روزنامه سازندگی

اندیشه الهیات

منتشر شده در تاریخ چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398 ساعت 9:17

فقر وجودی انسان/ سلوک: اخلاق اسلامی

دکترناصر مهدوی، استاد اخلاق؛

در نوشته قبلی اشاره کردم که خداباوری چه در عرصه معرفت‌شناختی و چه در عرصه روانشناختی، حس خوبی را به آدمی انتقال می‌دهد که به نظر می‌رسد در صورت عدم باور به حضور و وجود خداوند چنین احساسِ آرامش‌بخشی نصیب انسان نمی‌شود.

در حوزه معرفتی، ساختار جهانِ آفرینش گونه‌ای است که با پذیرش یک خالقِ ناظمِ هستی‌بخش می‌توان تفسیر و تبیین عقل‌پسند و راضی‌کننده‌ای از نحوه آفرینش موجودات به دست داد، زیرا:
1ـ جهان هستی و همه موجوداتِ در آن با یک تحلیل فلسفی از چندین ویژگی برخوردارند که آن ویژگی‌ها حکایت از فقر ذاتی موجودات می‌کند. تغییر و حرکت، زوال و بی‌دوامی، محدود و قصور و مرگ و فروپاشی از خصوصیاتِ ذاتی موجوداتِ این جهان است که روی هم نشان می‌دهند که هر آنچه در این جهان حضور دارد و از نعمت وجود برخوردار است از یک صفت برجسته و اصلی نیز برخوردار است که همان فقر و نیازمندی وجودی است، طوری که می‌توان با جرئت تمام و استدلال عقلی اعلام داشت که هستی تمام این موجودات برگرفته و برخاسته از ذات آنها و نهاد و درون آنهاست و تمام این موجودات از غیر خود هستی را وام گرفته‌اند که آن غیر بدون تردید به لحاظ ذاتی و فقر از جنس این موجودات نیست.

در یک کلام اصل این است که هیچ‌یک از اینها در این جهان بهره‌مند از وجود نباشند زیرا فقیرند و نیازمند ولی اکنون هستند و از نعمت حیات و وجود برخوردارند، اصل حاکم بر همه آنها این است که نیست باشند، اکنون که هستند بی‌تردید و با تکیه بر باور عقلانی می‌بایست هستی‌بخشی به آنها نعمت وجود را عطا کرده باشد که به نظرم در صورت طی این مسیر می‌توان احساس خوبتری در تبیین نحوه خلقت موجودات به دست آورد.