روزنامه سازندگی

باشگاه نویسندگان محمود علیزاده طباطبایی

منتشر شده در تاریخ شنبه 1 دی 1397 ساعت 13:39

حزب و حاکمیت سیاسی

محمود علیزاده طباطبایی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی

اندیشمندان حقوق عمومی بر این باورند که زندگی سیاسی، نبردی است برای به‌دست گرفتن قدرت در عرصه‌های سیاسی. افراد در جامعه سیاسی تلاش می‌کنند قدرت سیاسی را قبضه کنند. باور مردم به مشروعیت سیاسی حاکمیت، تعیین‌کننده نحوه مبارزه آنان برای کسب قدرت سیاسی است. وقتی مردم اساس حکومت را قبول داشته باشند، تلاش می‌کنند از راه‌های مسالمت‌آمیز و به‌دور از خشونت، قدرت سیاسی را قبضه کنند. وقتی مردم مشروعیت سیاسی نظام حکومت را نپذیرند، برای دست یافتن به قدرت از روش‌های قهرآمیز استفاده می‌کنند و با آشوب و شورش و انقلاب اقدام به تغییر مقامات سیاسی می‌کنند.

احزاب سیاسی از نهادهای موثر در حیات سیاسی جوامع هستند. احزاب سیاسی کانون اندیشه‌های سیاسی هستند و با تلاش و کوشش از طریق جذب طرفداران بیشتر برای کسب قدرت به مبارزه سیاسی می‌پردازند. رقابت سر زمامداری از یک طرف و اندیشه رهبری و تشکیل حکومت از طرف دیگر، موجب شده که ضرورت تشکیل نهادی که بتواند شیوه‌های مختلف زمامداری و اداره حکومت را تبیین کند، اجتناب‌ناپذیر شده باشد و به همین دلیل در قانون اساسی نظام‌های دموکراتیک، آزادی احزاب به عنوان حق ملت‌ها شناخته شده است.

خلاء وجود احزاب سیاسی ممکن است مردمی‌ترین حکومت‌ها را به خودمحوری و استبداد سوق دهد. احزاب سیاسی از نهادهای موثر در حیات سیاسی جوامع هستند که بر بستر پیش‌زمینه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی رشد کرده و بیانگر افکار و عقاید سیاسی- اجتماعی جوامع مدرن هستند. بررسی تحولات سیاسی-‌اجتماعی ایران در دوران معاصر نیاز به مطالعه نقش و کارکرد احزاب سیاسی دارد. نبرد برای کسب قدرت بعد از پذیرش مشروعیت حکومت به دو صورت می‌تواند تحقق یابد: یکی دسیسه و نیرنگ و مبارزه و فعالیت‌های پنهانی، دوم مبارزه آشکار در برابر دیدگان همگان. نظام‌هایی که انتقال قدرت در آنها از طریق دسیسه و فعالیت‌های پنهانی صورت می‌گیرد، عمدتا نظام‌های استبدادی و فراگیر هستند و نظام‌هایی که در آنها مبارزه برای کسب قدرت به صورت آشکار و در چارچوب قانون صورت می‌گیرد، نظام‌های دموکراتیک نامیده می‌شوند؛ البته این دو طریق ممکن است در نظام‌های دموکراتیک و استبدادی همراه همدیگر باشند یعنی در نظام‌های دموکراتیک هم کنار نبرد آشکار و قانونی راه‌ها و مبارزات پنهانی و بندو‌بست‌های سیاسی هم ممکن است صورت گیرد.

امروز در نظام‌های استبدادی تلاش می‌شود ظاهری دموکراتیک برای کسب قدرت به نمایش گذاشته شود و حضور و مشارکت مردم در انتخابات از نظر تعداد شرکت‌کنندگان و انتخاب کارگزاران حکومت حتی از نظام‌های دموکراتیک هم بیشتر باشد. آنچه دارای اهمیت است، این است که هر دو گروه مشروعیت نظام حکومتی را قبول دارند و دسیسه و بند‌وبست در اغلب موارد ناروا و همراه با زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات و اخلاق، به منظور سودجویی و رسیدن به اهداف نادرست و نامشروع و غیرقانونی صورت می‌گیرد. روش دموکراتیک کسب قدرت نیاز به سازماندهی مردم برای مشارکت در انتخابات دارد و این مشارکت بدون وجود احزاب سیاسی محقق نمی‌شود. به قول مرحوم دکتر شریعتی در جوامع امروزی دو نوع دموکراسی داریم؛ دموکراسی رأس‌ها و

رأی‌ها. در دموکراسی رأس‌ها وجود احزاب سیاسی ضرورتی ندارد و به قول یکی از رهبران انقلاب کبیر فرانسه (دانفون) یک حزب بیشتر وجود ندارد و آن هم حزب مردم است.

در این نوع دموکراسی، حکومت خود حضور مردم در انتخابات را سامان می‌دهد و افرادی را که می‌خواهد به عنوان منتخب مردم وارد عرصه قدرت کند، انتخاب می‌کند و به نام مردم آنها را از صندوق رای بیرون می‌آورد ولی در دموکراسی رأی‌ها ضرورت وجود احزاب سیاسی اجتناب‌ناپذیر است و تقریبا هیچ حرکت سیاسی‌ای بدون مشارکت احزاب صورت نمی‌گیرد و زندگی سیاسی در کادر سیستم حزبی محقق می‌شود.

یک گروه سیاسی را هنگامی می‌توان حزب سیاسی نامید که دارای ویژگی‌های زیر باشد:
1-موجودیت حزب سیاسی مستقل از زندگی سیاسی رهبران حزب است و خارج شدن رهبران حزب مانع ادامه حیات حزب نمی‌شود.
2-شعب و شاخه‌های حزب در کل کشور گسترش می‌یابد و ارتباط ارگانیک بین آنها و سازمان مرکزی وجود دارد.
3-هدف حزب سیاسی، کسب قدرت از طریق مشروع و قانونی است.
4-حزب تلاش می‌کند به صورت قانونی پشتیبانی و حمایت مردم را جلب کند و در واقع می‌توان گفت حزب سیاسی به تشکیلاتی گفته می‌شود که در آن عده‌ای از افراد با اهداف و اصول مشترک برای رسیدن به حکومت و اعمال قدرت سیاسی تلاش می‌کنند.

ماده یک قانون فعالیت احزاب، جمعیت‌ها و انجمن‌های سیاسی، صنفی و انجمن‌های اسلامی با اقلیت‌های دینی شناخته‌شده مصوب 1360 در تعریف حزب می‌گوید: «حزب جمعیت، انجمن، سازمان سیاسی و امثال آن تشکیلاتی است که دارای مرامنامه و اساسنامه بوده و توسط یک گروه اشخاص حقیقی معتقد به آرمان‌ها و مشی سیاسی معین تاسیس شده است. اهداف، برنامه‌ها و رفتار آن به صورتی است که به اصول اداره کشور و خط‌مشی نظام جمهوری اسلامی ایران مربوط باشد.»

احزاب سیاسی در جوامع مدرن می‌توانند نقش موثری در پیشرفت و توسعه جامعه ایفا کنند. احزاب سیاسی همزمان با آیین‌های انتخاباتی و پارلمانی به‌وجود آمده‌اند و همپای این نهادها توسعه یافته‌اند و حزب‌های سیاسی عمری به درازای انتخابات و تشکیل نظام‌های دموکراتیک دارند. در قانون اساسی مشروطیت از حزب سیاسی نامی برده نشده بود ولی اصل بیست و یکم متمم قانون اساسی مقرر می‌داشت: «انجمن‌ها و اجتماعاتی که مولد فتنه دینی و دنیوی و مخل به نظم نباشند، در تمام مملکت آزاد است...»

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای سازمان دادن فعالیت‌های سیاسی و صنفی، مبانی دقیق‌تری را نسبت به قانون اساسی مشروطه در اصول 26 و 27 پیش‌بینی کرد:
«احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته‌شده آزادند، مشروط بر اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند، هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.» تشکیل اجتماعات و راه‌پیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است. در اجرای این اصول مجلس شورای اسلامی در هفتم شهریور 1360 قانون فعالیت احزاب، جمعیت‌ها و انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی‌شناخته‌شده را در 19 ماده تصویب کرد و احزاب و گروه‌هایی حق فعالیت دارند که با این قانون خود را منطبق نمایند و از مقامات پیش‌بینی‌شده در قانون اجازه فعالیت بگیرند و منابع مالی این احزاب و گروه‌ها باید از راه‌های قانونی و مشروع تامین شود. تبصره ماده 6 قانون فوق‌الذکر مقرر می‌دارد: «کلیه گروه‌ها موظفند مرامنامه، هویت هیات رهبری خود و تغییرات بعدی آنها را به اطلاع وزارت کشور برسانند.»

اندیشمندان حقوق عمومی در تعریف حزب گفته‌اند: «حزب اجماع گروه شهروندانی است که آرمان مشترک و منافع ویژه‌شان آنان را از گروه بزرگ‌تر که جامعه ملی است، مشخص می‌سازد و با داشتن تشکیلات و برنامه منظم و یاری مردم می‌کوشند که قدرت دولتی را در کشور به دست گیرند یا اینکه با این قدرت همباز شوند و برنامه و آرمان‌هایشان را به تحقق برسانند و در این راه از همه توانایی‌ها، به‌ویژه از ابزارهای قانونی یاری می‌گیرند.

در غیبت احزاب سیاسی، زدوبندهای پنهانی برای رسیدن به قدرت توسط افراد منفعت‌طلب انجام می‌گیرد و مخالفت با فعالیت احزاب هم عمدتا به این دلیل است که وجود احزاب پیشرو، مانع زدوبند و بده‌بستان‌های پنهانی برای دست‌یابی قدرت سیاسی می‌شود، این گروه از فرصت‌طلبان مقابل نظام سیاسی قرار نمی‌گیرند و مشروعیت نظام سیاسی را قبول دارند ولی با زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات کشور برای حصول به اهداف ناروای خود برنامه‌ریزی می‌کنند. شناخته‌شده‌ترین گروه‌های صاحب‌نفوذ، اطرافیان صاحبان قدرت هستند که در طول تاریخ به عنوان درباریان، بیوت علما، خواجگان حرمسرا و به‌خصوص بعضی از زنان صاحب نفوذ فعالیت می‌کرده‌اند. «کلیله و دمنه» سیاست را از زبان جانوران نقل می‌کند و اشاره دارد که پیرامونیان شیر «یکتا دارنده قدرت و پادشاه جنگل» برای نزدیک شدن به قدرت و از میان برداشتن رقبا چه توطئه‌هایی می‌کنند. «...در خدمت او (شیر)، طایفه‌ای نابکارند همه در بدکرداری استاد و امام، و در خیانت و درازدستی چیره و دلیر...» (کلیله و دمنه انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1345، ص 101)

همچنین در تاریخ شاه‌عباس اول می‌خوانیم: «...که زینب بیگم غالبا در مجالس شورای کشوری و لشکری شرکت‌ می‌جست و حتی در جنگ با صلح اظهار رای می‌کرد...» (فلسفی نصرالله، زندگانی شاه‌عباس، جلد اول، چاپ نجم، ص 53) در سفرنامه پولاک آلمانی که 9 سال در ایران طبیب ناصرالدین‌شاه بود، می‌خوانیم: «...زنان علی‌رغم جدا و مستور بودن خود بر همه امور اعمال نفوذ می‌کنند، حتی در کارهای سیاسی و سقوط بعضی از حکام با وزرا نیز سرنخ را باید در اندرون جست.» قتل امیرکبیر با هدایت «مهدعلیا» مادر شاه، یکی از نمونه‌های اعمال نفوذ زنان دربار در امور کشور است.

امروزه گروه‌های صاحب‌نفوذ بیشتر همکاران مقامات سیاسی هستند که با اعمال نفوذ و سوءاستفاده از امکانات عمومی تلاش می‌کنند به کسب قدرت سیاسی اقدام کنند. این اعمال نفوذها در غیبت احزاب کارآمد از طریق نمایندگان مجلس و مقامات دولتی آن‌چنان در کشور ما گسترش یافت که در سال 1315 با تصویب «قانون مجازات اعمال نفوذ برخلاف حق و قانون» و در سال 1339 با تصویب «قانون منع مداخله» تلاش شد جلوی برخی اعمال نفوذها در سازمان‌های عمومی گرفته شود. نوع دیگر اعمال نفوذ گروه‌های فشار، که به عنوان دولت در دولت شناخته شده است، گروه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند که به چنان قدرتی دست یافته‌اند که به آسانی می‌توانند در همه نهادها و سازمان‌ها اعمال نفوذ کنند و حتی نظام حاکم را سرنگون کنند. نمونه آن اعمال نفوذ شرکت نفت ایران و انگلیس و برنامه‌ریزی برای کودتای 28 مرداد است.

کشورهای خارجی به ویژه ابرقدرت‌ها و قدرت‌های بزرگ نیز تحت پوشش سفارتخانه‌ها و شرکت‌های تجاری در تصمیم‌گیری‌های سیاسی کشورهای محل ماموریت بعضا ایفای نقش می‌کنند که نمونه آن، اسنادی است که پس از تصرف سفارت آمریکا در تهران به دست آمد؛ یا دخالت همسایه شمالی با نفوذ عوامل حزب توده در نهادهای کشوری و لشکری که پس از دستگیری سران حزب توده افشا شد. احزاب سیاسی وظیفه نقد و بررسی و ارزیابی عملکرد نهادهای حاکمیت را عهده‌دار هستند و بیشترین نقش احزاب سیاسی در زمان انتخابات ظهور و بروز پیدا می‌کند. با عنایت به اینکه سرنوشت قدرت سیاسی به انتخابات گره خورده است، گروه‌ها و احزاب سیاسی بعضا برای پیروزی در انتخابات دست به اقدامات غیرقانونی می‌زنند و به همین دلیل قانونگذار در اغلب قوانین انتخاباتی و قوانین کیفری برای کسانی که در انتخابات تقلب می‌کنند، مجازات پیش‌بینی کرده است. به هر حال امروزه سالم‌ترین روش دست‌یابی به قدرت سیاسی، انتخابات است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آزادی احزاب و جمعیت‌ها مشروط به اموری شده است که در چارچوب آن امور، احزاب سیاسی آزادی فعالیت دارند.

ذیل اصل 26 قانون اساسی آزادی احزاب مشروط شده است به اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند و موارد این مشروط طی مواد 6 و 16 قانون فعالیت احزاب... مصوب 7/6/1360 به شرح ذیر ذکر شده است:
الف- ارتکاب افعالی که به نقض استقلال کشور منجر شود.
ب- هر نوع ارتباط، مبادله اطلاعات، تبانی و مواضعه با سفارتخانه‌ها، نمایندگی‌ها، ارگان‌های دولتی و احزاب کشورهای خارجی در هر سطح و به هر صورت که به آزادی، استقلال، وحدت ملی و مصالح جمهوری اسلامی ایران مضر باشد.
ج- دریافت هر گونه کمک مالی و تدارکاتی از بیگانگان.
د- نقض آزادی‌های مشروع دیگران.
 -ایراد تهمت و افترا و شایعه‌پراکنی.
و- نقض وحدت ملی و ارتکاب اعمالی چون طرح‌ریزی برای تجزیه کشور.
ز- تلاش برای ایجاد تشدید اختلاف میان صفوف ملت با استفاده از زمینه‌های متنوع فرهنگی و مذهبی و نژادی موجود در جامعه ایران.
ح- نقض موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی.
ط- تبلیغات ضداسلامی و پخش کتب و نشریات مضله.
ی- اخفا و نگهداری و حمل اسلحه و مهمات غیرمجاز.

پیام و فلسفه حزب سیاسی این است که گروهی از افراد علاقه‌مند به سرنوشت سیاسی کشور گرد هم آیند و نظرات و طرح‌های موثرتری برای حل مسائل سیاسی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و قضایی کشور ارائه کنند. در ایران اگرچه قانون اساسی مشارکت مستقیم مردم در قانونگذاری را هم در اصل پنجاه و سه پیش‌بینی کرده ولی عملا به نظر می‌رسد در طول 40 سال گذشته هنوز با مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مواجه نشده‌ایم که اعمال قوه مقننه از راه مراجعه مستقیم به آرای مردم صورت گیرد و مشارکت سیاسی به طور غیرمستقیم و از طریق انتخابات انجام می‌گیرد. در ایتالیا مردم می‌توانند طرحی قانونی با 50 هزار امضا به پارلمان ارائه دهند یا مردم می‌توانند قانون را با 500 هزار امضا ملغی کنند. در کشورهایی که مشارکت مردم از طریق انتخابات است، احزاب سیاسی با ارائه برنامه خاص اقتصادی و اجتماعی وارد صحنه رقابت می‌شوند و مردم باید از برنامه‌ها آگاهی یابند تا بتوانند با چشم باز برای خود تصمیم بگیرند و با انتخاب برنامه‌ها آینده را آنطور که مایلند، بسازند.

در جمهوری اسلامی ایران «تمام قوا ناشی از ملت است» و ملت برای تحقق حاکمیت خود بهترین روش را که انتخابات است، در پیش می‌گیرد و احزاب سیاسی در زمینه روش اعمال حاکمیت ملت وظایف گوناگونی بر عهده دارند. احزاب سیاسی وظیفه سازمان‌دهی انتخابات را بر عهده دارند و افراد که در برابر قدرت متمرکز دولت تنها هستند، با پیوستن به احزاب از تنهایی بیرون می‌آیند و تشکلی دارند که می‌توانند در قالب تشکل به اهداف سیاسی خود دست یابند. احزاب سیاسی وظیفه آموزش سیاسی اعضا را برعهده دارند و چون این آموزش با عمل همگام است، بهترین آموزش سیاسی می‌تواند باشد.

حزب برای حصول به اهدافش نیاز به انضباط دارد و این انضباط را به انحصار خود نیز آموزش می‌دهد. به طور خلاصه یکی از کارکردهای مهم احزاب سیاسی در امر انتخابات ظاهر می‌شود که با جلوگیری از هدر رفتن نیروهای پراکنده، فهرست داوطلبان خود را تنظیم می‌کند و امکان گزینش نمایندگان ملت را فراهم می‌آورد. احزاب سیاسی با ارائه برنامه‌های مدون، مردم را مقابل وعده‌های پوچ محافظت می‌کنند؛ افراد جامعه را با حقوق و تکالیف خود آشنا کرده و با بالا بردن سطح دانش و آگاهی مردم در مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و با فراهم آوردن محیطی سالم و آرام برای انجام رقابت‌های سیاسی و نقل‌و‌انتقالات قانونی قدرت سیاسی و پرورش و تربیت مدیران جامعه، زمینه رشد مردم را فراهم می‌آورند.

احزاب سیاسی به شرط داشتن آزادی و انگیزه و امکان مبارزه می‌توانند وسیله نظارت مردم بر دولت باشند و با نقد و بررسی و ارزیابی اعمال دولت، کاستی‌ها را نمایان سازند و راه‌حل‌هایی را برای مشکلات ارائه کنند. خلاء وجود احزاب نهایتا مردمی‌ترین دولت‌ها را به خودمحوری که مقدمه استبداد است، سوق می‌دهد.