روزنامه سازندگی

جهان آسیا

منتشر شده در تاریخ سه شنبه 9 مهر 1398 ساعت 23:53

بن‏سلمان از امریکا ناامید شده است

عبدالرضا فرجی راد، استاد ژئوپلتیک دانشگاه

چرایی عقب‌نشینی محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان از مواضعش را باید بر اساس چندین مولفه مورد ارزیابی قرار داد. اولین مولفه مرتبط با افزایش تنش‏ها در منطقه است. با افزایش بحران در منطقه، ریاض به این نتیجه رسیده که قادر به رویارویی با معادلات پیچیده حاکم نخواهد بود. عربستان سعودی پیش از این تصور می‏کرد که با تکیه بر حمایت‏های نظامی و لجستیک ایالات متحده و سایر کشورهای غربی قادر خواهد بود در برابر ایران و نفوذ و قدرت منطقه‏ای کشورمان ایستاده و نقش‏اش را پر‌رنگ کند. عربستان میلیاردها دلار برای خرید تسلیحات به کشورهای غربی پرداخت کرده بود و به باورش چنین هزینه‏ای می‏توانست تعهد این دسته از بازیگران به حمایت از ریاض در برابر تهدیدهای احتمالی را تضمین کند. اما ماجرای آرامکو حقیقت تلخی را به سیاستمداران ریاض ثابت کرد. کشورهای غربی به خصوص ایالات متحده برای حمایت از ریاض گامی برنداشتند. ایالات متحده صراحتا اعلام کرد که هر بازیگری برای حراست از امنیتش باید خود هزینه‏های آن را بپردازد. دومین مولفه‏ای که باید لحاظ شود درگیری عربستان در جنگ یمن است. در روزهای اخیر حمله‏های موشکی و پهپادی به آرامکو و عملیات اخیر انصارالله در محور نجران نشان داد که قدرت این گروه افزایش یافته است. از همین‌رو عربستان به‌سان گذشته قادر نیست مواضع نظامیان و غیرنظامیان یمن را هدف حملاتش قرار دهد. شکست عربستان در یمن، آن هم در جریان نبردی که ریاض برای به سرانجام رساندنش بیش از صد‏ها میلیارد هزینه کرده است به یکی از دغدغه‏های امنیتی و داخلی عربستان تبدیل شده و زمینه را برای افزایش انتقادها به سیاست‏های ماجراجویانه بن‌سلمان هموار کرده است. ولیعهد عربستان به خوبی می‏داند که برای پایان دادن به بحران یمن باز هم به حمایت و کمک ایران نیاز دارد. ایران همیشه بر گفت‌وگوهای یمنی - یمنی تکیه داشت و حالا ریاض به واسطه نفوذ تهران در میان انصار الله شاید بتواند خود را از باتلاقی که گرفتارش کرده، برهاند. در این میان بن‌سلمان و آینده سیاسی‏اش نیز با اهمیت است. در حال ‏حاضر ولیعهد عربستان منتقدان زیادی دارد. بسیاری از شاهزادگان سعودی و حتی علمای داخلی به سیاست‏های او انتقاد دارند. علاوه بر این بن‌سلمان به‌واسطه تراژدی قتل جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار سعودی در عرصه فرامنطقه‏ای نیز در انزوای سیاسی قرار دارد. همین ماجرای قتل خاشقچی برای ولیعهد عربستان به اهرم فشاری در دستان سیاستمداران آمریکایی تبدیل شده است. دونالد ترامپ تا پیش از این در برابر فشارها مبنی بر محکوم کردن چنین فاجعه‏ای سکوت اختیار کرده، اما حالا از این مسئله به عنوان اهرمی برای تحت فشار قرار دادن ولیعهد عربستان استفاده می‏کند. علاوه بر این سایر سیاستمداران امریکایی به‌خصوص دموکرات‏ها نیز به واسطه مشارکت بن‌سلمان در قتل این روزنامه‌نگار سعودی ریاض را مستحق کمک نمی‏دانند. از همین‌رو ولیعهد عربستان در جریان مصاحبه اخیرش ماجرای قتل خاشقچی را نه به صراحت اما به شکلی ضمنی بر عهده گرفته است تا بدین طریق این اهرم فشار را از دست دوستان و رقبایش درآورد. در این میان شاهد تغییر ادبیات امارات متحده نیز هستیم. به نظر می‏رسد اجماعی میان عربستان و امارات برای تغییر استراتژی‌شان در ارتباط با تهران ایجاد شده است. علاوه بر این تلاش‏های بازیگران منطقه‏ای چون عراق را نباید نادیده گرفت. اخیرا عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر عراق به عربستان سفر کرده بود و بعد از آن قرار است به تهران بیاید تا مقدمه را برای آغاز مذاکرات احتمالی میان ایران و عربستان هموار کند. باید منتظر ماند و دید برنامه و بسته پیشنهادی عراق برای تحقق این مسئله در بردارنده چه مولفه‏هایی است. با این حال یک گمانه‌زنی ضعیفی مطرح است مبنی بر اینکه بن‌سلمان هم‌صدا با ایالات متحده ادبیاتش در ارتباط با ایران را تغییر داده است تا بدین طریق میدان را برای کاهش تنش‏ها و رایزنی میان تهران که قدرت مسلم منطقه است و ایالات متحده هموار کند. با این حال احتمال قوی‌تر آن است که عربستان سعودی بعد از ناامیدی از ایالات متحده با تغییر راهبردش تلاش کرده تا مانع از رویارویی شود که جغرافیا و اقتصادش در منطقه را به خطر خواهد انداخت. حال باید منتظر بود و تحولات بعدی را مورد ارزیابی قرار داد.