روزنامه سازندگی

نمایش تلویزیون

منتشر شده در تاریخ دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت 14:6

شبِ مردم‌سوزی/ سریال چرنوبیل فقط درباره‌‌ی یكی از بزرگ‌ترین فجایع دوران جنگ سرد است

«چرنوبیل» تركیبی از همه‌ی آن چیزهایی است كه در جهان واقعیت حادثه‌ی اتمی را شكل داد؛ هم مسئله‌ی سكوت دولت شوروی در آن مطرح است هم قرنطینه‌ی شهر و نیروگاه و هم بحران محیط زیست و مردن آدم‌ها و حیوانات. آن‌طور كه بعدها گفته شد طبیعت آن ناحیه پس از انفجار نیروگاه تغییر كرد و شكل و رنگ برگ‌ها و درختان و حتی هیكل جانواران به‌كلی دگرگون شد

عمار سالاری‌کیا: ساعت یك و بیست و سه دقیقه ی روز 25 آوریل 1986 شهر چرنوبیل از شهرهای اوكراین كه نزدیك مرز بلاروس بود لرزید. مردمی كه سراسیمه بیرون آمدند رنگین كمانی عجیب و غریب دیدند كه از فراز نیروگاه اتمی نزدیك شهر تا بالای ابرها كشیده شده بود. ساكنان این شهر و شهر پریپات كه برای كاركنان نیروگاه تأسیس شده بود چندان احساس خطر نمی كردند؛ نیروگاه از لحاظ ایمنی بی نقص بود و به شدت تحت كنترل قرار داشت. آن شب كه رنگین كمان به پرتوی آبی رنگ تغییر شكل داد خاكستری با باد سمت شهرها حركت كرد و مردم كه از دور شاهد نور نارنجی آتش سوزی در چرنوبیل بودند، آن را به حساب آتش سوزی های معمول درون نیروگاه گذاشتند.

بسیاری از مردم آن شب مطلع شدند كه سقف قسمتی از نیروگاه سوخته و آتش نشان ها در حال كنترل آتش اند. با این همه احتمال خرابكاری و حتی حمله ی آمریكایی ها می رفت. آن روزها كه شوروی درگیر جنگ سرد بود شهرهای اتمی شوروی بیش از همه در معرض تهدیدهای دولت رونالد ریگان بودند. بنابراین اولین حدس برای این آتش سوزی احتمال نفوذ به درون نیروگاه و خرابكاری بود. چند ساعت بعد معلوم شد كه آتش سوزی در پی یك مانور معمول صورت گرفته؛ آن شب متصدیان راکتور می خواستند مشخص كنند در صورت قطع شدن برق آیا رآکتور می تواند برق خود را تأمین كند یا نه. توضیح ماجرا كمی تخصصی است. حادثه زمانی آغاز شد که در ساعت 10:11 شب 25 آوریل 1986 نیروگاه چرنوبیل دستور کاهش میزان قدرت رآکتور برای تست را دریافت و نیروگاه شروع به کاهش قدرت رآکتور شماره چهار تا 30 درصد كرد. دو اشتباه باعث آتش سوزی شد؛ اولین اشتباه زمانی بود که کنترل کننده ی رآکتور به اشتباه و بر اثر عدم تنظیم کردن میله های جذب نوترون، نیروی رآکتور را تا یک درصد کاهش داد و رآکتور بیش از پیش افت قدرت پیدا کرد.

در اینجا بود که پرسنل دومین اشتباه خود را انجام دادند و میله های کنترل را از داخل رآکتور بیرون کشیدند. این كار مثل این بود كه اتومبیلی در آن واحد هم گاز بدهد هم ترمز بگیرد. در این زمان و با وجود نبود میله های کنترل کننده ی قدرت در داخل منطقه فعال نیروی رآکتور به 7درصد افزایش پیدا كرد. در 1:24 صبح یک انفجار اولیه پوشش 1000 تنی بالای رآکتور را بلند و راه را برای خروج مقدار زیادی بخار آب داغ هموار کرد و این مقدمه ای بود بر انفجار دوم ناشی از هیدروژن. انفجار دوم سقف رآکتور را پاره کرد و 25درصد از تأسیسات هسته رآکتور را از بین برد. گرافیت سوزان و مواد داغ هسته که در اثر انفجار بیرون ریخته بود، باعث ایجاد حدود 30 آتش سوزی جدید شد و این شامل سقف قیراندود و قابل اشتعال واحد دیگری هم می شد که كنار واحد4 قرار داشت. با این اتفاق بود كه آتش و مواد رادیواكتیو در سراسر نیروگاه پخش شد.

آن شب باران نم نمی هم بارید و باد ملایمی وزید و همه چیز دست به دست هم داد تا مواد رادیواكتیو در شهرهای مجاور پخش شود. بعدها معلوم شد كه كل ناحیه ی اسكاندیناوی بر اثر این انفجار آلوده شده است. ولی در ساعت های اولیه دولت شوروی دستور داد كه از انتشار اخبار جلوگیری شود، ارتش برای كنترل اوضاع چرنوبیل و پریپات وارد منطقه شود و دانشمندان و كارکنان نیروگاه تلاش كنند جلوی خسارت زیاد را بگیرند. ولی تا صبح مشخص شد كه میزان آلودگی بسیار گسترده بوده است. اگرچه در ساعت های اولیه تنها دو كارگر آسیب دیدند ولی كمی بعد معلوم شد كه 132 نفر نشانه های آلودگی برابر تشعشعات را نشان دادند. بعدها اعلام شد كه حدود 5 میلیون نفر از عوارض این انفجار آسیب دیده اند. دو شهر نزدیك نیروگاه خالی از سكنه شد و 6 سال طول كشید تا كمی از آلودگی كنترل شود. می گویند انفجار چرنوبیل 400 بار قوی تر از بمبی بود كه در هیروشیما منفجر شد، اگرچه آزمایش های اتمی كه آمریكا طی سه دهه انجام داده بود، 1000 برابر قوی تر از حادثه ی چرنوبیل ارزیابی می شد.

آن چه سریال نشان می دهد

سریال «چرنوبیل» براساس این واقعه شكل گرفت؛ سال 2017 بود كه شبكه ی اچ بی او به دنبال ساخت یك پروژه ی جذاب و هیجان انگیز بود و می خواست مینی سریالی را تولید كند كه درباره ی یك فاجعه ی انسانی باشد. همان زمان بود كه با پیشنهاد ساخت «چرنوبیل» مواجه شد؛ اما نكته این بود كه ایده ی اصلی را فیلمنامه نویسی پیشنهاد كرده بود كه سابقه ای در تولید چنین پروژه هایی نداشت. كرك مزین، كارش را از سال 1997 با نوشتن فیلمنامه ی یك فیلم كمدی نوجوانانه شروع كرده بود و بعدتر بیشتر شهرتش را مدیون نوشتن و كارگردانی فیلم های طنز بود. او نویسنده ی «فیلم ترسناك 3 و 4 » و دو قسمت «خماری» بود و آخرین فیلمنامه ای را هم كه نوشته بود «شكارچی: جنگ زمستانی» بود. او در شرایطی نوشتن «چرنوبیل» را شروع كرد كه همه گمان می كردند از عهده ی كار برنیاید؛ مزین یك ویژگی مطلوب داشت و آن هم شناخت دقیق موقع های دلهره آور بود؛ او حتی در كمدی هایش هم از تعلیق استفاده می كرد. اینجا اگرچه با یك ژانر تازه سروكار داشت ولی عمده ی تلاش اش باید صرف بازتولید واقعیت در دل یك قصه ی معمایی می شد. بنابراین او طی شش ماه سخت روی پنج اپیزود این سریال كار كرد تا متن اولیه آماده شد. آن روزها اچ بی او دنبال یك كارگردان جوان و متفاوت برای این پروژه بود؛ با وجود ریسك بالای تولید این اثر، آنها مایل بودند از چهره های جدیدتر دنیای نمایش استفاده كنند. برای همین بود كه جان رنك انتخاب شد؛ جان رنك سوئدی البته كارگردان گمنامی نبود؛ او سه اپیزود از سریال «بركینگ بد» را كارگردانی كرده بود و یك قسمت از «مردگان متحرك» هم ساخته ی او بود. ولی بیشتر شهرتش را مدیون ساخت كلیپ برای خوانندگان مختلف بود. او كه 57 ساله است از طرف اچ بی او برای ساخت «چرنوبیل» انتخاب شد؛ سریالی كه قرار بود هم به یك حادثه ی مهم تاریخی اشاره كند، هم سیاست در آن پررنگ باشد و هم تعلیق و معما در آن به چشم بیاید.

چرنوبیل چه جور سریالی است

«چرنوبیل» تركیبی از همه ی آن چیزهایی است كه در جهان واقعیت حادثه ی اتمی را شكل داد؛ هم مسئله ی سكوت دولت شوروی در آن مطرح است هم قرنطینه ی شهر و نیروگاه و هم بحران محیط زیست و مردن آدم ها و حیوانات. آن طور كه بعدها گفته شد طبیعت آن ناحیه پس از انفجار نیروگاه تغییر كرد و شكل و رنگ برگ ها و درختان و حتی هیكل جانواران به كلی دگرگون شد. ولی این ها فقط یك بخش از مصیبت انفجار اتمی بود؛ ماجرا این بود كه در دل بحران روابط سیاسی آمریكا و روسیه و فضای رسانه ای آمریكا علیه این كشور، «چرنوبیل» فرصت طرح مسائل پیچیده ای را فراهم می كرد كه می توانست افكار عمومی را علیه روسیه برانگیزد. در یك كلام تولید «چرنوبیل» مثل هر اثر تاریخی دیگر ارجاعی به امروز هم داشت.

اما این ها فرع ماجرای سریال است؛ «چرنوبیل» در دو قسمت اول داستان افرادی را پی می گیرد كه در این حادثه نقش داشته اند؛ یا عامل رخ دادن آن بودند یا امدادرسان بودند یا درباره ی آن تحقیق می كردند. نكته اینجاست كه سریال خودش را اسیر یك ژانر نكرده، با وجود طرح مسئله به شكل یك اثر كارآگاهی، خیلی زود وجه ترسناك آن بر تمام وجوه غالب می شود و كم كم تماشاگر را می هراساند. ولی كمی بعد به حادثه بها می دهد. همه ی اینها هم در شرایطی است كه ما را با خانواده ها آشنا می كند و به مرور نگرانی آنها از جان افراد درگیر به یك دلواپسی عمده بدل می شود. «چرنوبیل» تركیب ژانرهای مختلف است كه از همان سكانس های اولیه تماشاگر را به شدت درگیر ماجرای تلخ خود می كند و كم كم در سطوح مختلف گسترده می شود. مهم تر این كه سریال در فضاسازی موفق است؛ «چرنوبیل» با آرامش ترس را به جان مخاطبش می اندازد با نشان دادن صریح و بدون تفسیر ماجرا و درگیر كردن احساسات تماشاگر. اگر به این ها صحنه پردازی های باشكوه و اجرای دقیق و بسیار حساب شده را اضافه كنید، می فهمید كه با چه چیزی روبه رو هستید.

موفقیت‭ ‬انتقادی‭ ‬سریال

می‌دانید كه شبكه‌ی اچ‌بی‌او پخش «چرنوبیل» را از سه هفته مانده به پایان «بازی تاج‌و‌تخت» شروع كرد و درست وقتی كه تماشاگران آن سریال به افت «بازی تاج‌و‌تخت» معترض بودند، با این سریال اكشن و تاریخی دل آنها را به دست آورد. درحالی‌كه مخاطبان جان اسنو و مادر اژدها امضا جمع می‌كردند تا دوباره فصل آخر سریال ساخته شود، چرنوبیل به شكل غافلگیركننده‌ای پرمخاطب شد. سایت متاكریتیك كه میانگین آرای منتقدین و تماشاگران را ثبت و گزارش می‌كند، اعلام كرده كه از 24 نقد نوشته‌شده 22 نقد مثبت بوده و تنها دو نقد آن را متوسط ارزیابی كرده‌اند. بنابراین اصلاً عجیب نیست كه سریال از 100 امتیاز میانگین 83 را دریافت كرده است. این امتیاز درباره‌ی مخاطبان بالاتر هم هست؛ در حال حاضر تماشاگران تلویزیون امتیاز 9.5 از 10 را به آن داده‌اند كه اتفاقی بی‌سابقه است. سایت روتن تمیتو كه سایت مرجعی در ارزیابی كیفی است، 95 از 100 را به سریال اختصاص داده و مخاطبان IMdb هم امتیاز 9.6 را به آن داده‌اند. این‌ها یعنی «چرنوبیل» از دید منتقدان هم مردم سریال محبوبی است. آماری كه از پخش دو قسمت اول سریال منتشر شده نشان می‌دهد كه اپیزود اول 756 هزار تماشاگر داشته و اپیزود دوم آن یك میلیون نفر؛ یك رشد بی‌سابقه كه نشان می‌دهد محبوبیت سریال در حال بالا رفتن است. 

 

چه‭ ‬كسانی‭ ‬در‭ ‬آن‭ ‬بازی‭ ‬می‌كنند

جرد هریس: مهم‌ترین چهره‌ی سریال كه در‌واقع قصه با او هم شروع می‌شود، جرد هریس است؛ بازیگری با چهره‌ی آبله‌گون كه بیشتر با نقش‌های فرعی یا نقش‌های مكمل شناخته شده؛ او را قبل‌تر در «مرد مرده»، «لینكلن»، «مورد عجیب بنجامین باتن» و... دیده‌ایم. او بازیگر نقش واسلی آلكسویچ لگازوف، شیمی‌دان و مسئول بررسی پرونده‌ی حادثه‌ی چرنوبیل است. بعد حادثه‌ای كه برای او پیش آمد، یك‌بار شبكه‌ی بی‌بی‌سی سریالی داستانی از زندگی این شخصیت ساخت. اما جرد هریس این‌بار او را در قالب یك كارشناس كاركشته بازنمایی كرده است. كسی كه همه چیز را درباره‌ی ماجرا فهمید و طاقت نیاورد. 

استلان اسکارشگورد: بازیگر سوئدی كه كلی فیلم در كارنامه‌اش دارد؛ از «رونین» گرفته تا «ملانكولیا»، «ثور» و البته «بی‌خوابی». او بعد سال‌ها حضور در سوئد راهی هالیوود شد و كلی نقش در فیلم‌های مختلف تجاری و هنری بازی كرد. اسكارشگورد در «چرنوبیل» نقش بوریس یلتسین را بازی می‌كند؛ كسی كه سخنگوی شروری بود و مدتی هم سرپرستی گروه تحقیق ماجرای چرنوبیل را برعهده گرفت. 

امیلی واتسون: او بازیگر نقش یك شخصیت كاملاً خیالی است؛ اولانا خومیاك، دانشمند انرژی هسته‌ای اهل بلاروس كه برای تحقیق عضو گروه دولتی می‌شود. واتسون چندان نیازی به معرفی ندارد؛ از «اسب جنگی» تا مگاسفورد پارك»، از «آناكارنینا» تا «تئوری همه چیز» او را در حال درخشیدن دیده‌ایم.