روزنامه سازندگی

جهان آفریقا

منتشر شده در تاریخ یکشنبه 17 شهریور 1398 ساعت 0:46

سیاست مداران را پادشاه نکنیم

الیز ایاکوز، روزنامه نگار

 

 

 

 

اگر فرصت کردید برای دیدن زیمبابوه به این سرزمین سفر کنید. تا چشم کار می‏کند زمین‏های زراعتی ذرت به چشم می‏آید و طنین موسیقی از هر خانه‏ای به گوش می‏رسد. وسط پایتخت پارک‏هایی بنا شده است. اگر پارادوکس و تناقض را دوست دارید به زیمبابوه بروید. اگر می‏خواهید بدانید باید چگونه صبوری پیشه کنید نیز این سرزمین مقصد خوبی است. فرقی نمی‏کند با چه عنوانی عازم هستید، مثلا وانمود کنید محققی هستید که تلاش دارد تجربیات مردمان استعمار‌زده را بداند. تظاهر کنید کسی هستید که می‏خواهد در باب سیاست‏های نژادپرستانه بنویسد. زیمبابوه با همه پارادوکس‌هایش همان سرزمینی است که موگابه ساخته یا شاید بهتر بگویم سرزمینی است که موگابه کمر به نابودی‏اش بسته بود. با این حال این حقیقت را نادیده نگیرید که تا زمانی که آماده شنیدن نباشید مردمان زیمبابوه آنچه را که می‏خواهید بشنوید به شما نخواهند گفت. به یکی از دوستانم گفتم به من برای نوشتن این مقاله کمک کند. از او خواستم تا به عنوان یکی از اعضای نسلی که قدرت‌نمایی موگابه را تجربه کرده است از موگابه بگوید. در پاسخ گفت «رابرت موگابه همانی است که بنیاد این کشور را بنا نهاد؛ به این مسئله فکر کنید.» برخلاف دوستم من نمی‏توانم بسان گروهی باشم که به‌واسطه ترس نمی‏توانند حقیقت را بگویند. من نمی‏توانم چهره‏ای مستبد را که در بخشی از این کره خاکی شرارت به پا کرد جاودانه توصیف کنم. بله من در مورد میراث موگابه می‏نویسم، به عنوان یک انسان، یک همسایه یا کسی که او هرگز نفهمید با موفقیت‏هایی که به دست می‏آورد چه کند. شاید به سان موگابه زیاد باشد، بسیاری مثل او باشند که ندانند با موفقیت‌شان چه کنند. این همان درسی است که باید بیاموزیم. همه ما می‏خواهیم قهرمان‌هایی بی‏عیب‌و‌نقص باشیم و همه خصوصیات خوب را یک جا داشته باشیم. این مسئله معادلات جهان را ساده‌تر جلوه می‏دهد. با این حال آیا تاکنون به سرزمینی رفته‌اید که فاقد ارز کارآمد باشد؟ تاکنون با مردمانی برخورد داشته‌اید که دغدغه شیر داشته باشند و درعین‏حال لبخند بزنند؟ مردمانی را دیده‌اید که زیر بار هزینه‏های حاصل از شکست سیاست‏های اقتصادی کمرشان خم شده باشد، با این حال هیچ نگویند؟ آفریقای جنوبی می‏توانست بسیار از زیمبابوه بیاموزد، شاید بهتر بگویم همه ما بیش از این می‏توانستیم از این سرزمین و تاریخش بیاموزیم. کوتاهی کردیم. درست می‏گویند زیمبابوه را موگابه ساخت. بهتر بگویم، موگابه در آزادسازی این سرزمین نقشی برجسته داشت اما بعد از پیروزی زیمبابوه را به سنگری برای حراست و بقایایش تبدیل کرد. طبیعتا این عبارت پر از تناقض است. بخشی از آن مثبت است و بخشی دیگر منفی و مخرب. موگابه بخشی از بنیادی که ساخته بود را برای حفاظت از خود تخریب کرد. حال باید پرسید آیا همین بنیادهای شکسته شده کمکی به ساخت دوباره زیمبابوه می‏کنند؟ اگر چیزی برای یاد دادن ندارید، پس از این وقایع درس بگیرید. پوپولیسم استبدادی را تجربه کردیم. به همین دلیل اجازه دهید کارم را به درستی انجام دهم. رابرت موگابه چهره‏ای سیاسی و درعین‏حال پیچیده‏ای بود که بسیاری از ما برایش پایان خوبی را آرزو می‏کردیم. این پایان خوب رخ داد. بسیاری از شما در مراسم خاکسپاری‏اش شرکت خواهید کرد، نمی‏کنید؟ هیچ‌کس به اندازه او نتوانست در حوزه سیاسی موفقیت به‌دست آورد. هیچ‌کس هم به اندازه او نتوانست محدودیت و ممنوعیت ایجاد کند. بیاییم از ماجرای موگابه درس بگیریم، یاد بگیریم که رهبران‌مان را پادشاه زندگی‌مان نکنیم تا بدین طریق آنها را در هم شکنیم. طبیعتا باید قدردان هر آنچه باشیم که رهبران برای ساخت کشورمان به ارمغان می‏آورند اما نباید این مسئله را به اندازه‏ای برجسته کنیم تا توان نقد رهبر را نداشته باشیم. باید از میراث خوب یک رهبر برای ساخت دولتی بهتر و جامعه‏ای فراگیرتر بهره ببریم. به فرزندان‌مان، به نسل جوان، به پسران و دختران‌مان اجازه دهیم تا از میانه ویرانی‏های بومی بنایی جدید بسازند. پس در گام نخست بیایید گناهان موگابه را ببخشیم.