روزنامه سازندگی

نمایش سینما

منتشر شده در تاریخ پنجشنبه 31 مرداد 1398 ساعت 10:44

انتخاب در نیمه‌شب /«در جست‌وجوی فریده» از طرف ایران به اسکار فرستاده شد

درخشش اول «در جست‏وجوی فریده» محصول سال 97 است و در جشنواره‏ی سینما حقیقت همان سال موفق شد جوایز بهترین تدوین، موسیقی و همچنین تندیس ویژه دبیر را دریافت کند. این مستند درباره زنی ایرانی‏الاصل با تابعیت هلندی است که در کودکی در حرم امام رضا (ع) رها شده و به شیرخوارگاه فرستاده می‏شود.

عمار سالاری کیا: خبر در ظاهر غافلگیرکننده بود؛ بامداد یک‏شنبه، درست وقتی روزنامه‏های سراسری زیر چاپ بودند و خبرگزاری‏‏ها خبری را مخابره نمی‏کردند روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی به‏نقل از رائد فریدزاده، دبیر و سخنگوی هیأت معرفی فیلم ایرانی به اسکار، اعلام کرد که فیلم «در جست‏وجوی فریده» نماینده‏ی ایران در نوددومین دوره‏ی اسکار شده است؛ فیلمی مستند که محصول مشترک ایران و هلند است. همه چیزِ این خبر عجیب بود؛ هم ساعت و شیوه‏ی اعلام خبر، هم انتخاب یک مستند برای اسکار و هم مخفی کردن نام اعضای هیئت انتخاب. هر چه بود در اولین دقیقه‏های روز یکشنبه مشخص شد مستندی که آزاده موسوی و کورش عطایی ساخته‏اند نماینده‏ی ایران در اسکار شده است و همین خبر، به حواشی دامن زد. اولین حاشیه درباره‏ی شیوه‏ی انتخاب فیلم بود؛ اینکه جدال اصلی بین دو فیلم داستانی بوده و چون بر سر آنها توافقی به دست نیامده همگی سر یک اثر دیگر به جمع‏بندی رسیده‏اند. کمی بعد گزاره‏های دیگری هم مطرح شد و موافقان و مخالفان فیلم‏ها، مثل همیشه اخباری را، راست‏ودروغ، از پشت‏پرده‏ی انتخاب فیلم اعلام کردند. اما اصل ماجرا چه بود؟

اجبار در انتخاب

تا همین یک سال پیش آکادمی اسکار تا اول اکتبر به کشورها فرصت می‏داد تا فیلم منتخب‏شان را به‏دست کادر بررسی فیلم‏های خارجی برسانند. این فرصت معمولا یک هفته تمدید می‏شد تا فیلم‏ها و مواد خام لازم، مدارک و جزئیات ضروری برای اثبات مالکیت فیلم از طرف کشور ارسال‏کننده به آمریکا برسد. ولی امسال به کشورها اعلام شد که زمان دریافت فیلم به‏وسیله‏ی آکادمی تمدید نمی‏شود. این یعنی هیئت انتخاب فیلم تا 9 مهرماه فرصت داشت تا فیلم مورد نظرش را به همراه مدارک لازم به آمریکا ارسال کند. یکی از نگرانی‏های امسال، مسئله‏ی تحریم بود، چون ظاهراً هیچ کدام از شرکت‏های پستی بین‏المللی بسته‏ی ارسالی از ایران را نمی‏پذیرند و بنیاد فارابی همین حالا هم دربه‏در دنبال راه‏حلی برای حل مشکل می‏گردد. اما این فقط یک نکته بود؛ مسئله‏ی دیگر تأیید اعضای هیئت انتخاب بود، طبق قوانین آکادمی، بیشترین تعداد اعضای هیئت انتخاب باید از سینماگران باشد و این افراد باید با عنوان شغلی‏شان به تأیید آکادمی برسند. بنابراین بنیاد سینمایی فارابی که مسئول تشکیل شورا بود باید فهرستی را آماده می‏کرد و به دست آکادمی می‏رساند تا زودتر کار را شروع کند. بنیاد سینمایی فارابی شروع به مکاتبه با خانه‏ی سینما کرد تا فهرست مورد نظر را آماده کند، فهرستی از آن‏هایی که دست‏اندرکار فیلم‏ها در سال گذشته نبوده‏اند یا با فیلم‏هایی که می‏توانسته‏اند در فهرست انتخاب باشند همکاری نداشته باشند. تهیه‏ی این فهرست کلی طول کشید اگرچه در نهایت همه‏ی اعضا بی‏سروصدا انتخاب شدند. فرشته طائرپور تهیه‏کننده، فاطمه معتمدآریا بازیگر، ابوالحسن داودی کارگردان، تورج منصوری فیلمبردار، رسول صدرعاملی کارگردان، امیر اثباتی طراح صحنه، مرتضی رزاق‏کریمی تهیه‏کننده، مهرزاد دانش منتقد و رائد فریدزاده معاون بین‏الملل بنیاد سینمایی فارابی عضو کمیته‏ی انتخاب شدند و شروع به بررسی فیلم‏ها کردند. رائد فریدزاده که سخنگوی این شورا هم بود دیروز با خبرگزاری مهر مصاحبه کرد و گفت که «تمام آثاری که تا ۸ مهر ماه سال جاری ممکن بود اکران شوند، مورد توجه قرار گرفتند. [ما] نامه‏ای را به اداره نظارت و ارزشیابی ارسال کردیم و آنها نیز اسامی فیلم‏هایی که احتمال اکران آنها تا این تاریخ وجود دارد نیز اعلام کردند تا مورد بررسی هیات انتخاب قرار گیرد.» بنابراین آنها با فهرست بلندبالایی طرف شدند. اما شانس ده فیلم بیشتر از بقیه بود و رأی بیشتری هم آوردند. طبق اعلام رسمی کمیته هم فهرست فیلم‏های «مغزهای کوچک زنگ‏زده» ساخته هومن سیدی، «بمب، یک عاشقانه» ساخته پیمان معادی، «سرو زیر آب» ساخته محمدعلی باشه‏آهنگر، «آشغال‏های دوست‌داشتنی» ساخته محسن امیر یوسفی، «قصر شیرین» ساخته رضا میرکریمی، «در جست‏وجوی فریده» ساخته آزاده موسوی و کوروش عطایی، «عرق سرد» ساخته سهیل بیرقی، «متری شش و نیم» ساخته سعید روستایی، «سرخپوست» ساخته نیما جاویدی و «شبی که ماه کامل شد» ساخته نرگس آبیار در فهرست نهایی حضور داشتند و بعد بررسی و رأی‏گیری معلوم شد که سه فیلم «قصر شیرین»، «در جست‏وجوی فریده» و «متری شش و نیم» بیشترین آرا را به دست آورده‏اند. از بین اینها فیلم «در جست‏وجوی فریده» انتخاب شد؛ آن‏طور که معلوم است ظاهراً موافقان و مخالفان دو فیلم میرکریمی و روستایی نتوانستند همدیگر را برای انتخاب یکی از آنها راضی و قانع کنند. بنابراین قرار شد که بین این سه فیلم رأی‏گیری ساده‏ای برگزار شود و این وسط، فیلم «در جست‏وجوی فریده» برای ارسال به اسکار انتخاب شد.

چرا این فیلم انتخاب شد

اولویت‏ها در انتخاب فیلم برای اسکار روشن و واضح است؛ اینکه فیلم قبل ارسال چقدر دیده شده، چه جوایزی گرفته و چقدر برای اعضای آکادمی که خودشان از سینماگران کشورهای مختلف هستند کنجکاوی‏برانگیز است. مهم است که فیلم چه پخش‏کننده‏ای در آمریکا دارد و این پخش‏کننده می‏تواند با لابی‏گری کمک کند به دیده‏شدن فیلم یا نه. بدیهیات را می‏گوییم اما جهت اطلاع باز هم تکرار می‏کنیم که آکادمی اسکار نه سالنی برای نمایش فیلم‏ها دارد نه اعضایش موظف‏اند همه‏ی فیلم‏ها را ببینند؛ دیدن فیلم غیرانگلیسی‏زبان بیشتر ناشی از کنجکاوی اعضا نسبت به موضوع، نام و پیشینه‏ی کارگردان یا حواشی اطراف فیلم است و این کنجکاوی را معمولاً پخش‏کننده‏ها و جوایز ایجاد می‏کنند. راستش هدف ارسال فیلم هم اعلام موضع کشورها نسبت به رویکرد کشور آمریکا نیست، چون این موضع‏گیری هیچ بازتابی در خود آمریکا ندارد و این کار بیشتر نمایشی برای اقناع داخلی است. همه‏ی این مترومعیارها برای انتخاب صحیح است؛ اینکه فیلم باید بیشترین شانس را برای دریافت جایزه داشته باشد؛ اسامی نامزدها هیچ‏وقت در خاطر کسی نمی‏ماند و این برنده‏ی اسکار است که مهم است. بنابراین همه‏ی کشورها تلاش می‏کنند فیلمی را که شانس و احتمال بیشتری برای دریافت جایزه دارد به آکادمی بفرستند. اینها ملاک‏ها و نشانه‏های قابل ارزیابی هستند و هیئت‏ها باید همین‏ها را دقیق بررسی کنند.

تکلیف سینمای ما کاملا روشن است؛ سینمای ایران از مهر پارسال تا امروز، حضور چشمگیری در جشنواره‏های معتبر و درجه‏یک نداشته؛ نه برلین و نه کن فیلمی از ایران نمایش نداده‏اند و دو سه جشنواره‏ی لوکارنو و کارلووی‏واری هم بدون فیلم ایرانی کارشان را به آخر رسانده‏اند. بله خب، امسال قرار است «متری شیش‏و‏نیم» در بخش افق‏ها نمایش داده شود و «قصر شیرین» هم در جشنواره‏ی شانگهای جوایز اصلی را برده؛ اما ظاهرا هیئت انتخاب فکر کرده که نه بخش افق‏ها به اندازه‏ی بخش اصلی می‏تواند نظر اعضای آکادمی را جلب کند نه جشنواره‏ی شانگهای کنجکاوی آنها را برمی‏انگیزد. اگر چه همین دلایل درباره‏ی «در جست‏وجوی فریده» هم صادق است؛ فیلم، مستندی است که در جشنواره‏های مستند درخشیده اما سروصدای زیادی به‏پا نکرده است. بنابراین هر سه گزینه در یک سطح‏اند. از نظر پخش جهانی هم همه چیز آشکار است؛ هنوز فیلم‏های ایرانی پخش‏کننده‏ی آمریکایی ندارند و طبعاً شانس دیده شدن آنها اندک است. در این مورد هم هر سه گزینه شبیه هم‏اند. پس چه چیز دلیل انتخاب یک مستند برای ارسال به اسکار بوده؟ راستش کسی خبر ندارد؛ اگرچه شاید دلیل‏اش عدم تفاهم سر یکی از دو فیلم داستانی بوده باشد که در نتیجه‏ی آن، یک فیلم سوم بیرون آمده. به‏هر حال حذف فیلم‏هایی مثل «متری شیش‏و‏نیم»، «قصر شیرین»، «شبی که ماه کامل شد»، «سرخپوست»، «ماجرای نیمروز: رد خون» و... کلی حاشیه ایجاد می‏کند؛ حواشی ایدئولوژیک و البته کم‏وبیش زرد که گاه ربطی به معیارهای فنی و دقیق هم ندارد ولی حتما مؤثرتر و کمرشکن هستند.

در جست‏وجوی فریده چه‌جور فیلمی است

درخشش اول «در جست‏وجوی فریده» محصول سال 97 است و در جشنواره‏ی سینما حقیقت همان سال موفق شد جوایز بهترین تدوین، موسیقی و همچنین تندیس ویژه دبیر را دریافت کند. این مستند درباره زنی ایرانی‏الاصل با تابعیت هلندی است که در کودکی در حرم امام رضا (ع) رها شده و به شیرخوارگاه فرستاده می‏شود. کمی بعد زوجی هلندی او را به فرزندی قبول می‏کنند و با خود به هلند می‏برند. او پس از چهل سال تلاش می‏کند تا خانواده‏اش را پیدا کند؛ انتشار داستان زندگی‏ او در روزنامه‏ی خراسان، باعث می‏شود سه خانواده ایرانی مدعی ‏شوند که چهل سال پیش فرزند خود را رها کرده‏اند و حالا فریده به آنها تعلق دارد. فریده به ایران می‏آید تا بفهمد خانواده‏اش کدامیک از این‏هاست و این، شروع سفر و زندگی بین سه خانواده‏ی متفاوت است که هر کدام گمان می‏کنند او دخترشان است.

اما اهمیت فیلم فقط در سوژه‏اش نیست، که فیلم، بیشتر، به‏خاطر نوع پرداخت و مواجهه با سوژه است که اهمیت دارد، اینکه شما با یک شخصیت وارد زندگی خانواده‏های مختلف می‏شوید، تفاوت‏های خانواده‏ی هلندی و خانواده‏های ایرانی را می‏بینید، عشق آنها را نسبت به فریده حس می‏کنید و متوجه می‏شوید که آنها چهل سال قبل تحت چه شرایطی ناچار شده‏اند فرزندانشان را رها کنند. فیلمسازها موفق شده‏اند به خود زندگی نزدیک شوند و اعتماد افراد را جلب کنند تا تصویری دقیق از زندگی، روابط و حس‏‏وحال‏شان را منعکس کنند. اهمیت فیلم در همین مماس بودن فیلم با زندگی آدم‏ها و دغدغه‏هایشان است؛ این مستندی است که تماشاگر را درگیر می‏کند و ای‏بسا بیشتر از یک فیلم درام، آنها را به خودش جلب کند. «در جست‏وجوی فریده» فیلمی است درباره‏ی هویت، درباره‏ی ریشه‏ها و درباره‏ی فرهنگ؛ همه‏ی چیزهایی که می‏‏تواند تماشاگر را شگفت زده کند.