روزنامه سازندگی

باشگاه نویسندگان علی هاشمی

منتشر شده در تاریخ سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت 16:28

مداخله غربی ‌ها ممنوع!

علی هاشمی، عضو شورای سیاستگذاری روزنامه سازندگی

منطقه خاورمیانه پس از درگیری‌های فراوان که در سوریه، یمن، عراق و لبنان و ترکیه داشت، اکنون در حال گذار از این مرحله است. تا بلکه روی آرامش را ببیند، مناقشه‏ای بین ظریف و پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا برای گفت‏وگوی منطقه‏ای در جریان است،‏ که وزیر امور خارجه کشورمان بر «تاسیس مجمع گفت‏وگوی منطقه‏‏‏ای» بدون حضور اسرائیل تاکید دارد و آمریکا تنها عراق و اسرائیل بدون حضور ایران در این گفت‏وگو را متصور است. 

اما باید محور مناقشات منطقه‏ای را در پساداعش مورد بررسی قرار داد. معظلی به نام داعش در منطقه به وجود آمد که از تفکر وهابیت در آسیای میانه نشأت گرفت وحتی فراتر از منطقه هم رفت و تاثیرات و مناسبات شگرفی بعد از جریان القاعده در اروپا بر جای گذاشت.

القاعده بزرگترین تهاجمش را در انگلستان و آمریکا به انجام رساند و به عنوان بخشی از تفکر سلفی‌گری فعالیت داشت. داعش در بستر القاعده رشد و نمو یافت و جبهه اسلامی شام و عراق را به خیال خود ایجاد کرد که از یک تفکر سلفی‌گری برخوردار بود.

در زمان مطرح شدن این تفکر برخی آن را منتسب به عربستان دانستند و مدارکی را ارائه کردند مبتنی بر اینکه کمک‏هایی از جانب عربستان به داعش می‏شود. اما به لحاظ سیاسی تقریبا همه کشورها حتی عربستان و قطر با واکنش‌های لفظی به داعش حمله می‏کردند. داعش در زمان سیطره خود حدودا سرزمینی به مساحت چند برابر کشورهای خلیج فارس و عراق را تصرف کرد. تمام نیروهای فرامنطقه‌ای (آمریکا، اروپا) و منطقه‏ای مانند ایران و کشورهای عربی که از تفکر سلفی‌گری حمایت می‏کنند، با داعش به مخالفت برخاستند و این مبارزه موجب وحدت عمومی در منطقه شد.

حال از دوران وحدت منطقه‏ای به لحاظ تضعیف قدرت داعش عبور کرده‏ایم ؛ دوران پساداعش دچار دگردیسی است و وزنه‏ها در حال تغییر است و شاید به تعبیر درست‌تر به دوران پس از جنگ جهانی دوم شباهت یافته است. این کشورها تا کنون بر هدف مشترکی تکیه زده و متحد شدند اما بعد از به سرانجام رسیدن هدف یعنی راندن داعش از منطقه، در طلب به کرسی نشاندن حرف خود هستند. در این جا تضاد منافع به وجود می‏آید که در این تضاد منافع اضلاعی ترسیم شده است، در یک سمت روسیه،سوریه و دولت قانونی عراق، در سمت دیگر دولت ترکیه و در سمت دیگر آمریکا و نیروهای دموکراتیک کرد، قرار گرفته‏اند. در این مناقشه منطقه‏ای، مذاکره اولین مساله‏ای است که باید به آن فکر کنند؛‏نبایدگذاشت مناقشه کنونی به جنگ مجدد بیانجامد، لذا منطقه خاورمیانه تحمل هیچ جنگ جدیدی را ندارد. بنابراین پیشنهادی که دولت برای گفت‌وگوی منطقه‏ای مطرح کرده، بسیار مطلوب است.
تجربه گفت‏وگوی منطقه‏ای در پساطالبان افغانستان و پساصدام عراق و جنگ داخلی سوریه و لبنان هم وجود دارد که نتایج رضایت‌بخشی از این گفت‏و‌گو‏ها ساطع شد. 
اینکه آمریکا ایران را در حلقه مذاکره‌کنندگان منطقه در نظر نمی‌گیرد، باید گفت، تصمیم‌گیری درباره منطقه خاورمیانه متعلق به کشورهای منطقه است نه نیروهای خارجی مانند روسیه و آمریکا که مداخله وسیع در آن دارند. همچنین گفت‏وگوی منطقه‏ای باید بدون دخالت اسرائیل انجام شود، لذا کشورهای عربی و ایران،‏به جز مصر و اردن با آن مذاکره نخواهند داشت. بنابراین اگر کشورهای منطقه‏ای با نظارت قدرت‏های جهانی به بحث بنشینند، مشکلات منطقه قابل حل است.

 ایران قابل حذف شدن از گفت‏وگوهای منطقه‏ای نیست،چرا که در همه این مناطق نقش بسیار گسترده‏ای در فرماندهی و نیروی انسانی و مبادلات منطقه‏ای دارد و محور منطقه‏ای به نام ترکیه – روسیه - ایران تشکیل شده است اما حضور رژیم صهیونیستی موضوع را حادتر می‏کند. 

 به نظر می‏آید گفت‏وگو‏ها می‏تواند 3+3 یا 3+4 شروع شود. برای مذاکره باید محورهای گفت‏وگو مشخص شود که برای شروع می‏توان مساله وحدت ارضی سوریه مورد بحث قرار گیرد لذا موضوعاتی مانند تجزیه سوریه و الحاق بخشی از این کشور به ترکیه  در حال حاضر مطرح است. 

محور دیگر گفت‌وگوی منطقه‏‏ای مساله یمن است که روزها و سال‏ها تحت بمباران کشوهای عربی قرار دارد و نتیجه‏ای هم نداشته است.   گفت‏وگوهای منطقه‏ای باید با کشورهای حاشیه خلیج فارس، مصر، اردن و حتی کشورهای اسلامی و قدرت‏های جهانی که در‌گیر این موضع هستند مانند آمریکا و روسیه، تشکیل شود. اگر به این سمت حرکت نکنیم ممکن است منطقه دچار خطرات جدیدی پساداعش شود.  برای حل مناقشات به وجود آمده در منطقه باید از مشکلاتی که منجر به جنگ‏های بزرگتر می‏شود جلوگیری شود. باید درگیری‏هایی که در منطقه فرات بیین SDF و سوریه، در منطقه عفرین درگیری بین ترکیه وکردهای سوریه ی پ گ، در منطقه حلب بمباران‏های رژیم صهیونیستی به صورت ناشناس،‏ درگیری‏های بخشی از نیروهای اپوزیسیون سوریه (النصره) مورد توجه قرارگیرد و برای آن استراتژی داشت.

 لذا این معظلات منطقه‏ای در آینده خطر‌ساز است و با توجه به اینکه دیگر دشمن مشترکی به نام داعش وجود ندارد که توافقی گرد آن به وجود آید، باید با گفت‏وگوی منطقه‏ای و نظارت ابرقدرتهای فرامنطقه مذاکراتی شکل گیرد.

پس از تشکیل دادن گفت‏‌وگوی منطقه‏ای باید به بازسازی کشورهایی مانند عراق و سوریه و یمن پرداخت و جزء محورهای گفت‏وگو قرار گیرد که چگونه این کشورها بازسازی شوند و مجددا حیات منطقه و صلح به آنها بازگردد. قانون اساسی و چگونگی اداره آنها می‏تواند محور بحث قرار گیرد.

 ایران به طور کلی مانند یک قدرت تامه در سوریه ظاهر شده است و از طرف‏های اصلی درگیری است و ایران نقش بزرگی در معادلات بازی خواهد کرد، به همین دلیل عربستان سعی دارد تا اتحاد منطقه را به نفع خود تمام کند و اینکه سعودی‏ها از قطر خواسته‏اند که برای گفت‏وگوی منطقه‏ای به اتحادیه عرب بپیوندد، چندان از لحاظ ایدئولوژیکی قابل اجرا نیست،چرا که قطر بیشتر پشتیبانی مالی از چند گروه مانند گروه‏های تروریستی النصره را داشته است و وزنه چندانی ندارد.

 سعودی‏ها می‏خواهند قطر به دامن شورای هماهنگی خلیج فارس باز گردد اما قطر بیشتر به اخوان‌المسلمین وابسته است تا به سلفی‌گری عربستان و حاشیه خلیج فارس و پیوستن آن به پیشنهاد عربستان امکان‌پذیر نیست.