روزنامه سازندگی

نمایش سینما

منتشر شده در تاریخ جمعه 3 آبان 1398 ساعت 1:54

قصه‏‌ی خون / فیلم خانه‌ی پدری ساخته‏‌ی کیانوش عیاری بعد سال‏‌ها از یک آبان اکران شد

کیانوش عیاری یک‏بار درباره‏ی شکل‏گیری ایده‏ی «خانه پدری» توضیح داده است؛ اینکه آن را از گزارش یک ماجرای واقعی که در سال‏های اولیه دهه 50 در اهواز اتفاق افتاد و در مجله اطلاعات هفتگی منتشر شده بود، وام گرفته.

کریم نیکو‌نظر، دبیر گروه سینما و تلویزیون: فیلم «خانه‏ی پدری» از چهارشنبه ۱ آبان ۹۸ اکران شد. برای آن‏هایی که از ماجراهای ده‏ساله‏ی فیلم خبر ندارند این خبر مثل باقی اخبار سینمایی است؛ فیلمی قرار است در سینماهای تهران و شهرستان‏ها اکران شود. اما آنها که کمی در جریان وقایع سینما هستند، می‏دانند که اکران «خانه‏ی پدری» چه اتفاق مهمی است. پنج سال پیش هم یک‏بار خبر اکران فیلم پخش شده بود و فیلم کیانوش عیاری برای دو روز روی پرده‏ی سینماها رفته بود. اما خیلی زود و بدون سروصدا فیلم از اکران کنار گذاشته شد. حالا که این خبر را می‏خوانید همه آرزو می‏کنند این فیلم طلسم را بشکند و بدون هیچ حاشیه‏ای در سینماها اکران شود. «خانه‏ی پدری» از مهم‏ترین فیلم‏های سینمای ایران و یکی از بهترین آثار کیانوش عیاری است؛ اما سرنوشت با آن خوب تا نکرده است. مرور سرنوشت فیلم عبرت‏آموز است.

قصه‏ی خانه‏ی پدری

کیانوش عیاری یک‏بار درباره‏ی شکل‏گیری ایده‏ی «خانه پدری» توضیح داده است؛ اینکه آن را از گزارش یک ماجرای واقعی که در سال‏های اولیه دهه 50 در اهواز اتفاق افتاد و در مجله اطلاعات هفتگی منتشر شده بود، وام گرفته. در آن گزارش از دختری نوشته بودند که در اهواز در زندان بود. او در روزهای نزدیک آزادی‏اش پیش رئیس زندان رفته و گفته بود اگر آزادش کنند پدر و برادرهایش او را می‏کشند. رئیس زندان با خانواده‏ی او صحبت کرده بود اما پدر و برادرها گفته بودند ما می‏خواهیم دختر را پیش مادرش ببریم. دختر را که آزاد می‏کنند پدر، عمو، برادرها، پسرعموها، دایی و... او را در یک گونی کرده و در رود کارون می‏اندازند؛ جایی از رود که خونابه‏های کشتارگاه اهواز در آن ریخته می‏شود و محل تجمع کوسه‏های کارون است. عیاری این ایده را در ذهن داشت تا یک روز در دهه‏ی هشتاد، زمانی که سردار احمدی‏مقدم، فرمانده‏ی وقت نیروی انتظامی، در اسفندماه سال 1387 در جلسه‏ای که برای قدردانی از داوران و برگزیدگان جشنواره‏ی پلیس برگزار شد از سینماگران گله کرد چرا راجع به قتل‏های خانوادگی فیلم نمی‏سازند. این ماجرا دوباره به ذهن عیاری آمد و جرقه‏ی ساخت «خانه ی پدری» زده شد. به همین خاطر هم بود که ناجی هنر در ابتدا سرمایه‏گذاری و تهیه این فیلم را برعهده داشت و تمام هزینه‏ی فیلم را پرداخت کرد. فیلم که آماده شد، ناجی هنر دچار تردید شد؛ شاید مشاوران بودند که مسئولان ناجی هنر را به شک انداختند. هرچه بود آنها بعد یک سال مذاکره و سکوت، در نهایت تمام سهم خود را به عیاری واگذار کردند.

شروع جنجال‏ها

صحبت‏های سردار احمدی مقدم، عیاری را قانع کرده بود که فیلم به مشکل برنمی خورد و قرار است نگاهی انتقادی به موضوع بشود. اما کم‏کم ماجرا بالا گرفت؛ اولین واکنش‏ها به زمانی برگشت که هیئت انتخاب جشنواره فیلم را دید. آن روزها حسن عباسی عضو این هیئت بود و کمی بعد عضو هیئت داوران هم شد. اما او بود که به خشونت فیلم اشاره کرد و راه‏حلی را هم برای آن مطرح کرد. گفتیم که، «خانه‏ی پدری» درباره‏ی کشتن یک دختر به دست پدروبرادرانش بود. احتمالا می‏دانید که عیاری در همان اول فیلم این قصه را تمام و کمال روایت می‏کند. مسئله‏ی اصلی هم نمایش صحنه‏ی قتل است که کارگردان بدون هیچ‏گونه موضع‏گیری و با خونسردی تمام نشان می‏دهد. تمام اپیزودهای دیگر فیلم درباره‏ی تبعات این نوع کشتن است. عباسی معتقد بود که اگر کارگردان راضی نشود تا این صحنه را حذف کند باید ترتیب اپیزودها را تغییر داد؛ در واقع جای این صحنه را به آخر فیلم برد تا از فشار و ضربه‏ی فیلم کاسته شود. اما تمام ساختار فیلم عیاری براساس این مرگ طراحی شده بود و برای همین بود که عیاری مقاومت کرد. مقاومت او تا سال 92 و تغییر دولت ادامه پیدا کرد. آن روزها که کیانوش عیاری داور سی‏و‏دومین دوره‏ی جشنواره‏‏ی فیلم فجر شد «خانه‏ی پدری» برای منتقدان به نمایش درآمد و تازه همه دیدند که با چه فیلمی طرفند. عیاری مدام تلاش می‏کرد همه را دعوت کند تا بدون توجه به حواشی، فیلم را ببینند و تحت تأثیر نظرات خارج از سینما قرار نگیرند. استقبال منتقدان از فیلم راه را برای اکران فیلم باز کرد، به‏خصوص راه‏اندازی گروه هنروتجربه کمک کرد تا شرایط نمایش محدود آن فراهم شود. به این ترتیب کمتر از یک سال بعد شرایط اکران فراهم شد.

پنج سال پیش، همین روزها

چهارم دی ماه سال 1393 بلیت‏های تمام سانس‏های فیلم «خانه‏ی پدری» برای دو روز فروخته شد. در‏حالی‏که فیلم بدون سروصدا و تبلیغات در گروه هنروتجربه اکران شده بود یک‏باره همه‏چیز متوقف شد. ششم دی ماه، بلیت‏فروشی سینماها متوقف شد و مدیر گروه هنروتجربه اعلام کرد که فعلا شرایط ادامه‏ی اکران آن مهیا نیست. ماجرا چه بود؟

به‏ظاهر فیلم «توقیف» شده بود؛ اما هیچیک از مدیران سازمان سینمایی و مسئولان گروه «هنروتجربه» در این باره حرف نمی‏زدند. آن روزها مدیران وزارت ارشاد قانع شده‏ بودند که واکنش‏ها نسبت به فیلم سهمگین است و ممکن است کل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را تحت‏الشعاع قرار دهد. به‏نظر برخی دلیل این اتفاق روشن بود: «خانه‏ی پدری» فیلمی بود درباره‏ی یک قتل خانوادگی و این قصه‏ می‏توانست تماشاگر متدین ایرانی را تحت تأثیر قرار دهد یا اسنادی را برای گزارش‏گر حقوق بخش تهیه کند تا او بگوید «خشونت علیه زنان» در ایران جدی است، آن‏قدر که یک کارگردان ایرانی در این باره فیلم ساخته و دولت هم آن را اکران کرده است؛ آن روزها این نظر بدون توجه به این نکته منتشر می‏شد که لحظه‏ی قتل در فیلم به اوایل قرن شمسی برمی‏گشت. اما اینها مهم نبود، ماجرا این بود که حوزه‏ی هنری با برداشت «سیاه‏نمایی» از فیلم اول از همه از نمایش آن انصراف داد و بعد، خبرگزاری‏ها و رسانه‏هایی علیه فیلم موضع گرفتند؛ اول از صفت «ضدملی» شروع کردند و بعد به حمایت دولت از اکران یک فیلم «ضد دین» رسیدند. کمی بعد هم گفت وگوهایی منتشر شد با افراد دارای سمت در مراکز مختلف تا مواضع آنها را منعکس کنند. مثلا جمال شورجه که آن روزها عضو شورای پروانه‏ی نمایش بود درباره‏ی «خانه‏ی پدری» گفت: «فیلم با توجه به اینکه مستقیماً در نمایش تضییع جامعه ایرانی با عقبه دینی و اعتقادی است، مستمسک منادیان دروغین حقوق بشر علیه ایران قرار می‏گیرد.» و بعد ادامه داده بود: «این فیلم یک دادخواهی علیه زن ایرانی و مسلمان است که تحت ظلم و ستم قرار گرفته، آن‏هم در خانواده‏ای ایرانی، مسلمان و معتقد. به نظر می‏رسد این فیلم در جهت تضییع حقوق زن در ایران - با عقبه دینی – است و این پیام و مفهومی است که به ذهن متبادر می‏شود. با توجه به شرایط فعلی که متاسفانه منادیان به ظاهر حقوق بشر به دنبال بهانه هستند که کشور را تحت فشار قرار دهند با توجه به قطعنامه اخیری که احمد شهید آن ‏را علم کرد و به دروغ اتهاماتی به ایران زدند و کشور ما را محکوم کردند، نمایش فیلم و بعد حضورش در مجامع مختلف بین المللی و... درست نیست.» اما این تنها واکنش‏ها نبود؛ برخی نمایندگان عضو کمیسیون فرهنگی صریحا اعلام کردند با نمایش فیلم مخالف‏اند؛ «مرتضی آقاتهرانی» در این باره با خبرگزاری فارس گفت‏وگو و اعلام کرد: «مجلس درباره فیلم «خانه پدری» نظر دارد و محتوای آن را مناسب نمی‏داند و معتقد است این فیلم نباید از امتیاز اکران استفاده کند. این چه منطقی است که وقتی چنین فیلمی تاریخ یک ملت را به این شکل نمایش می‏دهد امکان اکران عمومی پیدا کند، تنها به این جهت که یک کارگردان از دست مدیران فرهنگی کشور ناراحت نشود.»

آن روزها شهرداری تهران که تابع نظر حوزه‏ی هنری بود، از اکران فیلم انصراف داد و کمی بعد هم، تمام پیش فروش‏های فیلم لغو شد. «خانه‏ی پدری» به این شیوه دو روز دیده شد و بعد، ناپدید شد.

ادامه‏ی ماجرا

از آن روز به بعد تلاش عیاری برای اکران فیلم مدام به مشکل برخورد. اما بهار سال 96، وقتی رضا صالحی امیری برای مدت کوتاهی وزیر ارشاد شد به رئیس وقت سازمان سینمایی دستور داد تا فیلم‏های توقیفی را تعیین تکلیف کند. این دستوری بود که به عمر وزارت صالحی امیری قد نداد اما در دوره‏ی وزارت سیدعباس صالحی پیگیری شد و در آذر سال 96 اعلام شد که همه‏ی فیلم‏ها بازبینی شده‏اند و اکران بیشتر آنها ممکن است. آن روزها عیاری یک فیلم دیگر هم ساخته بود که آن هم به مشکل خورده بود، «کاناپه» اثری بود که در آن زن‏ها در داخل خانه و جلوی محارم از روسری استفاده نمی‏کردند و بازیگران در تمام این صحنه‏ها کلاه‏گیس به سر داشتند. مدیران وقت اداره‏ی نظارت درباره‏ی امکان نمایش «کاناپه» حرف نمی‏زدند اما می‏گفتند که «خانه‏ی پدری» حتما نمایش داده می‏شود. در این مدت هم عیاری گفت که با نمایش محدود فیلم در سینماهای هنروتجربه مخالف است، اگرچه درجه‏بندی را برای اکران می‏پذیرد.

حالا دو سال از آن روزها می‏گذرد و فیلم توانسته شانس اکران پیدا کند. اینکه فیلم سیاه‏نمایی می‏کند یا بازتاب جنایتی کهنه را در دل خانواده بررسی می‏کند، به حوزه‏ی عمومی برمی گردد، جایی که می‏شود مفصل درباره‏ی آن حرف زد. نمایش «خانه‏ی پدری» فرصتی است برای نقد و بحث درباره‏ی یک پدیده‏ی اجتماعی که رواج دارد و مهم‏تر درباره‏ی فرم فیلمی که در عین تمایل به آثار داستایوفسکی به شیوه‏ی داستان‏های ریموند کارور روایت شده است.