روزنامه سازندگی

باشگاه نویسندگان عبدالله مومنی

منتشر شده در تاریخ چهارشنبه 19 تیر 1398 ساعت 7:5

20 سال پس از 18 تیر؛ آغاز بازسازی/ نقدی بر جنبش دانشجویی

عبدالله مومنی ، دبیرسابق تشکیلات دفترتحکیم وحدت

از ۱۸تیر ۷۸تا کنون دو دهه می‌گذرد و هر ساله در این روز فرصتی برای بازخوانی این اتفاق و ریشه‌ها و عوامل پدیداری حادثه کوی دانشگاه فراهم می‌شود؛ در سالگرد اتفاق۱۸تیر فعالین و جریانات سیاسی و روشنفکری در خصوص این حادثه به بیان مظلومیت دانشگاه و دانشجو و بعضا تحلیل زمینه‌های شکل‌گیری این رخداد می‌پردازند و از زخمی که بر پیکره دانشگاه وارد شده با مذمت و تقبیح جریانی که این حادثه را رقم زد سخن برزبان می‌رانند؛ هر ساله این ایام را فرصتی برای یادآوری نگاهی ترحم‌آمیز به دانشگاه و دانشجویان دانسته و البته با بررسی و واکاوی این موضوع تاکنون نتوانسته مرهمی براین ذهنیت و نگرش منفی فعالین دانشجویی نسبت به موقعیت حاکم بگذارند و نیز ناتوان ازرفع بدبینی‌های حاکمیت و نهادهای امنیتی به تشکل‌های دانشجویی و به‌خصوص جریان دانشجویی منتقد بوده‌اند و این نوع واکاوی نیز کمکی به ترمیم و ایجاد تعامل نکرده است؛ چراکه این امر مستلزم درک مسئله و منازعه ایست که بیش از بیست سال است بر رابطه دانشگاه وحاکمیت سایه انداخته و در این مدت گفتگوها و تعامل از طریق برخورد و یا فضای امنیتی صورت می‌گرفته که طبیعتا اثر گذاری آن محصوردرهمان شرایط امنیتی بوده و فراتر ازآن نرفته است ومسلما نمی‌توان مباحث صورت گرفته را دریک فضای نابرابروازجایگاه متهم وشاکی گفت‌وگو نامید.

زخم ۱۸تیرماه؛ مانع تداوم تعامل با نظام

تا پیش از رخداد ۱۸تیر گفت‌وگو و تعامل میان فعالین دانشجویی منتقد با مقامات عالی رتبه نظام بمناسبت‌های مختلف برقرار بود و کمتر دانشجوی سیاسی منتقد در طی دوران دانشجویی مورد بازخواست نهادهای قضایی قرار می‌گرفت؛ اما پس از ۱۸تیر ۷۸و با ایجاد فاصله و بدبینی میان حاکمیت و دانشگاه، عملا برخورد با دانشجویان در دستور کار نهادهای امنیتی و قضایی قرار گرفت و از آن پس تاکنون نه حاکمیت از گزند اعتراضات دانشجویی دانشجویان مصون بود و نه دانشجویان از آرامش و امنیت پس از فعالیت برخوردار بودند و روند زندگی و داستان پرقصه کنشگران دانشجویی یا به محرومیت و ممنوعیت واوین ختم می‌شد و یا مهاجرت ناخواسته و جلای وطن را بهمراه داشت. به دیگر سخن تا کنون برغم گذشت بیست سال از زخمی که بر پیکره نهاد دانشگاه وارد شد و ذهنیت امنیتی که پس از این ماجرا در رویکرد نهادهای نظامی وامنیتی نسبت به فعالین دانشجویی و نهاد دانشگاه شکل گرفت؛ اما از آن زمان تا کنون هیچ اقدامی درراستای بازسازی روابط نهاد قدرت و دانشگاه صورت نگرفته است؛ فرصت‌هایی که به مناسبت سالگرد این حادثه ایجاد شده نیزتا کنون نه توانسته و نه در پی ترمیم وگفت‌وگو با هدف اصلاح ذهنیت‌های منفی طرفین بوده است؛ امری که درصورت وقوع می‌تواند هم افزایی و توان نیروهای مختلف برای رفع موانع و مشکلات کشور و ایجاد همبستگی در جهت تقویت منافع ملی کشور را سبب‌ساز گردد.

مجاب نمودن نخبگان در قدرت تنها راه امکان پذیری اصلاحات

پیش‌فرض اصلی در این مطلب این است که با توجه به تجربه‌های گذار دموکراتیک و اصلاحات در دنیای معاصر و نیز با تاسی از تجربه ربع قرن اصلاحات در ایران، عملا هر گونه تلاش و کوشش جمعی برای اصلاحات را بدون متقاعد و مجاب نمودن هسته اصلی قدرت امری سخت و نفس‌گیر و تقریبا ناممکن دانسته می‌شود و در این مسیر و در راستای بازسازی و ترمیم روابط و بدبینی‌های میان حاکمیت و جریانات سیاسی و اصلاح روندهای مخرب میان جریانات موثر در قدرت با فعالین مدنی؛ گفت‌وگو به منظور شناخت و درک بیشتر خواسته‌ها و مطالبات را به‌عنوان روشی اصولی پیشنهاد می‌کند و براساس این اصل «گذار به سمت اصلاحات و رفع موانع پیش روی تغییر بدون همراهی نهادهای موثر در قدرت امری باطل و تقریبا غیر‌ممکن است»، اهتمام نهادهای مدنی و کنش سیاسی در صورت عدم تعامل با نهادهای قدرت بی‌اثر و نسبت به نتیجه بخشی اصلاحات با شیوه‌های تجربه شده و روندهای پیش رو نظیر انتخابات؛ ناامیدکننده و تکرار تجربه‌های آزمایش شده می‌داند؛از این رو گفت‌وگو میان جریانات سیاسی مختلف و باسلیقه‌های مختلف را با همدیگر و با حاکمیت را از معبر دانشگاه به‌عنوان گامی ممکن و کم هزینه پیشنهاد می‌نماید.

دانشگاه مهمترین محمل گفتگو

امروز اگر بدنبال ایجاد شرایطی هستیم که گفت‌وگو را علاج مشکلات و راه حل برون رفت از جامعه می‌دانیم؛ مهمترین محمل گفت‌وگو دانشگاه و حاکمیت می‌توانند باشند،که در صورت ایجاد تعامل و گفتگویی سازنده از معبر دو نهاد مهم در کشور؛ دستاورد آن بی‌کم و کاست به سود مردم و منافع ملی خواهد بود.گفتگو به عنوان مبنایی برای رسیدن به توافق در عرصه اجتماعی در حال حاضر روشی کم هزینه و تقریبا ممکن می‌تواند در رسیدن به اشتراک نظر و درک منطق طیف‌های مختلف زمینه نزدیکی را فراهم کند. برای رفتن به این مسیر پیش زمینه‌هایی ضروری لازم است که مهمترین آن،زدودن ذهنیت منفی و کنار گذاشتن تعصب و پیشداوری و برخورد بسته است و سرآغاز این مطلب می‌تواند درخواست گفتگوی جدی پیرامون "ایران، منافع ملی و آینده
باثبات کشور "باشد و گام نخست استقبال گفت‌وگو از سوی فعالین دانشجویی باشد. بدون شک اگر دغدغه‌هایی که امروزه جامعه و حاکمیت دلنگران آن هست را مبنای گفت‌وگو بگذاریم ماحصل اولیه آن شناخت و درک موانع و دشواری‌های پیش روی آحاد جامعه وگام نهادن در مسیر رفع موانع خواهد بود.

رفع ذهنیت‌های توطئه انگارانه پیش نیاز گفت‌وگو

ازدیگر دستاورهای گفت‌وگو نیز رفع ذهنیت‌های توطئه‌انگارانه و کاستن از فضای امنیتی و تبدیل فضای سکوت و رخوت دانشجویی به نشاط و مشارکت بیشتر و داوطلبانه‌تر دانشجویان در تقویت و تعمیق اصول و ارزش‌های جامعه است،که در صورت کاهش ذهنیت‌های منفی و دوسویه حاکمیت و دانشجویان؛هم فضای فعالیت‌های دانشجویی بالنده‌تر می‌شود و هم از دلمشغولی نگرش و اذهان منفی نهادهای امنیتی و مسئولان ارشد حکومتی از حضور و اثرگذاری دانشجویان کاسته می‌شود؛ یک قانون فقط زمانی می‌تواند مدعی مشروعیت داشته باشد‌ که‌ تمام کسانیکه از آن تـاثیر خواهند پذیرفت بتوانند ضـمن مـشارکت در یک گفت‌وگوی عقلانی‌ با‌ آن موافقت کرده باشند. اگر بپذیریم که قوانین و هنجارهایی که مبنای توافق اجتماعی هستند کاستی‌ها و یا نواقصی دارند که برای برون رفت از وضعیت فعلی باید تغییر و یا اصلاح گردند؛جز از طریق اقناع و اجماع طیف‌های مختلف و ذینفوذ درون قدرت امکان تغییر وجود ندارد؛ در توصیف و تبیین مشارکت در امر رسیدن به نتایج عملی جامعه پذیر «یورگن هابرماس» به‌عنوان موثرترین ایدئولوگ گفت‌وگو به عنوان ابزار توافق اجتماعی براین باور است که: «یک قانون فقط زمانی می‌تواند مدعی مشروعیت باشد‌ که‌ تمام کسانیکه از آن تـاثیر خواهند پذیرفت بتوانند ضـمن مـشارکت در یک گفت‌وگوی عقلانی‌ با‌ آن موافقت کرده باشند»؛ با این توصیف به مباحثه و گفت‌وگو گذاشتن راهکارهای عملی برون رفت و اصلاح در مناسبات فعلی از طریق مناسبات مدرن و گذار دموکراتیک واجد جایگاه و اهمیتی کارکردگرایانه است.

منافع ملی از رهگذر توسعه پایدار

دانشجویان که دغدغه‌ای جز تقویت منافع ملی ایران از طریق دفاع از آزادی و دموکراسی و مخالفت با فساد و ناکارآیی و ناکارآمدی ساخت قدرت در برآوردن تامین مطالبات جامعه و خواسته‌ای جز توسعه پایدار که شرایط شکل‌گیری زندگی آبرومند را برای ایرانیان به همراه داشته باشد ندارند؛می توانند کانون محوری گفت‌وگو و هم اندیشی برای رسیدن به حل دشواری‌های پیش روی جامعه باشند. مانع جدی چنین ایفای نقشی،داشته باشد به ذهنیت و سابقه و پیشینیه دانشجویان در امرفعالیت و نگرش‌های سیاسی حاکم بر رویکردهای عملی شده توسط آنان هست که حاکمیت آن را به مثابه رقیب سیاسی ارزیابی می‌کرده که بدنبال گرفتن قدرت از آن و سپردن‌اش به دیگری است؛ در شرایطی که تلقی و برداشت دانشجویان از کنش‌های دانشجویی نه تصاحب قدرت و نه شریک و موتلف در قدرت بوده بلکه اصلاح و رفع نارسایی‌ها و موانع مهمترین دغدغه دانشجویان بوده؛اما باید بپذیریم گفتمان دانشجویی برای پیشبرد استراتژی کلان که همراستایی با خواست ملی و تقویت منافع ملی بوده نتوانسته تاکتیک‌هایی متناسب وملازم این نگرش کلان را در راهکارهای عملیاتی‌اش همراه نماید و ادبیات و منش و روش پیگیری مطالبات دانشجویی و تشکل‌های منتقد دانشجویی بیشتر ادبیاتی تند و بعضا لحنی گزنده داشته که باور دلسوز بودن دانشجویان و اینکه جریان دانشجویی نگرانی‌اش معطوف به منافع ملی است را برای نهادهای مسئول سخت و دشوار و چه بسا برخی از مسئولان صادق آن را نقطه مقابل منافع ملی ارزیابی نموده‌اند و در بین مقامات و تصمیم گیران برخی نیز به‌رغم درک دغدغه دانشجویی اما از موضع منفی و برای کاستن از اثر گذاری به تجویز روش‌های تند و خشونت آمیز پرداخته‌اند؛ اما مخاطب اصلی در این خصوص مقامات صادق و منصفی هستند که باور پذیری رویکرد دانشجویی معطوف به منافع ملی برایشان ارزشمند است و دراین مطلب پیش فرض اصلی بر خوشبینی وکنار گذاشتن ذهنیت منفی است؛ چراکه سنگ بنای گفت‌وگو نیز به کنار نهادن ذهنیت و سوگیری‌های پیشینی و نگرش‌های متعصبانه و از پیش است و یا لااقل به گفت‌وگو گذاشتن آنها در فضایی آزاد است.

آزادسازی فعالیت دانشجویی ترمیم‌کننده اعتماد جامعه

یکی از قفل‌های اساسی عرصه سیاست در ایران فضای دانشجویی است که از 20 سال پیش هنوز به فضایی امن و آزاد تبدیل نشده است. آزادسازی فعالیت دانشجویی همان محمل اصیلی است که در آن سیاست می‌تواند خود را بازیابد و اعتماد جامعه را بدان عرصه ترمیم سازد. اینکه نتایج خرد جمعی بر عقل فردی رجحان و برتری دارد و دارای نتایج سودمند‌تر و منطقی‌تر است بر کسی پوشیده نیست؛ به‌خصوص نتایج عقل جمعی که واجد تنوع و تکثر فکری و اجتماعی بیشتری باشد؛می تواند به مثابه نقشه راه و راهنمای عملی برای گشایش در افق‌های بسته و تاریک باشد برای رفتن به سمت گفتگو. درک جایگاه و موقعیت دو نهاد گفتگو‌کننده برای تفاهم و پذیرش مبنای منطق طرفین واجد اهمیت است:اول:موقعیت و منشا قدرت جریان دانشجویی و دوم:موقعیت و منشا قدرت حاکمیت

موقعیت و منشا قدرت جریان دانشجویی

در خصوص موقعیت و منشا قدرت دانشجویی پذیرش این موضوع که نهادهای دانشجویی بصورت داوطلبانه و مستقل از مداخله حاکمیت و با هدف تمرین فعالیت جمعی به منظور تقویت بنیان‌های یک جامعه سالم و مردمی شکل می‌گیرند و با هدف تقویت آزادی و دموکراسی در جامعه ورفع موانع پیش روی حاکمیت قانون و تقویت فرهنگ پاسخگویی درمیان جامعه و نهادهای حاکمیت و شهروندان ادامه حیات دارند دنبال بهبودی ورفاه جامعه و کاستن از رنج و مرارت‌های مردم هستند؛ می‌تواند حاکمیت را نسبت به حقوق و مطالبات دانشجویان آگاه‌تر و در مسیر تعامل و گفت‌وگو روندهای مورد انتظار را نیز به سمت تفاهم بیشتر سوق دهد. در جهت التزام به لوازم عملی چنین موقعیتی دانشجویان نیازمند بازخوانی جایگاه و موقعیت شان هستند که در این خصوص نسبت و موقعیت‌شان را با قدرت حاکم نیز مشخص می‌نمایند.

دوری تمام‌عیار فعالین دانشجویی ازکارکرد حزبی و شبه‌حزبی

جریان‌دانشجویی و انجمن‌های دانشجویی باید بپذیرند که مانند احزاب دارای کارکرد سیاسی به مفهوم تصاحب قدرت نباید باشند و برنامه‌ای برای ورود به عرصه قدرت نباید داشته باشند؛ اینکه اصولا هویت این جریانات دانشجویی از هویت احزاب و سازمان‌های رسمی معطوف به قدرت باید جدا و مستقل باشد نیز از الزامات ایفای نقش مستقل و داوطلبانه دانشجویی است؛ اگر چه ایفای نقش حساس و پر مخاطب و ذینفوذ این جریان به اعتبار داوطلبانه و مستقل بودنشان بر هیچکس پوشیده نیست. به دلیل آنکه فعالیت و کنش دانشجویی بیشتر با گرایش فرامادی و غیر‌اقتصادی و بر پایه علاقه و اشتیاق و ذوق فردی و با نداشتن چشم داشت مادی و منفعت شخصی است و با نگرش و هدف رسیدن به افق‌های پایدار برای جامعه و تقویت مبانی مشارکت و اخلاق و آزادی و فعالیت جمعی و تعمیق مناسبات زندگی مبتنی بر زیست مسالمت جویانه انسانی پایه ریزی شده است.

استقلال جریان دانشجویی از پوزیسیون و اپوزیسیون

طبیعتا مراد از استقلال جریان دانشجویی؛ استقلال تک سویه و معطوف به مستقل بودن از قدرت حاکم صرفا نیست؛ بلکه در کنار استقلال از دست اندازی و مداخله نهادهای قدرت و حاکمیت در مناسبات و تصمیم‌سازی‌ها؛ استقلال از تاثیر پذیری از اپوزیسیون نیز هست؛ به دیگر سخن مراد از استقلال؛مستقل شدن از اعمال نظر و مداخله پوزیسون و اپوزیسیون است؛ چه نهادهای حکومتی و چه نهادهای امنیتی و چه احزاب سیاسی مخالف حاکمیت و چه دسته جات سیاسی هیچکدام در این امر مستثنی نیستند و نباید جریان دانشجویی خود را حیاط خلوت هیچ جریانی تعریف کند البته این به معنای عدم تعامل با نیروهای فکری و سیاسی پیشرو و بهره‌مندی از اندیشه و تجارب آنها نیست که امری لازم است.

وداع با رخت اپوزیسیون، ابزار اعتمادسازی برای پیشبرد اصلاحات

اگرچه شرط لازم توفیق و موثر بودن تشکل‌های دانشجویی درنهادی نمودن استقلال؛ مستقل بودن از دولت وحاکمیت است اما شرط کافی آن نپوشیدن رخت اپوزیسون سیاسی حاکمیت وعلی الخصوص نرفتن در بازی‌های سیاسی که به زیر کشیدن جریان حاکم و ایفای نقش نردبان جریان مخالف موقعیت حاکم است را برای تشکل‌های دانشجویی به اذهان متبادر می‌نماید این رویه در تعارض اساسی با استقلال حرکت دانشجویی است. دوری گزیدن از رویکرهای اپوزیسیون مآبانه در حرکت‌های دانشجویی در عین حال این امکان را ایجاد می‌نماید که اعتماد و اطمینان حاکمیت نسبت به فعالیت‌های دانشجویی بازیابی گردد و فعالیت منتقدانه دانشجویی در حاکمیت گوش‌های شنواتری را بیابد.

 

دانشجویان مقوم و موتلف جریانات همسو باآزادی و منافع ملی 

 نکته اساسی که در ذهنیت فعالان دانشجویی در طی ادوار گذشته زمینه نزدیکی وهمدلی و یا دوری شان از ساختار حاکمیت و دولت و بعضا احزاب و گروه‌های سیاسی را موجب شده؛ توقع انتظار و حمایت از جریان دانشجویی بوده که از اساس این تصور غلط و نامربوط زمینه افتادن در مسیر مخالفت‌های هزینه زا و دوری و فاصله‌های بی‌ثمر بوده است؛جریانات دانشجویی خودمختار و داوطلبانه که در طی یک فرایند کاملا مستقل و غیروابسته و به گونه تشکل‌های مردم نهاد شکل گرفته‌اند و ارکان مختلف قدرت در فرایند تاسیس و ترویج و تداوم آنها نیز نقشی نداشته و یا نباید داشته باشند طبیعتا انتظار حمایت وهمراهی ازآن توسط حاکمیت و دولت انتظاری پاردوکسیکال است و برخلاف ذات عقد شکل‌گیری این نهاد دانشجویی است؛مگر می‌شود مستقل شکل گرفت و بصورت منتقد تداوم داشت اما انتظار حمایت نیز داشته باشند؛اگرچه پذیرفتن حمایت نهادها و ارکان حاکمیت و احزاب که متوقع رفتار و کنشی پس از حمایتشان باشند که طبیعتا هر حمایتی بی‌دلیل و بدون انتظار و توقع نیست و نخواهد بود؛ این خود می‌تواند به مثابه سم مهلکی برای ادامه حیات جریان دانشجویی باشد. ورود به بازی قدرت چه در لباس پوزیسیون و چه در هیئت اپوزیسیون بیشترین ضربه پذیری و آسیب بر پیکره جریان دانشجویی وارد شده و از نفوذ و اثرگذاری این جریان کاسته است. جریان دانشجویی برای تداوم حیات نیازمند بازگشت به مناسباتی است که استقلال و انتقاد بی‌حب و بغض این جریان را تعمیق بخشد مثلا به طور مثال فساد را فراجناحی مورد نقد قرار دهند. آنگاه است که جایگاه ملی و فرا جناحی جریان دانشجویی بازسازی می‌شود.

فعالیت‌های دانشجویی انعکاس مطالبات مردمی 

باید در کنار بازتعریف نقش جریان دانشجویی در مختصات جدید سیاسی و اجتماعی کشور از دولت و قدرت و احزاب سیاسی نباید انتظار حمایت کردن ووظیفه‌ای دراین خصوص را داشته باشیم چرا که در غیر‌اینصورت نیز باید بپذیریم که اداره‌ی مستقیم آن را برعهده دولت بگذاریم؛تنها انتظار از حاکمیت این است که در سیاستگذاری‌های کلان و به منظور کمک به فرایندهای توسعه و تعمیق فرهنگ فعالیت جمعی و مشارکت سیاسی بنیان‌های شکل‌گیری تشکل‌های مردم نهاد را بپذیرد و از برخوردهای ایذائی و سلبی در امور و سیاست‌گذاری نهادهای اجتماعی پرهیز نماید؛ در صورت اثبات این تلقی که نهادهای دانشجویی هدف متعالی شان را کمک به بهبود فرهنگ و مناسبات جامعه برای گذار از وضعیت نامطلوب به شرایط دلبخواه و پسند جامعه قرار داده‌اند می‌توان انتظار داشت که آرا و نظرات دانشجویانی را که نمایندگی می‌کنند به نوعی پرتوی در جامعه داشته باشد و مطالباتی که مربوط به امور و حقوق شهروندان است را به درستی بتوانند بی‌هیچ مزاحمت و ملاحظه‌ای پاسخگو باشند.

موقعیت و منشا قدرت حاکمیت: محصول جامعه ضعیف؛حاکمیت ضعیف است 

درک این مسئله که هر حاکمیتی چه دموکراتیک و چه غیردموکراتیک و چه نظام‌های اقتدارگرا از روی اراده و خواست خود نه به به‌دنبال بسط مناسبات دموکراتیک و گسترده نمودن آزادی در جامعه و نه نقطه مقابل آن یعنی تثبیت اقتدارگرایی و کاستن از آزادی هستند بسیار نکته مهم و اساسی است؛ بلکه آنچه منجر به اتخاذ سویه‌های دموکراتیک و غیردموکراتیک در کنش‌های حاکمان می‌شود؛حضور و نفوذ و اثرگذاری نهادها و تشکل‌ها و مجموعه‌هایی است که نقش کنترل گری حاکمیت را بر عهده دارند و با نظارت و دیده بانی از حاکمیت مانع گسیل داده شدن به سمت روندهای مخالف خواست جامعه هستند؛تجربه بررسی رفتار جوامع و پایبندی به ارزش‌های مدرن گویای این موضوع هست که به تناسب جامعه‌ای قوی و قدرتمند و ساختارهای مدنی در یک جامعه امکان رفتن به سمت تمرکز و تجمیع قدرت بسیار کمتر و بالعکس در جوامعی که با وجود نهاد حاکمیتی دموکراتیک اما در وضعیت تضعیف شده مدنی آن جامعه؛روندهای دموکراتیک و پاسخگویی نیز به سمت تضعیف گراییده و اساسا محصول جامعه ضعیف نیز حاکمیت ضعیف خواهد بود.

تکلیف حاکمیت: ایجاد بستر تشکل و سامان یابی نهادهای مردمی و مدنی 

با این توصیف و فارغ از ورود به ماهیت و منبع مشروعیت؛اما اگرحاکمیت بپذیرد که نهادهای مدنی به‌دنبال تقویت مناسبات جامعه و مردم کشور هستند و نگرش و دیدگاه امنیتی و بدبینانه در تصمیم‌گیری‌ها کم رنگ شود و به کنار گذاشته شود؛در چنین حالتی زمینه‌سازی برای شکل‌گیری و تقویت نهادهای مدنی و مردمی و دانشجویی نیز می‌تواند از موارد مورد اهتمام حاکمیت نیز باشد.

اما در شرایط امروز کشور چنین ذهنیت بدون پیش‌فرض منفی در نگرش تصمیم گیران وجود ندارد و تا رفتن به سمت موقعیتی که زمینه ساز چنین رویکردهای مثبتی به نهادهای مدنی در کشور باشند فاصله داریم و تحقق چنین شرایطی نیاز به یک سری اقدامات و فعالیت‌هایی دارد که شرایط آن جز با گفت‌وگو و از مسیر تعامل نمی‌گذرد و به‌نظر می‌رسد ایجاد شرایط باثبات در کشور نیز از معبر گفتگوی ملی و تفاهم میان جریانات مختلف سیاسی و دانشجویی و حاکمیت بر سر مشکلات و موانع پیش روی توسعه کشور می‌گذرد.

تداوم وضعیت بغرنج کنونی؛حاصل نسخه‌های گروه و جریانات خاص

با این اقتضائات سیاسی موجود در حاکمیت که ذهنیت منفی نسبت به احزاب و جریانات مدنی ودانشجویی وجود دارد و از سویی وضعیت شکننده داخلی و بی‌ثباتی اوضاع اقتصادی و اجتماعی و شرایط خاص منطقه‌ای و بین المللی که کشور ما در آن بسر می‌برد؛ پیچیدن نسخه‌های جریانی و فرقه‌ای و گروهی نه تنها هیچ دردی از مشکلات کشور را حل نمی‌کند بلکه وضعیت را بغرنج‌تر می‌نماید؛در چنین حالتی بیش از هر زمان دیگر شکل‌گیری اعتماد و همدلی میان گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی و رفتن به سمت همبستگی ملی که رافع مشکلات پیش روی کشور باشد وظیفه و ضرورتی ملی است؛از این رو است که اگرچه شکل‌گیری گفت‌وگو در چنین موقعیتی بسیار صعب و سخت و ممکن است ناشدنی تلقی شود؛اما اصرار و ابرام بر گفت‌وگو به عنوان یگانه راه اجماع در جامعه برای گذر از مشکلات پیش رو،رسالتی است همگانی که در این خصوص دانشجویان می‌توانند پیشتاز و پیشگام تحقق گفت‌وگو باشند و برای امکان پذیری گفت‌وگو انجام اقدامات و رفتن به سمت پیش زمینه‌های گفت‌وگو نیز می‌تواند زمینه‌های منفی آن را کم‌رنگ و یا منتفی نماید.

گفتگو و تعامل مابین جریانات سیاسی:رافع مشکلات 

دانشجویان به دلیل عدم محافظه کاری اقتصادی و دغدغه‌های ملی و نداشتن انگ و برچسب رایج و مرسوم میان احزاب و گروه‌های سیاسی و از همه مهمتر صلب نبودن در نسبت با سایر طیف‌ها به‌دلیل قرار گرفتن در جایگاه دانشگاه و محیط علم و دانش؛می توانند پیشقراول گفت‌وگو وتعامل در خصوص حل مسایل و دشواری‌های پیش روی کشور چه در حوزه‌های اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی که گریبان جامعه را روز به روز بیشتر می‌گیرد و چه در حوزه‌های مختلف اقتصادی و سیاست داخلی و سیاست خارجی گردند.

اولویت‌های گفتگو:محور قراردادن مباحث غیر‌حساس 

 در جغرافیای جدید قدرت برای کمک به گذار جامعه از موانع پیش رو به سمت توسعه پایدار و رفع علل ساختاری ونهادی فقر و فساد و تبعیض، حل معظلات اجتماعی جامعه و محافظت از محیط زیست و دفاع از حاکمیت قانون و دفاع از آزادی حقوق شهروندان، برخورداری شهروندان از وضعیت زیست شرافتمندانه انسانی و دستیابی به الگوهای پایدار توسعه می‌توانند منشا اثر و واجد خصلت کارآیی گردند.

مسئولیت اخلاقی دانشجویان:عبور از جایگاه اپوزیسیون 

مسئولیت اخلاقی و سیاسی و اجتماعی جریان دانشجویی در جغرافیای جدید قدرت در گام نخست زدودن چهره‌اش در جایگاه اپوزیسیون قدرت بودن و مخالف خوانی است که ذهنیت حاکمیت را نسبت به تهدید بودن این جریان رفع می‌کند.عبور از جایگاهی که تداعی‌کننده نقش اپوزیسیون نظام را به اذهان متبادر می‌کند به جایگاه منتقد منصف و مصلح که به‌دنبال جابجایی نیروهای ساختار قدرت نیست و نگاهش معطوف به به‌رسمیت شناخته شدن بازی دموکراتیک در ساحت سیاسی برای گردش نخبگان با داوری مردمی است و کارآمدی و کارآیی نیروها در پیشبرد برنامه‌های مقوم منافع و مصلحت عمومی و همگانی وجه امتیاز جریانات در رویکردهای دانشجویی است و نه رفتن در بازی‌های جریانی و جناحی سیاسی مابین جریانات درگیر درامر قدرت که ماحصل منازعه آنها منافع و مطامع سکتاریستی شان است و نه مصلحت و منافع ملی.  در این مسیر نیازمند اصلاح در رفتار و منش و تغییر گفتمان و بازسازی در استراتژی و تاکتیک است.

تجهیز فعالین دانشجویی به امر آموزش و توضیح کارویژه‌های دانشجویی معطوف به جامعه و دوری از نگرش‌های صرفا سیاسی و تقویت فرهنگ تسامح و مدارا در جهت گفت‌وگو و پذیرش مخالفان سیاسی در بین فعالان دانشجویی امریست حیاتی و شرطی اساسی برای اثرگذاری بیشتر و به رسمیت شناخته شدن است.

دگم اندیشی و تعصب مانع گفتگو

رفتن به سمت گفت‌وگو آداب و ملاحظات و اصول خاصی را می‌طلبد که پایه ای‌ترین آن نداشتن دگم اندیشی و کنار گذاشتن پیش فرض منفی و به رسمیت شناختن موقعیت برابر در گفت‌وگو است که طرفین بایستی الزامات عملی این اصول را درگفتگو مدنظر قراردهند و از همه مهمتر یافتن «موضوع و یا مسئله» مورد گفت‌وگو نیز واجد اهمیت اساسی است که می‌تواند کمترین مخالفت‌ها و بیشترین همدلی‌ها و حمایت‌ها را به همراه داشته باشد و نیز می‌تواند در تحقق پذیر بودن گفت‌وگو و یا امتناع از گفت‌وگو موثر باشد.

در مسیر گفت‌وگو موضوعاتی که حساسیت و اختلاف سلیقه کمتری میان جریانات و گروه‌های سیاسی و حاکمیت در این خصوص دارند اما همچنان و تا زمان حل آنهامشکلات اساسی پیش روی جامعه محسوب می‌شوند، باید در اولویت قرار گیرند؛ از این رو بررسی مشکلات اجتماعی جامعه و آسیب‌های اجتماعی و فقر فرهنگی و محیط زیست که از اختلاف‌نظر کمتری به نسبت مسایل سیاسی برخوردارند می‌تواند محور و اولویت گفتگوها باشند و یا برای رسیدن به راهکاری ملی و مورد توافق در منازعه امریکا با ایران به دلیل حس ایران دوستی و نگرش منافع ملی میان همه احزاب نیز گفت‌وگو می‌تواند از حساسیت کمتری میان جریانات مدنی و سیاسی برخوردار باشد اگرچه حاکمیت در این خصوص نسبت به روندهای متفاوت با سیاست‌های کلان ظاهرا حساسیت دارد اما می‌شود برای تقویت سیاست قابل دفاع و‌ ملی گروه‌های سیاسی و اجتماعی و مدنی با یکدیگر به گفتگوی ملی بنشینند و به راهکاری ملی که کرامت و عزت و منافع ایران را در بر داشته باشد به جمع بندی برسند و از آن حمایت کنند.

فساد ستیزی اجماع جریانات با حاکمیت 

 مقابله با فساد از مواردی است که به‌ظرم زمینه گفت‌وگو و حرکت جدی و اجتماعی موثر را می‌طلبد. دانشجویان می‌توانند با در دست گرفتن پرچم و علم مبارزه بافساد کانون محوری برای شرکت در ائتلاف مبارزه با فساد را در جامعه به‌وجود بیاورند که حمایت برخی از طیف‌های مختلف حاکمیت را نیز به همراه خواهد داشت. تشکیل کمپین مقابله با فساد فارغ از گرایش‌ها و دلبستگی‌های سیاسی وحتی عاطفی با جریانات مختلف فساد ستیز؛با در نظر نگرفتن سایر اختلافات در حوزه‌های مختلف و وارد ندانستن پیشینه و سابقه گروه‌ها در این ائتلاف جز تکیه و تاکید نظری و عملی بر فسادستیزی؛یکی از موضوعات اساسی است که هم در داخل ارکان مختلف قدرت و هم در طیف‌های مختلف سیاسی متنوع و هم در داخل جامعه از بیشترین همراهی و حمایت می‌تواند برخوردار باشد.

۲۰سالگی ۱۸تیر سرآغاز بازسازی مناسبات

از این رو در بیست سالگی ۱۸تیر به‌جای کالبدشکافی و باز نمودن یک دعوای تاریخی می‌شود با طرح موضوعاتی به سمت کاستن از بحران‌های و تصحیح رفتارها و اصلاح رویکردها و از بین بردن زمینه‌های چنین برخوردهایی رفت تا باز نمودن زخم‌های کهنه و افزودن بر ذهنیت‌ها و بیشتر نمودن فاصله‌ها،۱۸تیر را می‌شود سرآغاز فصلی نوین برای پدیداری گفتگوهای ملی قرار داد که در کشور هم زخم ۱۸تیر ترمیم شود و هم ۱۸تیرهای احتمالی در آینده در حوزه اجتماعی و سیاسی بر مدار همزیستی مسالمت‌آمیز نیروهای مدنی و سیاسی بنشیند و راه حل تنش‌ها و تضادهای اجتماعی از مجرای پاسخگویی نهادهای حکومتی و مسئولیت شناسی نیروهای سیاسی و اجتماعی بگذرد.