روزنامه سازندگی

هنر و ادبیات ادبیات

منتشر شده در تاریخ دوشنبه 5 خرداد 1399 ساعت 23:5

طبقات رنج/ یادداشتی بر مجموعه داستان اتهام نوشته‏ی بندی نخستین اثر مستقل نوشته‏‌شده درون مرزهای کره‏ی شمالی

ثنا‭ ‬کاکاوند، منتقد ادبی

وقتی واژه‏ها در کنترل نباشند و رها از تمام بند‏ها و فرمایشات روی کاغذ بیایند، ادبیات دشمن دیکتاتورها می‏شود. پرده از حقیقت برمی‏دارند و هر آن‏چه را که هست به گونه‏های متفاوت روایت می‏کنند. این‏جاست که رژیم‏های توتالیتر روش سرکوب را پیش می‏گیرند تا واژه‏ها را به خدمت خود و ایدئولوژی‏شان دربیاورند. نویسنده‏ یا تن می‏دهد به این فرمایشات یا تبعید می‏شود و گوشه‏گیر. و ادبیات تبعید در بیشتر موارد روایت رنج تحمیل‌شده در سرزمین مادری‏ست. ادبیاتی که نمونه‏اش را در آثار مربوط به نویسنده‏گان فراری از کره‏ی شمالی به وفور دیده‏ایم. آثاری که نویسنده خارج از مرزهای کره و به دور از خشم دیکتاتور آن‏ها را می‏نویسد و سرزمین تک‏افتاده و محصورشده‏شان را به تصویر می‏کشد. مجموعه‌داستان «اتهام» نوشته‏ی نویسنده‏ای درون مرزهای کره‏ی شمالی‏ست که توانسته راهش را به جهان بیرون از این کشور باز کند. 

اهمیت این کتاب در همین است که این مجموعه داستان اولین اثر مستقل ادبی‏ست که درون کره‏ی شمالی نوشته شده. هر چند در توضیحات کتاب آمده که اطلاعات شخصی نویسنده به منظور جلوگیری از شناسایی او در کره‏ی شمالی و حفظ امنیت‏اش تغییر کرده، ولی گفته می‏شود نویسنده‏ی این اثر با نام مستعار «بندی» به معنای کرم شب‏تاب عضو اتحادیه‏ی نویسندگان کره‏ی شمالی‏ست که در سال 2013 توانست نسخه‏ای از این کتاب را از طریق یکی از دوستان خود به خارج از کشور بفرستد و یک سال بعد این کتاب در سئول منتشر و خیلی زود به بسیاری از زبان‏ها ترجمه شد. او نوشتن را در دهه‏ی سوم زندگی خود با چاپ داستان‏هایی در روزنامه‏های کره‏ی شمالی آغاز کرد. اما در آغاز دهه‏ی 90 در دوره‏ی قحطی بزرگ کره‏ی شمالی که بر اثر سیل‏های بزرگ و البته سیاست‏های غلط اقتصادی رخ داد، بسیاری از دوستان و همکاران بندی بر اثر گرسنگی جان باختند. این دوره که با اسم رمزی رسمی «رژه‏ی تلاش» در حکومت نام برده می‏شد، صدها هزار کشته بر جای گذاشت. غذای بسیار کمی تولید و میان طبقات بالا و نظامیان توزیع می‏شد و مردم عادی بهره‏ای نمی‏بردند. از آن پس بندی نوشتن پنهانی‏ را برای بازگو کردن حقیقت آغاز کرد. او کتاب دیگرش را که شامل اشعار سیاسی اوست در سال 2018 در کره‏ جنوبی منتشر کرد.

 

اسارت ادبیات

تا پیش از فروپاشی جماهیر شوروی، ادبیات کره‏ی شمالی از هر جهت تحت تاثیر ادبیات شوروی بود. اما با مرگ استالین و آغاز روند استالین‏زدایی در شوروی، کیم ایل سونگ رهبر کره به دنبال کاهش نفوذ این کشور و افزایش قدرت خود، تغییرات اساسی در قوانین و سیاست‏های کشور ایجاد کرد. در پانزدهمین جلسه‏ی عمومی حزب کارگر در سال 1967، ایدئولوژی و سیاست یکپارچه‏ی «جوچه» به عنوان راه و رسم اصلی زندگی در کره‏ی شمالی طرح‌ریزی و معرفی شد. اصولی که تمام ابعاد زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی خلق را معین می‏کرد که شامل هنر و ادبیات نیز بود. از آن زمان هنر، ادبیات و فیلم دچار تغییری بنیادین در موضوع و ساختار شدند. زبانی یکپارچه برای خلق آثار تعریف شد. ادبیات پذیرفته‌شده طبق اصول جوچه باید در خدمت کیم ایل سونگ، حزب و خلق می‏بود و تنها نویسنده‏گان عضو اتحادیه‏ی تحت نظارت دولت، اجازه‏ی انتشار کتاب داشتند. این سیاست یکپارچه موجب ظهور ادبیات تک‏صدایی با محوریت مدح رهبر کره، میهن‌پرستی و وفاداری خلق به حزب در کشور شد و صدای باقی نویسنده‏ها چه منتقد و چه کسانی که خارج از اصول و اهداف جوچه داستان می‏نوشتند ساکت شد. آموزش ایدئولوژی و تربیت ذهن خواننده‏گان، الگوسازی از طریق خلق کاراکترهای وفادار و سخت‏کوش به آرمان‏های حزب، مقدس‏سازی شخصیت‏های وفادار به رهبر و زندگی‌نامه‏ی کیم ایل سونگ یا روایاتی با محوریت او، درون‏مایه‏های مورد قبول حزب بودند که بعد از فروپاشی شوروی و بحران اقتصادی در کره و ظهور فقر، تم اصلی ادبیات از میهن‌پرستی به سخت‏کوشی و کار فراوان برای خدمت به خلق و حزب تغییر پیدا کرد. در این دوران بسیاری از کتاب‏ها از بین رفت یا به کتاب‏خانه تحویل داده شد و کتاب‏هایی مثل آثار مارکس با اجازه‏ی کتبی حزب و دلایل قابل قبول تنها در کتاب‏خانه‏ها در دسترس مردم قرار می‏گرفت. بعد از مدتی کیم ایل سونگ از یک رهبر ایدئولوژیکی به رهبر معنوی تبدیل شد و داستان‏های کره تصویری خداگونه از کیم ایل سونگ را روایت کردند که پیروی از او را امری غیرقابل‏شک می‏پنداشت. در دهه‏ی هشتاد دو کمپین جنبش سه انقلاب و قهرمان‏های پنهان در کره ایجاد شد که تاثیر مستقیمی در ادبیات کره داشت. جنبش سه انقلاب شامل دانشجویان وفادار به حزب بود که به نقاط مختلف کشور سفر می‏کردند تا اصول جوچه را به خلق آموزش دهند و بسیاری معتقد بودند که این افراد برای شناسایی مخالفین رهبر به گوشه و کنار فرستاده می‏شدند.  در تمام آثار هنری اعضای این جنبش افرادی فداکار و میهن‌پرست معرفی می‏شدند که به کارگران کمک می‏کردند راه درست انقلاب را در پیش بگیرند. «پرچم برافراشته‏ی قرمز سه انقلاب» مجموعه شعری‏ است که در ستایش اعضای این گروه در کره منتشر شد. جنبش دیگری به نام «قهرمان پنهان» هم در این دوران پا گرفت که از مردم عادی برای وفاداری بی قید و شرط‌شان به حزب با اهدای مدال‏هایی از سوی کیم ایل سونگ تشکر می‏شد. نتیجه‏ی این کار یک مجموعه‏ی سه‌جلدی از داستان‏های کوتاهی حول محور شخصیت این افراد بود که با نام «قهرمانان زمان ما» با هدف الگوسازی برای کارگران منتشر شد. بدین ترتیب ادبیات کره همواره در خدمت ایدئولوژی، حزب و رهبر کره‏ی شمالی بوده و غیر از آن محکوم به نابودی و فراموشی‏ست. از سویی دیگر انتشار کتاب در این کشور به صورت خیلی محدود انجام می‏شود و درست مانند سایر امور نویسنده شدن هم اسیر نظام طبقاتی این کشور است. مهم‏ترین مسئله پیشینه‏ی خانوادگی و جایگاه اجتماعی اوست که به نوعی نشانه‏ی میزان وفاداری فرد را به حزب و رهبر نشان می‏دهد. همین تمامیت‏خواهی موجب شد بسیاری از نویسندگان از کشور بگریزند یا مثل بندی برای  روایت حقیقت راه دیگری بیابند. 

 

روایت کرم شب‏تاب

«اتهام» مجموعه‏ای شامل نه داستان کوتاه است که حقایق زندگی مردم کره‏ی شمالی را در پس پرده‏های آهنین روایت می‏کند. در این مجموعه‌داستان به خوبی شاهد رنج حاصل از زندگی طبقاتی مردم این کشور هستیم. سرنوشت محتومی که از بدو تولد دامن‏گیر کودکان می‏شود و تا پایان زندگی رهایشان نمی‏کند. طبقه‏ای که آینده را از کودکان می‏گیرد و تلاش را برایشان بی‏ارزش می‏کند. امید در این تقسیم‏بندی‏های ناعادلانه مرده و فردیت هیچ بهایی ندارد. کودکی مفهومی تکرارشونده درون این داستان‏هاست و همین امر موجب می‏شود تا خواننده کشوری بی‏آینده را متصور شود. کودکانی که رنج می‏کشند و بزرگ می‏شوند و در مرحله‏ای باید میان خانواده و حزب، و عشق و حزب انتخاب کنند. انتخابی که حتا اگر مطابق معیارهای جوچه باشد چیزی عایدشان نمی‏کند جز زنده ماندن. پاداشی برای‏شان وجود ندارد جز مدال‏های بی‏ارزشی که نصیبشان می‏شود تا قهرمانانی پنهان تلقی شوند. فرار و سرپیچی‏های مخفیانه تنها راه فرارشان است و تبعید به نقاطی دورافتاده و محرومیت از احترام و حقوق حداقلی، سزای دنبال کردن آرزوهای ساده‏شان. آرزویی چون سفری کوتاه برای دیدار با مادری بیمار. یا پاک کردن سابقه‏ی دور سرپیچی خانواده‏ای که شانس رفتن به دانشگاه را از نسل‏های بعدی گرفته و همه‏شان به خاطر یک نافرمانی بی‏اهمیت در طبقه‏ی 149 جای می‏گیرند و تا آخر عمرشان محروم و تحت‌نظرند. فضای داستان‏های «اتهام» همه‏گی ترس‌آلوده‏اند. شخصیت‏های درون‏گرای داستان به هنگام مواجهه با موقعیت‏های بغرنج ناشی از شرایط سخت‏ اجتماعی، خود را بسیار شکننده و آسیب‏پذیر می‏یابند. آن‏ها می‏ترسند از نافرمانی. از سایه‏های اطرافشان که کوچک‏ترین کار خلاف قوانین را به حزب گزارش می‏دهند. ناامنی و ناامیدی دیگر مفاهیمی هستند که در داستان‏ها تکرار می‏شوند. حالاتی که خود ناشی از ضعف انسان‏ها در مقابل سیستم سانگ بان است. سیستمی که انسان‏های ضعیف را تبدیل به برده‏ی طبقات بالا می‏کند. عدالت را نه در برابری بلکه در پیشینه‏ی خانوادگی می‏بیند و فرد تا ابد محکوم است که زیر پای طبقات بالا له شود. در تمام داستان‏ها ما شاهد نوعی مستقیم‏گویی از سوی نویسنده هستیم که مخاطب را مورد خطاب قرار می‏دهد. از او سوالات بدیهی می‏پرسد و بار دیگر بر رنج شخصیت‏هایش تاکید می‏کند. پرسش‏هایی که شاید تعالی داستان را مخدوش کند، ولی حقیقتی که پشت داستان‌ها نهفته است موجب می‏شود که خواننده بارها و بارها به فکر فرو رود. تصویری که نویسنده از کره‏ی شمالی پیش روی مخاطب می‏گذارد جهنم است. جهنمی که حاصل نسخه‏ی کره‏ای سوسیالیسم است با تمام تناقضات‏اش. در داستان «پاندومیوم»، نویسنده کشورش را همچون پایتخت شیطان و اقامت‏گاه او که جان میلتون در بهشت گمشده روایت می‏کند، می‏بیند. و آن را در قالب داستانی کودکانه چنین توصیف می‏کند: «روزی روزگاری باغی بود که دور تا دورش حصار بزرگ و بلندی کشیده بودن. توی اون باغ اهریمنی پیر به هزاران برده حکومت می‏کرد. اما در کمال تعجب، تنها صدایی که از میون او دیوارهای بلند شنیده می‏شد صدای خنده‏های شادمانه بود. هاهاهاها، هوهوهو، که به خاطر جادوی خنده‏ای بود که اهریمن پیر علیه برده‏هاش به کار بسته بود. چرا از همچین جادویی استفاده می‏کرد؟ برای پنهون کردن بدرفتاری‏های شیطانی‏اش با برده‏ها و همین‏طور برای ساختن فریبی که بگه مردم ما اینقدر شادن. اصلا برای همین دیوارهاش اینقدر بلند بود. برای اینکه مردم باغ‏های دیگه نتونن از بالا سرک بکشن یا اینکه داخل بشن. خب پس به‏ش فکر کن. کجای دنیا ممکنه همچین باغی پیدا کنی. همچین لونه‏ای برای جادوی شیطانی. جایی که فریادهای درد و اندوه رو از دهن مردمش می‏کندن و بعد از تحریف به شکل خنده درمی‏آوردن».