روزنامه سازندگی

سیاست انتخابات

منتشر شده در تاریخ شنبه 31 خرداد 1399 ساعت 23:5

قاضی‌زاده‌هاشمی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرداد: مخالفت رئیسی با نامزدی‌اش در انتخابات 1400

عضو جبهه پایداری می‌گوید که ابراهیم رئیسی تصمیمی برای حضور در انتخابات 1400 ندارد و طرح بحث‌های این‌چنینی را انحراف در مسیر تحولی قوه و گفتمان مبارزه با فساد می‌داند

سیما پروانه‌گهر: امیرحسین قاضی‌زاده‌هاشمی، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی روز گذشته تکلیف جناج اصولگرا را درباره اخبار مربوط به کاندیداتوری و حضور ابراهیم رئیسی در انتخابات 1400 یکسره کرد. پیش از این از ابراهیم رئیسی به عنوان یکی از محتمل‌ترین گزینه‌های اصولگرایان در انتخابات 1400 نام برده می‌شد. احمدامیرآبادی‌فراهانی، عضو موثر هیئت رئیسه مجلس و نماینده مردم قم در مجلس در برنامه دستخط در خصوص کاندیدای اصولگرایان در 1400 که گفته بود:«من فکر می‌کنم برای ۱۴۰۰ اگر یک شخصیتی که بالاخره در تراز رئیس دولت جمهوری اسلامی و تراز انقلاب اسلامی باشد بیاید، نیروهای انقلاب دور او جمع می‌شوند. من فکر می‌کنم اگر آقای رئیسی بیاید همه مشکلات حل می‌شود. من فکر می‌کنم آقای رئیسی می‌تواند افرادی را در قوه معرفی کند. الان خیلی پرونده‌هایی که در قوه قضائیه می‌رود، مستقیم و غیرمستقیم، با رفتار قوه مجریه مرتبط شده است.»

اما اکنون امیرحسین قاضی‌زاده‌هاشمی که از چهره‌های مطرح حلقه مشهد محسوب می‌شود در توئیتی نوشته است:«سخن برادرم آقای امیرآبادی بر لزوم حضور آیت‌الله رئیسی در انتخابات ۱۴۰۰ جدید نیست. جمع‌بندی بسیاری از انقلابی‌ها همین بود که مطرح هم شد اما ایشان به شدت مخالفت کردند و ضمن تاکید بر برنامه ۵ساله خود در قوه‌قضاییه، طرح بحث‌های این‌چنینی را انحراف در مسیر تحولی قوه و گفتمان مبارزه با فساد دانستند».

 

برتری رئیسی نسبت به دیگران

امیرآبادی فراهانی اگرچه به صورت رسمی عضو جبهه پایداری نیست اما در رویکردهای سیاسی بعضا مواضع بسیار نزدیکی با این جریان دارد. او بود که در پاییز سال گذشته برای نخستین بار مطرح کرد که که کاندیداهای شورای نیروهای انقلاب – که در آن زمان هنوز شورای ائتلاف اصولگرایان خوانده می‌شد- از ترکیب زاکانی، امیرآبادی و ذوالنوری برای انتخابات مجلس یازدهم از شهر قم خبرداد و موضوع کنار گذاشته شدن علی لاریجانی از کاندیداهای تشکیلاتی این شهر را مطرح کرد. اگرچه علی لاریجانی بعد از آن از اساس از دور رقابت خود را خارج کرد و گفت که دیگر تصمیم برای شرکت در رقابت انتخاباتی مجلس در دوره یازدهم نه از قم و نه از هیچ شهر و حوزه انتخابیه دیگری را ندارد. امیرآبادی‌فراهانی که از سال 94 و بعد از ورود به مجلس نهم تاکید دارد که عضو تشکیلات جبهه پایداری نیست اما در طی 5 سال گذشته به اندازه‌ای ادبیات خود را به پایداری‌ها نزدیک کرده که در همه جا از او به عنوان عضو جبهه پایداری یاد می‌شود و در همین چند خط صحبت در برنامه دستخط درباره انتخابات 1400 و تاکید بر اهمیت و برتری ابراهیم رئیسی، از لغت و کلیدواژه «نیروهای انقلاب» که گفتمان تازه و مورد تاکید جبهه پایداری به جای به کار بردن اصولگرایی است، استفاده کرد.

با این وجود به‌رغم تشریح برتری ابراهیم رئیسی برای ریاست‌جمهوری 1400، با فاصله اندکی امیرحسین قاضی‌زاده‌هاشمی این خبر را رد کرد و به نقل از ابراهیم رئیسی گفت که ایشان تصمیمی در این‌باره ندارد. علاوه بر این غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، معاون اول قوه قضاییه نیز زمزمه‌هایی درباره احتمال حضور سیدابراهیم رئیسی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ را «زمزمه بیخودی» خوانده بود. اما چرا یک سال به انتخابات ریاست جمهوری 1400اصرار و انکار درباره کاندیداتوری ابراهیم رئیسی مطرح است. 

بحران گفتمان؛ گفتمان بحران‌ساز

نخستین و روشن‌ترین دلیل برای این که نام ابراهیم رئیسی در اظهارات اصولگرایان برای 1400 مورد توجه است همان نکته‌ای است که احمدی امیرآبادی فراهانی در اظهارات خود در برنامه دستخط به آن اشاره کرده است. فقدان چهره‌ای که مورد تایید همه طیف‌های اصولگرا باشد یا حداقل هیچ طیفی نتواند در ظاهر به مخالفت با وی بپردازد. امیرآبادی‌فراهانی در این‌باره در برنامه دستخط گفت:«یکی از مشکلات ما در مجموعه نیروهای انقلاب این است که یک شخصیت کاریزما که بتواند جمع کند در میدان نمی‌آید، اگر هم وجود داشته باشد. من اعتقاد دارم وجود دارد ولی به میدان نمی‌آید.فکر می‌کنم نگرانی‌هایی هست که نگران است نتواند تمام‌کننده باشد در حالی که من اعتقاد دارم می‌تواند تمام‌کننده باشد. دوم اینکه دوستان ما در مجموعه جبهه انقلاب بیشتر روی بحث گفتمان دارند تاکید می‌کنند. در حالی که در گفتمان معمولاً سعی می‌کنند صفر و صدی ببینند و این خوب نیست. گفتمان را می‌توانیم غیر‌صفر و صدی بیینیم؛ بالاخره یکی ۹۰ است، یکی ۸۰ است و یکی هم زیر ۵۰ است. زیر ۵۰ را باید هل بدهیم و بالا بیاوریم، در داخل گفتمان بیاوریم. برخی هم فساد دارند، فساد مالی و اخلاقی دارند. اینها را اصلاً نمی‌توان قبول کرد.»

در پی همین صحبت‌ها بود که امیرآبادی تاکید کرد ابراهیم رئیسی مناسب‌ترین گزینه است. در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 نیز وزن ابراهیم رئیسی در تصمیم‌گیری‌های نهایی در جبهه نیروهای انقلاب که آن روزها هنوز اصولگرایان خوانده می‌شدند مشخص شد. آن زمان که محمدباقر قالیباف در نامه‌ای با لحن مملو از نارضایتی از دور رقابت کنار کشید و جمنا به عنوان تشکل انتخاباتی اصولگرایان در انتخابات سال 96 اعلام کرد که ابراهیم رئیسی کاندیدای نهایی این تشکل برای انتخابات است. اگرچه رئیسی هرگز نه خود را از جمنا می‌دانست و نه آن را اعلام کرد و نه در هیچ یک از نشست‌های این تشکل شرکت کرد. در همان سال در نامه معروف خود اعلام کرد که «فارغ از گروه‌بندی‌های رایج سیاسی» در انتخابات شرکت می‌کند. سخنگوی جمنا نیز در آن روزها اعلام کرد که آقای رئیسی سازوکار را امضا نکرده است اما به جمعی که به وی رای دادند «ابراز ارادت» کرده است.

 

خلا چهره جامع‌الشرایط

حالا چهار سال بعد از آن زمان با وجود جلوس یکپارچه اصولگرایان بر صندلی‌های بهارستان اما آنها دغدغه‌های خود را برای 1400 دارند. طرح نام ابراهیم رئیسی برای انتخابات 1400 هم نشان از بالا گرفتن نگرانی‌ها از تشدید و تعمیق اختلافات در این اردوگاه سیاسی دارد و هم یادآور یک سنت قدیمی و ریشه‌دار در جریان اصولگرایی: «تقدم چهره‌ها بر احزاب و تشکل‌ها». علاوه بر این اصولگرایان باید پیش از زین کردن اسب کاندیدای خود برای انتخابات 1400 چند مولفه را مدنظر داشته باشند. 

نخست اینکه با آمار ثبت شده در انتخابات مجلس یازدهم و وضعیت حاکم بر اردوگاه اصلاح‌طلبان - که  هم مسئله تایید صلاحیت و هم موضوع جلب مشارکت دارند- باید بتوانند چهره‌ای وارد گود رقابت کنند که توان بالا بردن مشارکت را داشته باشد. واقعیت این است که چهره‌های اصولگرا بطور معمول و میانگین توفیقی در جلب و رد مشارکت ندارند. علاوه بر این که انتخابات ریاست جمهوری نیازمند حداقل آراء است بنابراین نمی‌توان درباره میزان مشارکت همچون دوره یازدهم باری به هر جهت رفتار کرد. آنها باور دارند که بعد از دو سال فعالیت دولت روحانی و آنچه آنها کارنامه ابراهیم رئیسی در قوه قضاییه می‌خوانند، اقبال عمومی به سمت رئیسی است.

مساله دوم اتفاق‌نظر درونی در داخل این اردوگاه است. اصولگرایان دیروز که این روزها رخت انقلابی بودن را بر نام اصولگرایی ترجیح می‌دهند، می‌دانند که پیدا کردن چهره‌ای که بتوانند با آن همه‌ی طیفی‌های اصولگرایی از پایداری‌ها تا سنتی‌ها را راضی کنند، سخت است. پیدا کردن فردی جامع‌الشرایط که تشکل‌های سنتی همچون جامعتین به او رضایت بدهد و جوانان عدالتخواه نیز با او مخالفت نکنند کار راحتی نیست. اما ابراهیم رئیسی این پتانسیل را دارد. 

مساله سوم عبور از سد شورای نگهبان است. اگرچه جناح اصولگرا از این بابت نگرانی آنچنانی ندارد اما با این حال در انتخابات 92 و 96 جسته گریخته اعلام شد که برخی از چهره‌های آنان همچون علیرضا زاکانی یا کامران باقری‌لنکرانی نتوانستند نمره قابل قبولی از شورای نگهبان بگیرند. پس به هر ترتیب اقناع اعضای شورای نگهبان هم مهم است. آنها باید کاندیدایی پیدا کنند که بتواند بی‌مشکل و حرفی از این سد بگذرد. ابراهیم رئیسی یک‌بار این آزمون را انجام داده و از این سد گذشته بود و اکنون نیز در قامت رئیس قوه قضاییه، نیازی به تایید دوباره‌ی شورای نگهبان نداشت. با این حال او مخالف است که پا به این عرضه بگذارد و خانه‌ی قضا را ترک کند.  جناح از این منظر نیز باید به بررسی وضعیت بپردازد و ببیند که کدام‌یک از کاندیداهای احتمالی آنان می‌تواند بی‌حرف و حدیث از سد شورای نگهبان بگذرد. 

 

خیال دیگران راحت شد

از دیگر سو حضور رئیسی به ضرر برخی از چهره‌هایی که داعیه کاندیداتوری در دو جناح را دارند تمام می‌شد. او 16 میلیون رای ثابت داشت و احتمالا در این دو سه سال بر آن افزوده شده است. همین امر ممکن بود که وضعیت ناپایدار برخی از نامزدهای جوان جناح اصولگرا را که رویایی ریاست‌جمهوری بر سر دارند، به مخاطره بیندازد. اما اکنون آنها با اطمینان از نظر نهایی آقای رئیسی، می‌توانند با فراغ بال کارها و برنامه‌های خود را پیش ببرند. آنها 8 سال صبر کردند تا دولت روحانی به پایان برسد و در انتخابات مجلس یازدهم نیز یا خود خواهان ردای نمایندگی نبودند. فارغ از تمام این مسائل هرازچندگاهی اسامی مختلفی از چهره‌های این جریان برای کاندیداهای احتمالی شنیده می‌شود. پرویز فتاح که هنوز تصویر دفاع سرسختانه‌اش از عملکرد و کارنامه شهید در رسانه ملی را در اذهان مردم و رسانه‌ها دارد، مهرداد بذرپاش که قید هر کلیدواژه جوانی را به خود می‌گیرد و چهره‌های دیگری از این دست. حتی نباید موضوع حضور محمدباقر قالیباف را به صورت کامل منتفی دانست. با این وجود فراتر از همه این گزینه ممکن است اصولگرایان در نهایت به سمت رو کردن یک چهره تازه بروند. چهره‌ای که همانند محمود احمدی‌نژاد در سال 84 بتواند حمایت صدر تا ذیل اصولگرایان را به دنبال خود داشته باشد و با اتکا به سابقه شورای نگهبان که دایه مهربان‌تر از مادر برای برخی اصولگرایان است، وی را به جامعه عرضه کنند. یا شاید تصمیم بگیرند ریسک نکنند و بازی را با مهره‌ای پیش ببرنند که شانس برتری و پیروزی وی را بیش از همه می‌دانند. سیب اصولگرایان در 1400 هنوز چرخ‌های زیادی را برای رسیدن به زمین باید به خود ببیند.