روزنامه سازندگی

اندیشه الهیات

منتشر شده در تاریخ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 ساعت 9:11

ریاضت/ کلام: اصول عقاید

عبدالحسین فخاری، دین‏ پژوه

به‌رغم اینکه دین برای رسیدن به معرفت، راه آسان و همگانى تعقّل و تعلیم و تبعیت از وحى را توصیه کرده ‌است، عده‌اى راه دشوار و غیرطبیعى و پرخطرى به نام ریاضت را برای کشف و شهود حقیقت از سوی خویش اختراع کرده‌اند و آن را تنها راه درست شمرده‌اند!

اصول ریاضت بر پرهیز از چهار نیاز اساسی انسان یعنى خوردن و سخن گفتن و آمیزش و معاشرت است، که چهار ترک (ترک غذا و اکتفا به حداقل آن، سکوت و ترک سخن، ترک آمیزش جنسی و انزوا و ترک معاشرت با مردم) نام گرفته‌ است و معتقدند با فشار بر نفس و ترک این خوهای حیوانى، چشم فرد باز مى‌شود و مطالب برای او مکشوف مى‌شود و واقعیات را شهود مى‌کند. این شیوه کشف حقیقت که مبتنى بر ریاضت است، از سوی بعضى از معتقدان به آن همچون غزالى، تبیین شده و بر آن، راه تصوّف و عرفان نام نهاده‌اند... اما واقعیت این است که این راه ریاضت نه ریشه و مستندی در کتاب خدا دارد و نه در سیره پیامبر و معصومین علیهم السلام، سابقه‌ای از آن مى‌توان نشان داد. به‌علاوه به فرض که این راه هم یکی از راه‌های کشف حقیقت باشد، آفات و معایبى دارد که قابل اغماض نیست: نخست آنکه قابل توصیه به همگان نیست و جز معدودی توان ریاضت کشیدن ندارند. ثانیاً به فرض که چیزى بر اثر ریاضت بر کسی مکشوف شود، برای خودش حجت است و برای دیگران حجت نیست. ثالثاً فشار بر نفس بر اثر ریاضت، آفاتى چون بیماری و اختلال روانى به‌دنبال دارد، که بسیارى را به نتیجه نمى‌رساند.

و رابعاً هر کشفى باید با معیارهایى سنجیده شود، تا معلوم شود القائات شیطانى نیست (چون سالک ممکن است کشفى را الهام الهى بداند در‌حالی‌که القاء شیطانى است)، لذا این راه اصلاً قابل اعتماد نیست.سابقه ریاضت‌گرایی را که مبنای آن پرهیز از لذایذ برای تزکیه نفس و دریافت الهامات است، مى‌توان از هزاران سال قبل در مکاتبى چون آیین بودا، آیین هندو، آیین جین یا تصوف نشان داد و ربطی به اسلام ندارد که بعضى متصوفه خواستند به اسلام نسبت دهند. برعکس در اسلام و دیگر ادیان ابراهیمى ریاضت نکوهش شده و بر تقوا و پرواپیشگى تأکید شده است. یقیناً باید گفت هیچ حقیقتى نیست که در وحى و شریعت نیامده باشد تا نیاز باشد برای آن ریاضت کشید.