روزنامه سازندگی

جهان آمریکا

منتشر شده در تاریخ دوشنبه 17 دی 1397 ساعت 22:0

تبلیغات نومحافظه‌کارانه یا اطلاع‌رسانیِ حرفه‌ای؟/ پاسخی به هادی خسرو شاهین؛

محمدرضا جلائی‌پور، فعال سیاسی اصلاح‌طلب

هادی خسروشاهین در روزنامه‌ی سازندگی به نقد کوتاهی که به تیتر این روزنامه‌ درباره‌ی الیزابت وارن کرده بودم پاسخی داده‌اند. اگر متن پاسخ ایشان را به انگلیسی ترجمه کنید، مخاطب آمریکایی تصور خواهد کرد که در یکی از رسانه‌های راست‌افراطی (مشهور به آلت‌رایت) یا نئوکان‌های آمریکایی منتشر شده است، نه یک روزنامه‌ی اصلاح‌طلب در ایران و انصاف حکم می‌کند بگوییم بعضی اوصافی که ایشان درباره‌ی الیزابت وارن آورده‌اند و تصویر ایشان از صحنه‌ی سیاست آمریکا حتی در رسانه‌های راست‌افراطی آمریکا هم منتشر نمی‌شود. قصد پاسخ تفصیلی به این یادداشت ندارم و صرفا به چند نکته‌ی کوتاه اشاره می‌کنم:
-همه‌ی سخن من این بود که تیتر «سوپرسوسیالیست دشمن سرمایه‌داری» معرف مناسبی برای الیزابت وارن برای مخاطب ایرانی نیست.

-فرق است میان گرایش‌های پیشرو و حتی در مواردی سوسیالیستی داشتن و «سوپرسوسیالیست» بودن در سیاست آمریکا. فراموش نکنیم درباره‌ی آمریکایی حرف می‌زنیم که در عین این‌که بزرگ‌ترین اقتصاد جهان است، ۴۳ میلیون شهروندش در فقر زندگی می‌کنند، بهره‌مندترین صدک جامعه بیش از مجموع نود درصد شهروندان ثروت دارد و وضعیت آموزش و بهداشت نیمی از شهروندان حتی از بعضی کشورهای توسعه‌نیافته وخیم‌تر است. در جامعه‌ای چنین نابرابر حمایت نیروهای پیشرو و حزب دموکرات از توزیع عادلانه‌تر و موثرتر ثروت اقتضای بسط عدالت و حتی کارایی اقتصاد است و قابل فروکاهش به «سوپرسوسیالیسم» نیست. 

فرق است میان نقد «سرمایه‌دارسالاری در سیاست» (یکی از انواع اندک‌سالاری) با «دشمن سرمایه‌داری» بودن. اولی اقتضاء حفظ و بسط دموکراسی است و موضع مشترک حامیان «سرمایه‌داری مسئول» و «منتقدان سرمایه‌داری». نقد نقش روزافزون «پول»، «سرمایه‌داران»، رشوه‌ی قانونی‌شده‌ی سوپرپک‌ها و لابی‌های ثروت در سیاست و انتخابات‌های ملی و ایالتی آمریکا، اقتضاء دفاع از دموکراسی و موضع مشترک قاطبه‌ی روشنفکران، دانشگاهیان و نیروهای سیاسیِ دموکراسی‌خواه در آمریکا است و نه چنان‌که جناب خسروشاهین می‌گوید صرفا موضع سوپرسوسیالیست‌های دشمن سرمایه‌داری.

- اساسا در سیاست امروز آمریکا و حتی اروپا صف‌آرایی اصلی میان دشمنان سرمایه‌داری و شیفتگان سرمایه‌داری نیست. اغلب نیروهای سیاسی در برخی حوزه‌ها حامی عدم مداخله‌‌ی دولت و میدان دادن به مکانیزم‌های بازار آزادند و در برخی حوزه‌های دیگر حامی مداخله‌ی هوشمند و موثر دولت. اختلاف سر این است که در کدام حوزه‌ها، به چه میزان و به چه شکلی این مداخله ‌صورت بگیرد. تصدی‌گری دولت در آموزش، بهداشت و بهبود زیرساخت‌های شهری موضع مشترک همه‌ی احزاب پیشرو، دموکرات و عدالت‌خواه است که بالِ عدالت‌جوترشان را می‌توان از جهاتی «سوسیال‌دموکرات» خواند و نه «سوپرسوسیالیست دشمن سرمایه‌داری».

این احزاب (از جمله حزب دموکرات آمریکا و حزب کارگر بریتانیا) به دنبال کارآ، اخلاقی و مسئولانه‌تر کردن اقتصاد سرمایه‌داری و حمایت موثرتر از بازماندگان و قربانیان این نظم اقتصادی‌اند.  اساسا صف‌آرایی‌های اصلی سیاسی در آمریکای امروز نه حول حامیان سرمایه‌داری و دشمنانش، که بیشتر حول محورهای دیگری از جمله «محیط زیست»، «بهداشت و آموزش»، «سیاست خارجی جنگ‌پرور یا ملتزم به قوانین بین‌المللی»، «این‌که جامعه و دولت در قبال ضعیف‌ترین شهروندان مسئولیتی دارد یا نه»، «مالیات توزیعی»، «سیاست‌های مهاجرت»، «نقش پول در انتخابات و سیاست»، «انزواگرایی اقتصادی یا جهانی‌تر شدن تجارت» و «حقوق اجتماعی» است و در همه‌ی این زمینه‌ها مواضع امثال وارن به منافع ملی و جهانی و جهت‌گیری‌های اصلاح‌طلبان بسیار نزدیک‌تر از رقبای جمهوری‌خواهش است. 

الیزابت وارن علاوه بر این‌که استاد حقوق تجارت هاروارد است، بعد از بحران اقتصادی ۲۰۰۸ رئيس چند کمیته‌ی نظارتی ملی و مشاور و نماینده‌ی اوباما در کمیته‌های مهار بحران و تنظیم قوانین بانکی بود. او ‌از قضا ‌نسبت به پیشروهایی مثل سندرز مواضع محافظه‌کارانه‌تری دارد و شخصا هم منتقد بعضی مواضعش هستم، در عین این‌که همچنان به برچسب‌های فروکاهنده و رهزن سازندگی در توصیف امثال او نقد دارم. متاسفانه در مهرنامه و سازندگی بعضا نوعی «بنیادگرایی بازار» و درباره‌ی سیاست آمریکا و اروپا مواضع سیاسی‌ای دیده می‌شود که به نومحافظه‌کاران آمریکا نزدیک‌تر است.

«سوپرسوسیالیست دشمن سرمایه‌داری» خواندنِ وارن و «احمدی‌نژادِ بریتانیا» نامیدنِ جرمی کوربین و عناوین مشابهی که رسانه‌های نزدیک به حزب کارگزاران به کار می‌برند بیشتر از جنس «تبلیغات سیاسیِ راست افراطیِ» آمریکا و اروپاست و نه در شأن رسانه‌ای که خود را اصلاح‌طلب می‌داند.