روزنامه سازندگی

جهان آمریکا

منتشر شده در تاریخ یکشنبه 24 شهریور 1398 ساعت 1:8

فصل تازه در سیاست خارجی ترامپ

توماس رایت، عضو ارشد موسسه مطالعاتی بروکینگز

برکناری جان بولتون از سمتش امری اجتناب‌ناپذیر بود. این مسئله با جدال‏های شخصی میان ترامپ و بولتون هیچ ارتباطی نداشت. این برکناری یک اصل بود. ترامپ می‏خواهد فصل جدیدی را در عرصه ریاستش بنویسد. رئیس‌جمهوری آمریکا تلاش دارد تا فصل مرتبط با میلیتاریسم (‌نظامی‌گری) و فعالیت‏های کمپین فشار حداکثری را بسته و فصلی تازه در باب معامله، توافق و دستیابی به جایزه نوبل صلح بنگارد. از همین رو خواهان برگزاری نشست با رهبران ایران، روسیه و حتی کره شمالی است. او به جزئیات توجهی ندارد چرا که خواهان اعتبار است. تعداد اندکی از چهره‏های سیاسی نزدیک به او به این تغییر رویه تمایل دارند، همان تعدادی که به رهبری مایک پمپئو تلاش دارند خواسته ترامپ را محقق کنند. اما بولتون حاضر به هم‌صدایی با ترامپ نبود. از همین رو به جز در ارتباط با روسیه، در مورد سایر مسائل به جای آنکه نقشی سازنده ایفا کند، نقشی مخرب داشت. ماه‏ها بود که تنش میان ترامپ و بولتون مشهود بود، با این حال به‌واسطه اشتیاق بولتون و عدم تمایل ترامپ به نزاع شخصی، جدال میان این دو تا پایان تابستان به طول انجامید. در ارتباط با بولتون نظرها متفاوت است. اما همه در ارتباط با یک مسئله اتفاق نظر دارند و آن این است که چرخش در سیاست‏های ترامپ جدی است. ما وارد مرحله‏ای تازه شدیم.

ترامپ در عرصه امنیت ملی دو تصویر از خود ترسیم کرده است، یک نظامی‌گرا و یک معامله‌گرا. با نزدیک‌تر شدن به کارزار 2020 او تلاش دارد تصویر دوم یعنی چهره یک معامله‌گر را برجسته‌تر کرده و رقبای دموکراتش را به اشتباه بیاندازد. درست است که ترامپ بولتون را از سمتش برکنار کرد اما این به معنای آزادی کامل از دستان مشاور امنیت ملی پیشین نیست.

همه در انتظار بودند شاید چهره‏های میانه‏ای چون جیمز متیس، مک‌مستر یا گری کوهن در برابر رئیس‏جمهوری بایستند. اما در کمال ناباوری این گره سکوت اختیار کردند. اما بولتون خود را برای رویارویی آماده کرده است. او 12 دقیقه بعد از توئیت ترامپ در توئیترش نوشت که او خود استعفا داده است. بولتون همچنین در گفت‏وگو با خبرنگاران اعلام کرد که صرفا نگران امنیت ملی آمریکا است. اگر بولتون لب بگشاید آیا کنگره باز هم قادر خواهد بود چشم‌هایش را بر انتقاد‏های ارائه شده توسط میانه‌روها ببندد. واکنش ترامپ قابل پیش‌بینی است. طبیعتا رئیس‏جمهوری آمریکا به‌سان گذشته بولتون را هدف حملات لفظی‏اش قرار خواهد داد. این مسئله در صورت تداوم می‏تواند شکاف میان جمهوری‌خواهان را عمیق‌تر کند. طبیعتا پیامدهای این مسئله در عرصه دیپلماسی بسیار سنگین خواهد بود، به‌خصوص آنکه یکی از طرفین این جدال ترامپ است که با تکیه بر خصوصیات ترامپیسم و بدون در نظرگرفتن رویکردی رسمی واکنش نشان می‏دهد.

مارتین ایندیک، چهره‏ای که مناصبی ارشد در دولت‏های کلینتون و اوباما را عهده‌دار بوده، در این باره می‏نویسد: رهبران جهان به خوبی می‏دانند که ترامپ برای پیروزی به نظر مساعدشان نیاز دارد و حتی ممکن است برای توافق امتیازهایی را نیز ارائه دهد. جونگ پاک، یکی از همکارانم در موسسه بروکینگز در این باره گفت: «کیم جونگ اون به خوبی می‏داند که ترامپ با نزدیک‌تر شدن به کارزار 2020 در موقعیت ضعیفی قرار می‏گیرد.

از همین رو شاید ناچار شود تعهداتش نسبت به سنگاپور را در ازای امتیاز به پیونگ‌یانگ رها کند». ترامپ به بروکراسی باور ندارد اما در شرایط کنونی نیازمند حمایت و همکاری همکارانش است. به همین دلیل بعید نیست او ژنرال بازنشسته‏ای چون داگلاس مک‌گرگور را برگزیند، چهره‏ای که با ترامپ هم‌صدا است و سیاست‏های رئیس‏جمهور در سوریه و روسیه را پذیرفته است. گزینه دیگر برایان هوک است که به پمپئو نزدیک است و از حمایت جمهوری‌خواهان برخوردار. با این حال برخی نگران هستند که تمرکز هوک بر مسائل ایران موجب شود آمریکا از جانب آسیا ضربه بخورد. فارغ از اینکه چه کسی برگزیده شود، باید گفت که در اینجا مشکل شخص ترامپ است. تمرکز رئیس‏جمهوری بر سود شاید زمینه‌ساز خنثی شدن پروژه دیپلماسی‌خواهانه و وقوع بحران‏های تازه شود.