افغانستان هستند و بدون اوراق هویتی در خیابان‌ها کار می‌کنند.

مریم لطفی: این روزها بیشتر خبرها تیره است، مثل همین هوای مه‌آلود و سنگینی که روی سینه‌هایمان می‌نشیند. مثل ویدئویی که پریروز در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد و جان خیلی‌ها را به درد آورد. ویدئویی که در آن پسر جوانی یک کودک زباله‌گرد را به درون سطل زباله انداخت و با دوستش خندیدند و خندیدند و خندیدند و کودک در پس خنده‌های این مرد و کسی که از این صحنه فیلم می‌گرفت، از سطل بیرون آمد و نگاهشان کرد، تنها نگاه کرد و دوباره به یاد خیلی‌ها انداخت که لایحه‌ی حمایت از کودکان و نوجوانان بعد از گذشت ده سال همچنان دارد خاک می‎خورد.

این ویدئو طی چند ساعت به سرعت وایرال شد و باز هم هشتگ کودک‌آزاری در شبکه‌های اجتماعی سربرآورد. تا جایی که چند ساعت بعد از انتشار این ویدئو، رئیس سازمان بهزیستی اعلام کرد که این سازمان به این موضوع ورود کرده و تا حصول نتیجه پیگیری‌های خود را ادامه می‌دهد. وحید قبادی دانا دراین‌باره گفت: «بلافاصله دستور پیگیری دادم و تاکید کردم که بررسی شود این ویدیو چه زمانی رخ داده و مربوط به کدام شهر است تا ما بتوانیم از این طریق و با پیگیری‌های قضایی با عاملان این اقدام برخورد کنیم».

 

مصداق بارز کودک‌آزاری

حبیب‌الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور هم در گفتگو با تسنیم گفت: «اقدام جوان اهانت‌کننده به کودک زباله‌گرد، مصداق کودک‌‌آزاری است، سازمان بهزیستی به هیچ عنوان از این اقدام این جوان کوتاه نخواهد آمد». 

کمی بعد هم خبر بازداشت افراد خاطی منتشر شد، در صورتی که چند ساعت بعد، اسدالله حیدری، مدیرکل بهزیستی البرز بازداشت این افراد را تکذیب کرد و به ایسنا گفت: «خبرهایی مبنی بر دستگیری کودک‌آزار و تصویربردار در فضای مجازی منتشر شده که در صورت صحت، مدعی‌العموم وارد اقدام می‌شود. بهزیستی البرز دستگیری این افراد در استان را تایید نمی‌کند ولی در صورت صحت خبر، پیگیر رسیدگی به این اتفاق از سوی مدعی‌العموم خواهد بود».

 

ورود دادستانی 

فشار فضای مجازی کار خودش را کرد و خوشبختانه طی چند ساعت، به سرعت ماجرا پیگیری شد و دادستانی هم به موضوع ورود کرد. حاجی رضا شاکری، دادستان عمومی و انقلاب استان البرز به فارس خبر داد که در رابطه با این موضوع، پرونده قضایی تشکیل شده است. در عین حال دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان البرز هم به ماجرا ورود کرد. 

عاملان تسلیم پلیس شدند

نقل قول‌ها در‌مورد بازداشت افراد خاطی متفاوت بود، تا اینکه دیروز صبح سردار احمد نوریان، سخنگوی ناجا در گفتگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد که این افراد در استان البرز، وقتی عرصه را تنگ دیدند، خودشان را به پلیس تسلیم کردند. دیروز ظهر هم، مریم صدیقی، معاون امور اجتماعی اداره کل بهزیستی استان البرز به «سازندگی» گفت: «ما منتظریم تا همکارانمان اطلاعات بچه را در اختیارمان بگذارند تا ما حمایت‌های روانی برای این کودک را آغاز کنیم».

او همچنین در‌مورد وضعیت کودکان کار در استان البرز گفت: «در استان البرز یک مرکز دولتی شبانه‌روزی برای کودکان کار داریم و دو مرکز روزانه‌ی کودکان کار و خیابان که به این کودکان خدمات روزانه ارائه می‌دهند. از ابتدای سال حدود پانصد و خورده‌ای کودک تحت حمایت مراکز ما هستند و از خدمات مراکز روزانه‌ی ما بهره‌مند می‌شوند. چون بیشتر این بچه‌ها خانواده دارند و برای کار به خیابان می‌آیند و حدود 70 درصد آنها، کودکان اتباع هستند».  

 

هویت کودک‌آزاران: کارگر

پیگیری‌ها در رابطه با این کودک‌آزاری جنجالی ادامه داشت و دیروز ظهر خبرآنلاین خبر داد که رضا شاه کرمی، دادستان البزر هویت این دو نفر را مشخص کرده است: «با انتشار ویدئوی تمسخر کودک زباله‌گرد از سوی دو جوان و درخواست افکار عمومی برای دستگیری آنها، دستور قضایی صادر شد. 

این دو جوان متولد سال‌های ۱۳۶۷ و ۱۳۷۱ و هر دو کارگر هستند. یکی از آنها در شرکتی مشغول است و دیگری کارگر یک بنگاه معاملات ملکی است». او همچنین خبر داد که پرونده قضایی آنها در دادسرای فردیس تشکیل شده است.

دارم سکته می‌کنم!

بعد هم بازجویی آغاز شد و بخشی از اعترافات این دو کودک‌آزار منتشر شد. جوانی که توی فیلم، کودک را به درون سطل انداخته بود، گفت: «من خودم کارگرم و دوست ندارم کسی را آزار بدهم. وقتی کسی من را آزار می‌دهد، ناراحت می‌شوم. خیلی پشیمانم که این کار را کردم. کاش می‌مردم و این اتفاق نمی‌افتاد. دوست دارم مردم ایران من را ببخشند. دارم سکته می‌کنم که مردم ایران در مورد من اینطوری قضاوت می‌کنند. خیلی پشیمانم. بعدش خیلی گریه کردم، خودم را زدم، دوستم شاهد است. فیلم را به خود آن پسر هم نشان دادیم. ابوالفضل دوستم توی ماشین ساندویچ داشت، به او ساندویچ دادیم و از دلش درآوردیم».

 

بازداشت متهمان

در نهایت دیروز عصر دادستان عمومی و انقلاب شهرستان فردیس استان البرز اعلام کرد که دو متهم کودک‌آزاری در فردیس پس از تفهیم اتهام راهی زندان شدند. او گفت: «فرد متهم اصلی  باور نداشت  این رفتار چنین بازتابی داشته باشد و به شدت اظهار پشیمانی می‌کند. متهم دوم مشخص نیست تصویر بردار است یا خیر،  طبق بررسی‌ها سه جوان تصمیم به انجام این کار گرفتند. به اداره‌ی بهزیستی شهرستان فردیس دستور داده شد تا  کودک آزاردیده را شناسایی و از او دلجویی شود».

 

409 هزار کودک کار 

این اولین بار نیست که روزگار کودکان کار، گره می‌خورد به نامهربانی زمانه. کودکانی که گرچه آمار دقیقی از آنها در ایران وجود ندارد اما نمی‌شود به‌سادگی از کنار طیف گسترده‌ی آنها گذشت. کودکانی که خیلی از آنها تبعه‌ی کشور افغانستان هستند و بدون اوراق هویتی در خیابان‌ها کار می‌کنند. البته ایرانی و افغانستانی ندارد. کودکانی که با قد و قواره‌ی کوچکشان به دنبال خوشبختی می‌گردند؛ میان پاکت‌های فال، میان ماشین‌های پشت چراغ قرمز چهارراه‌ها یا در سطل‌های زباله! کودکان زباله‌گردی که شهرداری به‌راحتی از بار آنها شانه خالی می‌کند و می‌گوید که آنها عوامل غیرمجاز کارند، نه نیروهای پیمانکارهای شهرداری! با‌این‌حال چند ماه پیش، پیروز حناچی، شهردار تهران گفت که براساس داده‌های مرکز مطالعات راهبردی وزارت کار از حدود ۹ میلیون کودک ۱۰ تا ۱۷ سال، ۴۰۹ هزار کودک فعال در عرصه کار یا در جستجوی کار در کشور شناسایی شده‌اند که ارتباط مستقیمی با فقر در خانواده دارد. او گفت: «در حال حاضر کودکانی که به طور مداوم به کار گرفته می‌شوند و دوران کودکی خود را به طور کامل طی نمی‌کنند کودک کار هستند که سنین ۵ تا ۱۷ سال را شامل می‌شود».

 

مجازات‭ ‬پیشنهادی‭: ‬شست‌وشوی‭ ‬سطل‌های‭ ‬زباله

سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران در رابطه با انتشار ویدئوی کودک آزاری به «سازندگی» می‌گوید: «دو دهه است که در جامعه ایران به دلیل شرایط نامطلوب اقتصادی خانواده‌ها، موضوع کودکان کار مشهودتر شده؛ وقتی کودکان مجبور می‌شوند برای تامین معاش، خانواده و مدرسه را رها کنند و در خیابان کار کنند، خیابان جای امنی برای آنها نیست و می‌تواند پیامدها و عوارض مختلفی برای آنها داشته باشد که از جمله‌ی آنها کودک‌آزاری است. اتفاقی که در این کلیپ افتاد را باید از چند زاویه بررسی کنیم. اول رفتار دو کودک‌آزار است. ما حق نداریم برای شادی خودمان انسان‌های دیگر را ابزاری برای این کار قرار دهیم. این کار درعین حال که غیرقانونی است، غیراخلاقی و غیرانسانی هم هست و از کنار این مسئله به سادگی نباید گذشت».

او همچنین می‌گوید: «سوال من این است که چرا باقی مردم (حاضر در همان محل) به رفتار این دو نفر اعتراض نکردند؟ این بی‌تفاوتی توسط مردم که تنها نظاره‌گر بودند اصلا قابل پذیرش نیست. اتفاقا ما باید نگران این بی‌تفاوتی‌ها در جامعه باشیم؛ چون می‌تواند زمنیه‌های بیشتری را برای تعرض به حقوق دیگران ایجاد کند. این بی‌تفاوتی دردناک‌تر از رفتار آن دو نفر بود. وقتی کسی ظلمی می‌کند، سکوت بقیه منجر به این می‌شود که این اتفاق دوباره رخ دهد. مسئله‌ی بعدی سیستم قضایی است که باید سریع نتایج اقدامات را اطلاع‌رسانی کند. من اگر جای قاضی باشم و قانون اجازه می‌داد، این دو نفر را برای مدتی مسئول تمیز کردن و شستن سطل‌های زباله‌ی خیابان‌ها می‌کردم. چون تنبیه باید آثار بازدارندگی هم داشته باشد و ارائه‌ی خدمات اجتماعی شاید محملی باشد تا این رفتارها کمتر در جامعه رخ دهد».

او به وضعیت کودکان کار هم در جامعه اشاره می‌کند: «کودکانی که مجبور به کار در خیابانند، باید مورد حمایت قرار بگیرند، هم توسط سازمان‌های دولتی و هم غیردولتی. اقداماتی که برای این افراد انجام می‌شود به سن آنها بستگی دارد. طبق ماده‌ی 79 قانون کار، کودکان زیر 15 سال نباید کار کنند. اما طبق ماده‌ی 80، کودکان 15 تا 18 ساله‌، کارگر نوجوان محسوب می‌شوند و با شرایطی که در ماده‌ی 84 قانون کار برای آنها تعریف شده، مردم نباید به آنها نگاه ترحم‌آمیز یا جرم‌انگارانه داشته باشند. اینها نان‌آوران خانواده‌هایشان هستند و چتر حمایت‌های اجتماعی برای آنها باید وجود داشته باشد و ساعات کارشان باید کمتر باشد». 

موسوی چلک همچنین به امضای مقابله‌نامه‌ی سال 82 سازمان بین‌المللی کار اشاره می‌کند و می گوید: «در این مقابله‌نامه متعهد شدیم مشاغلی که کودکان باید از آنها منع شوند، در کشور تصویب شود و آیین‌نامه‌ی فوری منع اشکال کار کودک به همه‌ی دستگاه‌ها ابلاغ شد. از سوی دیگر آیین‌نامه‌ی ساماندهی کودکان کار و خیابان را داریم که طی آن 13 سازمان برای حمایت اجتماعی از این کودکان مسئولیت دارند؛ برای شناسایی و جذب به‌موقع آنها. اقتصاد نامناسب در جامعه عوارض دارد که بخشی از این عوارض، رها کردن درس کودکان است. از سوی دیگر اگر کار را از بعضی از این کودکان بگیریم، آنها به مشاغل زیرزمینی روی می‌آورند. بنابراین تصمیم‌گیری‌ها باید به گونه‌ای باشد که ساعت کار این کودکان به حداقل برسد تا از حق امنیت، بهداشت، درمان، اوقات فراغت و سایر حقوق بهره‌مند شوند. البته حمایت از این کودکان نباید به وابستگی و چسبندگی منجر شود؛ اما آنها به حمایت اجتماعی نیاز دارند».  او همچنین بر مطالبه‌گری اجتماعی تاکید می‌کند که باید در جامعه ترویج شود؛ «در این صورت شاید حقوق کودکان بهتر در جامعه اجرایی شود».