روزنامه سازندگی

جامعه آسیب‌ها

منتشر شده در تاریخ چهارشنبه 20 آذر 1398 ساعت 11:46

جنگ خاطره‏ها را مجروح می‏کند*/ زندگی در یمن و سوریه به روایت سخنگوی کمیته بین‏المللی صلیب سرخ در خاورمیانه

گفت‏وگوی اختصاصی «سازندگی» با سارا الزوقری، سخنگوی کمیته‏ی بین‏المللی صلیب سرخ در منطقه‏ی خاورنزدیک و خاورمیانه در رابطه با شرایط اجتماعی کشورهای جنگ‌زده

مریم لطفی: 31 ساله است، روزنامه‏نگاری خوانده و از سال 2012 خبرنگاری را شروع کرده است. می‏گوید هدفش از این کار پوشش مسائل اجتماعی است. می‏خواسته به صدای مردم تبدیل شود. عجیب هم نیست، متولد یمن است، کشوری مملو از جنگ و جنون و خون. مرگ و ناامنی و بی‏خانمانی را به چشم دیده است، درد و رنج مردم را چشیده و تصمیم گرفته به کمیته‏ی بین‏المللی صلیب سرخ بپیوندد. حالا سه سال و نیم است که در کمیته کار می‏کند. دو سال هم در عراق، وقتی که داعش حاکم بوده فعالیت کرده و بعد راهی سودان جنوبی شده. بعد از آن به عنوان سخنگوی کمیته‏ی بین‏المللی صلیب سرخ در منطقه‏ی خاورمیانه و خاورنزدیک انتخاب می‏شود. می‏گوید این پست به او فرصت می‏دهد تا درباره‏ی کشورهایی صحبت کند که جنگ آنها را به خرابی کشانده است. کار عملیاتی را دوست دارد، در میدان بودن را دوست دارد و زن بودن را مانعی برای این کارها نمی‏داند. دوست دارد با آدم‏ها معاشرت کند و اخبار دست اول را از خود مردم بگیرد، بی‏هیچ واسطه‏ای. می‏گوید در این پست با آدم‏ها و زبان‏ها و ادیان مختلف آشنا می‏شود و معتقد است کارش گامی در راستای تقویت بشردوستی است. حالا که به ایران آمده چند کلامی هم از ایران می‏گوید؛ غذای ایرانی را دوست دارد و البته شعر ایرانی را. زیاد سفر می‏کند، اما از پرواز می‏ترسد. او سارا الزوقری است، سخنگوی کمیته‏ی بین‏المللی صلیب سرخ در کشورهای منا.

در ادامه گفت‌وگوی اختصاصی «سازندگی» با او را درباره‏ی وضعیت اجتماعی و مسائل و مشکلات کشورهای جنگ‌زده و البته اقدامات کمیته‏ی بین‏المللی صلیب سرخ در این مناطق می‏خوانید.

 

دایره‏ی فعالیت شما در چه کشورهایی است و در واقع کدام کشورها عضو منطقه‏ی منا هستند؟

من سخنگوی کمیته‏ی بین‏المللی صلیب سرخ در منطقه‏ی خاورنزدیک و خاورمیانه‏ هستم. شامل کشورهای عراق، یمن، سوریه، ایران، فلسطین و سرزمین‎های اشغالی. تفاوتی میان واژه‏ی «منا» و واژه‏ی «نامه» که کمیته‏ی بین‏المللی صلیب سرخ به کار می‏برد وجود دارد. واژه‏ی منا کشورهای شمال آفریقا شامل سودان و الجزایر و لیبی را هم دربرمی‏گیرد اما نامه به کشورهایی که اسمشان را نام بردم محدود می‏شود. در واقع در منطقه‏ی نامه کشورهای حاشیه‏ی خلیج فارس را هم باید در نظر گرفت. کمیته‏ی بین‏المللی صلیب سرخ هم از واژه‏ی «نامه» استفاده می‏کند. جالب است بدانید که هشتاد درصد مخاصمات مسلحانه در این منطقه رخ می‏دهد و آثار و عواقب بشردوستانه‏ی بسیاری در منطقه برجای می‏گذارد. 

به طور کلی وضعیت اجتماعی کشورهای جنگ‏زده به ویژه یمن و سوریه چطور است؟ و مهم‏ترین مشکلات و آسیب‏های اجتماعی در این مناطق چیست؟

این سوال سنگین و گسترده‏ای است. سوریه و یمن هر دو کشوری هستند که طی جنگ‏های مسلحانه‏ای که در پیش داشته‏اند، رنج زیادی دیده‏اند و تحت تاثیر عواقب این مخاصمات هستند. یمن تا امروز بزرگترین بحران بشردوستانه بوده است؛ 24 تا 30 میلیون نفر جمعیت این کشور، نیازمند کمک‏های بشردوستانه هستند. یعنی زندگی روزمره‏شان در تمام سطوح تحت تاثیر قرار گرفته است. در این کشور قیمت‏ها به شدت افزایش پیدا کرده و خانواده‏ها در خرید شیر، غذا و لوازم بهداشتی دچار مشکلات جدی هستند. اگر به مغازه‏های این کشور مراجعه کنید، لیست بلندبالایی از بدهی‏های خانواده‏هایی می‏بینید که نمی‏توانند بدهی‏هایشان را بازپرداخت کنند. فقر به قدری زیاد است که مردم نمی‏توانند 100 گرم روغن بخرند، تنها یک قاشق روغن می‏خرند! در واقع تاثیری که جنگ دارد این است که زندگی مردم را در سطح روزمره دچار مشکل کرده است. مردم به دلیل بیماری و به دلیل سوء تغزیه که به بیماری منجر می‏شود و به دلیل دشواری دسترسی به تجهیزات پزشکی مشکلات جدی دارند. حتی برای دسترسی به مراکز درمانی پولی برای حمل و نقل ندارند. در سوریه هم وضعیت مشابه یمن است. این در حالی است که در سوریه وقتی از جوانان پرسیدند که پشتیبانی سلامت روانی چقدر برایتان مهم است؟ گفتند به اندازه‏ی آب و غذا برایشان مهم است. واقعیت این است که تروما یا آسیبی که در نتیجه‏ی هشت سال جنگ به آنها وارد شده، مثل از دست دادن اعضای خانواده، از دست دادن اعضای بدن و رنج‏هایی که در طول این سال‎‏ها کشیده‏اند، هم در سطح جسمانی و هم در سطح روانی آنها را تحت تاثیر قرار داده است. اما می‏توان گفت برای این مردم سلامت روانی به اندازه‎ی سلامت جسمی مهم است.

پژوهشی که اشاره کردید، در چه سطحی انجام شده و آیا در این کشورها اقدامات مشخصی برای حفظ امنیت و سلامت روانی مردم انجام می‏شود؟ 

جوانانی که در سوریه در مورد سلامت روانی چنین نظری داشتند، کسانی بودند که در زندگی و عملیات روزمره به صورت دائم با آنها در ارتباط بودیم. در عین حال پژوهشی جهانی انجام دادیم و با 15 هزار نفر از نسل هزاره، کسانی که بین 20 تا 30 سال هستند، کسانی که سال تولدشان به 2000 میلادی نزدیک است مصاحبه کردیم. این پژوهش در حوزه‏ی سلامت روان و پشتیبانی از سلامت روان بود. سوریه، فلسطین و اوکراین از جمله‏ی کشورهایی بودند که در آنها این پژوهش انجام شد. وقتی جنگی اتفاق می‏افتد، مردم به صورت طبیعی دچار حادثه، آوارگی و مرگ می‏شوند. اما امروزه ما با زن‏ها و بچه‏هایی مواجه می‏شویم که دچار بی‏خوابی و کابوس هستند. حتی یک صدای کوچک مانند افتادن یک لیوان و یا بشقاب یکدفعه آنها را شکه می‏کند و به یکباره تمام خاطرات جنگ برای آنها زنده می‏شود و شروع می‏کنند به گریه کردن. آنها دچار آسیب‏های طولانی‌مدت روانی شده‏اند. یکی از اقدامات ما در کمیته‏ی بین‏المللی صلیب سرخ، پشتیبانی از سلامت روان است، افراد متخصص ما در بیمارستان‏ها مستقر هستند و با کسانی که دچار جراحات جنگی شده‏اند در ارتباطند. همچنین در مراکز توانبخشی هم نیروهای متخصصی داریم. در تلاشیم تا این اقدامات را گسترش دهیم و از سایر سازمان‏های بشردوستانه می‏خواهیم که به این مسائل توجه کنند. 

وضعیت بهداشتی و درمانی این کشورها چطور است؟ به ویژه وضعیت زنان و کودکان به عنوان دو گروه آسیب‏پذیر. کمیته در این زمینه چه اقدماتی انجام می‏دهد؟

به طور کلی بهداشت تحت تاثیر مخاصمات مسلحانه قرار می‏گیرد. همانطور که گفتید زنان و کودکان آسیب‏پذیرترین گروه‏ها در چنین شرایطی هستند. اگر تنها درباره‏ی آب فکر کنیم، متوجه می‏شویم که مشکلات خیلی زیاد است. برای مثال در یمن مردم به آب سالم نیاز جدی دارند. اگر آب سالم در اختیار نباشد، آب آلوده افراد را دچار باکتری و ویروس می‏کند. به ویژه بچه‏ها که سیستم ایمنی‏شان ضعیف‏تر است. کاری که کمیته می‏کند، این است که برای مثال 15 بیمارستان در 9 استان یمن مورد پشتیبانی قرار داده و برای آنها لوازم و تجهیزات پزشکی و دارو تهیه می‏کند. بیمارستان‏ها را تعمیر می‏کند و آب آشامیدنی سالم برای آنها تهیه می‏کند. همچنین تلاش می‏کند منابع آبی که مردم از آن استفاده می‏کردند و در طی جنگ آسیب دیده بودند را بازسانی کند تا مردم به آب سالم دسترسی پیدا کنند. همچنین یک برنامه‏ی پشتیبانی برای بچه‎هایی که دچار سوءتغذیه شده‏اند دارد. البته همه‏ی این کارها با توجه به اندازه و حجم مشکلات در یمن کافی نیست.

با توجه به شرایط نابسامان اجتماعی در این کشورها، میزان زاد و ولد و تمایل خانواده‏ها به فرزندآوری چطور است؟

بحث فرزندآوری و زاد و ولد موضوع مهمی است. در عین حال برای اینکه در این حوزه وارد شویم با دشواری‏هایی روبه‏رو هستیم. به ویژه برای ما به عنوان کمیته‏ی بین‏المللی صلیب سرخ که در این کشورها می‏بینیم باوجود جنگ، نوزادان جدیدی به دنیا می‏آیند. یمنی‏ها ازدواج می‏کنند و زندگی ادامه دارد. در مقابل اما موضوع دیگری هم مطرح است و آن افزایش نرخ مرگ و میر کودکان به دلیل سوءتغذیه و عواقب اقتصادی جنگ است. مشکلات زایمان، عدم دسترسی راحت به خدمات درمانی و مرگ مادران هم مشکلات را تشدید می‏کند. به همین دلایلی که گفتم امید به زنده ماندن نوزادانی که تازه متولد می‏شوند، کاهش پیدا کرده است. در شرایط عادی سازمان‏هایی هستند که آموزش‏های مربوط به دوره‏های بارداری یا جلوگیری از فرزندآوری ناخواسته را به مردم ارائه دهند، اما در شرایط فعلی نیازهای اضطراری خیلی مهم‏تری وجود دارد. البته کمیته‏ی بین‏المللی صلیب سرخ هم در این زمینه نه تخصصی دارد و نه با توجه به شرایط اضطراری فعلی به این زمینه می‏پردازد.

آمار و ارقامی از دانش‏آموزانی که در کشورهای جنگ‏زده از تحصیل بازمانده‏اند وجود دارد؟

وضعیت آموزشی کشورهای جنگ‏زده به مراتب وضعیت ناراحت‌کننده‏ای است. تنها در یمن دو میلیون کودک به مدرسه نمی‏روند. براساس اطلاعات موجود، که البته چیزهایی که می‏گویم تمامی داده‏ها نیست، دو هزار مدرسه ویران شده و محلی برای درس خواندن دانش‏آموزان وجود ندارد. اما مشکلات دیگری هم هست، معلم‏ها و کادر آموزشی مدارس سال‏هاست که حقوق نگرفته‏اند. همینطور بعضا در کشور یمن ممکن است معلم‏های زیادی را ببینید که بدون اینکه حقوقی دریافت کنند، به صورت رایگان به بچه‏ها درس می‏دهند. گفتن از اینکه بخواهیم مطلع شویم آینده برای این بچه‏ها چه چیزی در چنته دارد و چه چیزی برایشان آماده کرده است، خیلی سخت است. حتی در مناطق دوردست بچه‏های مختلفی را می‏بینید که در ساختمان‏های نیمه‌ویران و یا در زیر درخت‏ها درس می‏خوانند. در مناطقی که مدارس سالم هستند، کلاس‏ها بیش از حد و بیشتر از ظرفیتشان پر شده‏اند. مثلا در یک کلاس 20 نفره، 60 نفر حاضر هستند. حتی می‏بینید که بچه‏ها روی زمین نشسته‏اند و وضعیت بسیار به هم ریخته است. اما شرایط آموزشی نه‌تنها در یمن، بلکه در سوریه، عراق و سایر مناطقی که تحت تاثیر مخاصمات مسلحانه بوده‏اند، به همین ترتیب است. مثلا در سوریه آدم‏هایی که به دلیل مخاصمات از جایی به جای دیگر مهاجرت کرده‏اند، مدارک آموزشی فرزندانشان را گم کرده‏اند، به همین خاطر مدارس این بچه‎ها را نمی‏پذیرند؛ چون مدارک تحصیلی ندارند. متاسفانه تصویری که داریم، تصویر وحشتناک و غم‏آفرینی است، از آینده‏ی بچه‏هایی است که در این مناطق به دلیل جنگ قادر به ادامه‏ی تحصیل نیستند.

*عنوان شعری از مرتضی شهید حنیفی